• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مصاحبه ها

  • شروع کننده موضوع
  • #1

armin2557

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
124
امتیاز
212
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ارومیه
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
رشته دانشگاه
داروسازی
گفت‌وگو با برنده مدال نقره المپياد جهاني زيست شناسي


دانش- آيدا ابوترابي:
نمي‌دانم چرا بعضی از ما، با دیدن نوجوان‌‌ها و جوان‌‌هایی که در مسابقه‌هاي مختلف علمي ‌شرکت مي‌کنند و مقام و مدال‌هاي گوناگون مي‌گيرند، احساس مي‌کنیم آنها از جنس ما نیستند و با ما خیلی فرق دارند و آدم‌‌های عجیب و غریبی هستند که تنها فکر و ذکرشان درس خواندن است.
اما واقعيت اين است كه آنها خودشان را باور کرده‌اند و با تلاش و اراده به موفقیت و افتخار هم رسيده اند. «مریم خادمیان» یکی از آنهاست! او متولد اولین روز سال 1369است. دوران راهنمایی، دبیرستان و پیش‌دانشگاهی را در مرکز فرزانگان شیراز گذرانده و امسال در المپیاد جهانی زیست، که در شهر بمبئی کشور هند برگزار شد، مدال نقره گرفت. بهتر است جزئیات بیشتر را از زبان خود مریم بخوانید.

امسال المپیاد جهانی زیست شناسی از 23 تا 30 تیر ماه در شهر مومبای (بمبئی) هندوستان برگزار شد. در مجموع تیم‌‌های 55 کشور از 5 قاره حضور داشتند که در پايان تیم‌‌های چین تایپه (تایوان) و آمریکا با 4 مدال طلا بهترین نتیجه را به دست آوردند. از تیم ایران من و آقای کسری افضلی مدال نقره گرفتيم و خانم هما مجد و آقای محمد حسین پورنبی مدال برنز گرفتند.

چه‌قدر برای المپیاد زمان گذاشتی و درس خواندی؟ آیا فکر مي‌کردی که مدال بگيري؟
درس خواندن برای المپیاد زیست‌شناسی را به‌طور جدی از آخرهای سال دوم دبیرستان شروع کردم. قبل از آن المپیادهای کامپیوتر و ادبیات را تا حدی دنبال مي‌کردم. مهم‌ترين هدف من، مانند همه شرکت‌کنندگان، کسب مدال بود و تمام سعي‌ام را كردم كه به هدفم برسم.



استقبال از تیم المپیاد زیست‌شناسی (اعضای تیم به ترتیب: کسری افضلی، محمد‌حسین پورنبی، هما مجد و مریم خادمیان)

آيا دوستاني پیدا کردی؟
هدف اصلی این مسابقه‌ها، آشنایی نوجوان‌‌ها با فرهنگ کشورهای دیگر و پیدا کردن دوست‌‌های جدید است. ما هم از این قاعده مستثنی نبوديم و سعی کرديم در طول برگزاری المپیاد با همه بچه‌‌ها رابطه دوستانه‌ای بر قرار کنيم. من هم دوستانی از کشورهای یونان، ایتالیا، هند، فنلاند، اندونزی، سوئیس، چین تایپه، انگلستان، تاجیکستان، ترکیه و... پیدا کردم!

خاطره جالبی از مسابقه‌ها داری؟
رسم جالبی که در این مراسم وجود دارد این است که اعضای هر تیم هدیه‌‌هایی از کشور خود به تمام شرکت‌کنندگان مي‌دهند. ما هم یک شب قبل از صرف شام هدیه‌هاي خود را بین بچه‌‌ها پخش کردیم. نگاه‌‌های متعجب و در عین حال همراه با تحسین و تشکر بچه‌‌ها به نمونه‌‌های مینیاتوری فرش‌‌های ایرانی برای ما بسیار جالب بود!

چه طور شد که به زیست شناسي علاقه‌مند شدی؟
من از دوران کودکی از خواندن کتاب‌‌هايی درباره گیاهان و جانوران لذت مي‌بردم؛ بدون آن که بدانم این كتاب‌ها در حوزه علمي ‌شیرین، جذاب و همه‌جانبه‌اي به نام «زیست‌شناسی» قرار مي‌گیرند. به تدریج و با افزایش مطالعاتم به این رشته علاقه‌مند شدم و آن را ادامه دادم.

چه گرایشی از زیست شناسي را بیشتر دوست داری؟
من همه گرایش‌‌های مختلف زیست شناسي مانند انگشتان دست را دوست دارم و انتخاب‌کردن یک یا دو مورد خاص برایم خیلی سخت است.



آرم نوزدهمین المپیاد زیست‌شناسی که روی همه وسیله‌‌ها از مدال و حکم مدال و برگه سؤالات گرفته تا کیف و کلاه چاپ شده است

در آزمایشگاه هم فعالیت مي‌کنی؟
بله.

این کار را دوست داری؟
بخش مهمي‌از مرحله‌‌هایی که در المپیاد وجود دارد، چه در المپیاد کشوری و چه جهانی، بخش آزمایشگاه است که همزمان اطلاعات، خلاقیت، سرعت عمل و دقت فرد را مي‌سنجد. آزمایشگاه زیست شناسی در هر زمان و مکانی برای من جالب و شیرین بوده، هست و خواهد بود!

به نظر تو چرا بعضی از دانش‌آموزان با زیست شناسي ارتباط برقرار نمي‌کنند و خواندن آن برایشان سخت است؟
فکر مي‌کنم دلیل این مسئله را باید از همان دانش‌آموزان پرسید! اما ممکن است به این خاطر باشد که به اشتباه، درس زیست شناسی به عنوان یک درس صرفاً حفظ‌كردني دیده مي‌شود. اگر دانش‌آموزان سعی کنند برای مطالبی که مي‌خوانند به دنبال دلیل‌‌های منطقی باشند و دانسته‌‌هایشان را به هم ربط دهند، این درس برایشان شیرین‌تر از قبل مي‌شود.

در چه درسی ضعیف هستی و یا آن را دوست نداری؟
راستش کنارآمدن با درس‌‌های حفظی مثل زمین‌شناسی برایم کمي‌ سخت است!

وقتی از درس‌خواندن خسته مي‌شوی چه کار مي‌کنی؟
معمولا كتاب‌هاي ادبي و شعر مي‌خوانم. مخصوصا با حافظ رابطه بسیار خوبی دارم!

برخي از دانش‌آموزانی که زیست شناسي دوست دارند، با ریاضی مشکل دارند! تو چه‌طور؟!
شاید جالب باشد که بدانید المپیاد زیست شناسي در اصل مجموعه‌ای از رشته‌‌های ریاضی، فیزیک، شیمي ‌و کامپیوتر با چاشنی زیست‌شناسی است! و کسانی که در هر مرحله برگزیده مي‌شوند در این علوم نیز از سطح خوبی برخوردارند.

زيست‌شناسي چه كاربردي در علم امروز دارد؟
راستش کاربردهای این رشته در بخش‌‌های مولکولی، سلولی، ژنتیک، گیاه‌شناسی، فیزیولوژی، اکولوژی و... آن‌قدر زیاد و متنوع است که ترجیح مي‌دهم بررسی آنها را به خوانندگان واگذار کنم!



تابستان‌ها در اوقات فراغت چه کار مي‌کنی؟
براساس شرایط و میزان وقت آزادم کتاب مي‌خوانم، فیلم مي‌بینم، موسیقی گوش مي‌دهم و...

با خانواده هم به مسافرت رفته‌ای؟
با توجه به فشردگی کلاس‌‌های المپیاد، ما تا یک هفته قبل از اعزام در دوره آمادگی المپیاد جهانی بودیم. الان چند وقتی است که در شیراز هستم، اما دوباره باید به تهران برگردم و متاسفانه نمي‌توانم زمان زيادي در كنار خانواده باشم.

به چه كتاب‌هايي علاقه داري؟
غزل‌هاي حافظ.

اهل «دوچرخه» هستی؟!
بله، تا مدتی پیش که وقت آزاد بیشتری داشتم دوچرخه مي‌خواندم.

کدام قسمت از مطلب‌‌های دوچرخه را بیشتر دوست داری؟
بخش نقد شعرها.

رابطه‌ات با طبیعت و حیوان‌ها چگونه است؟
همیشه از بودن در طبیعت لذت مي‌برم. همه حیوان‌ها را دوست دارم و از آزار حيوان‌ها خیلی ناراحت مي‌شوم.

وقتی مدال به گردنت آویخته شد، چه احساسی داشتی؟
حس شادی، از این که توانستم پاسخ بخشی از زحمت‌هايي را که خانواده و معلم‌‌هایم برایم کشیده‌اند بدهم، خيلي خوشحال شدم.

وقتي كه مدال گرفتي عکس‌العمل خانواده‌ات چه بود؟ بعد از این که به ایران آمدی رفتارشان با تو عوض نشد؟!
طبیعتا خوشحال شدند، اما رفتار آنها تغيير نكرد، چون دلیلی برای این كار وجود نداشت!

به نظر تو راز موفقیت چیست؟
باور داشتن خود، به کار بستن نهایت تلاش و در آخر سپردن نتیجه به خداوند. نوجوان‌‌ها باید بدانند که هیچ محدودیت و مشکلی نمي‌تواند مانع رسیدن آنها به هدف‌‌هایشان شود و اینکه هیچ تلاشی در زندگی بی پاسخ نمي‌ماند.

آیا شخص خاصی وجود دارد که بخواهی جای او باشی؟
خیر! سعی مي‌کنم در هر رشته‌ای از افراد موفق در آن رشته الگو بگیرم؛ چون فردی نیست که در همه رشته‌‌ها موفق باشد، نمي‌توانم به فرد خاصی اشاره کنم!

مریم، 10سال آینده را چه طور مي‌بیند؟!
حداکثر تلاشم را مي‌کنم که آینده روشنی بسازم.

حرف آخر:
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست، راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...

استقبال از تیم المپیاد زیست‌شناسی (اعضای تیم به ترتیب: کسری افضلی، محمد‌حسین پورنبی، هما مجد و مریم خادمیان)

آرم نوزدهمین المپیاد زیست‌شناسی که روی همه وسیله‌‌ها از مدال و حکم مدال و برگه سؤالات گرفته تا کیف و کلاه چاپ شده است
 

ernst haeckel

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
426
امتیاز
1,116
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بابــــــل
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
پزشکی
مصاحبه با آقای کوشا پایداری - دارنده مدال نقره جهانی 2006

-- این مصاحبه رو از وبلاگ biologyo.persianblog.ir کپی کردم.
مطالب جالبی داره. خصوصا برای کسانی که تازه کار رو شروع کردند و یا برای ادامه کارشون دچار تردیدند!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این مطلب مصاحبه ایست با جناب آقای کوشا پایداری، عضو تیم ملی المپیاد زیست شناسی ایران برای ورود به آرژانتین. از ایشان جهت همکاری با ما نهایت سپاس را داریم.

_ نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد، مدرسه و شهر؟
_ کوشا پایداری هستم متولد 16 تیر ماه 1367، ساکن شهر اصفهان و در حال حاضر در دبیرستان شهید اژه ای تحصیل می کنم.

_اولین بار کی به فکر مطالعه برای المپیاد افتادید و چه مدت بعد، شروع کردید؟
_ دقیقا نمی تونم به خاطر بیاورم، اولین بار در راهنمایی بود اما هیچ تصمیم جدی گرفته نشد اما تصمیم جدی رو وقتی گرفتم که وارد سال اول دبیرستان شدم. نسبتا زود شروع کردم اما کلا دوست داشتم که آهسته مطالعه داشته باشم و بخاطر همین تا اول سال دوم خیلی مطالب خاصی نخواندم. با این حال خیلی مفید بود که سریع در شرایط المپیاد قرار گرفتم.

_ چه عواملی در شروع کار شما را دلسرد می کرد و سطح نمرات مدرسه چه تغییری داشت؟ در اولین شروع برای المپیاد چه منابعی را و در چه مدتی مطالعه کردید؟
_ خب اگه بخوام صریح بگم، در حالت کلی، مدرسه ما برای المپیاد زیست شرایط اصلا خوبی نداشت و بیشتر دارای جو ریاضی فیزیک بود. کتاب های کتابخانه مدرسه هم به 3 یا 4 تا محدود می شد اما با این حال داشتن یک دبیر زیست بسیار عالی و گرانقدر خیلی مفید بود اونقدر که علاقه من رو نه محدود به المپیاد بلکه زیست شناسی دو چندان کرد. اما واقعا چیزی نبود که بخواد من رو دلسرد کنه. اولین کتابی که خواندم، ژنتیک مولکولی دکتر ابراهیم یزدی بود که البته خیلی قدیمی هست و این کتاب را سال اول خوندم و تازه فهمیدم زیست شناسی چه عالمی داره. این خیلی مهمه که شما خیلی زود به این مطلب پی ببرید و مثل یک پتانسیل عظیم برای ادامه کاره. کتاب ژنتیک استنسفیلد و بیوشیمی عمومی آلبرت دانیال زاده کتاب های دیگری بودند که سال اول خوندم. بعد هم کتاب مقدمه ای بر اکولوژی رفتار. مدت زمان مطالعه کتاب هم نسبت به تسخیر مطلب متفاوت بود مثلا کتاب مقدمه ای بر اکولوژی رفتار Krebs & Davis من رو تسخیر کرد. تا اونجایی که بخاطر دارم این کتاب رو حدود 6 بار تا حالا مرور کردم و هنوز هم از نگاه کردن بهش لذت می برم. تمام کردنش حدود یک هفته طول کشید و شاید یک کم بیشتر.
نمرات مدرسه تغییر خاصی نداشت چون این رو خوب فهمیدم که من هم باید به موازات مدرسه و درس های ملاسیم به الم÷یاد فکر کنم و سر همه کلاس ها حتی پرورشی هم حاضر بودم.

_ اگر الآن سال اول دبیرستان بودید، چه تغییری در برنامه ی آن زمانتان ایجاد می کردید؟
_ راستش رو بخواهید باید بگم که تغییری نمی دادم. شاید یک کم آزمایشگاه بیشتر کار می کردم و یا در کنار مطالعه ی کتاب های زیست ریاضی و شیمی هم می خواندم که واقعا مفیده. همین الآن هم از بچه ها خواهش می کنم که فکرشون رو مثلا به فیزیولوژی محدود نکنند چون که خوندن مطالب ریاضی مثل انتگرال و دیفرانسیل و آنالیز ترکیبی در آینده خیلی کمک کننده هست و موازی شدن این مطالعات با زیست قدرت ذهن رو ارتقا می ده.

_ سال اول و دوم در المپیاد شرکت کردید؟ چه شد؟
_ سال اول شرکت نکردم اما سال دوم شرکت کردم و قبول شدم.

_ مهم ترین عامل دل گرمی در ادامه دادن این مسیر چه بود؟
_ مطمئنا خود زیست شناسی بود، نمی تونم توصیفش کنم... ببینید، در این مسیر کسی شما رو مجبور نمی کنه و فشاری هم پست سرتان نیست. پس این خود شما هستید که تصمیم می گیرید؛ کی، کجا، چی بخونم، چقدر اهمیت بدم، اصلا چرا دارم می خونم...... برای من خود قشنگیه مطالب بود، همین.

_ تا روز شروع هشتمین المپیاد زیست شناسی شما چه منابعی رو خونده بودید؟ تا چه حد اطمینان داشتید که قبول می شوید؟
_ من کتاب های نسبتا خوبی رو خوندم تا اونجا که بخاطر دارم: An introduction to genetic analysis ، ژنتیک استنسفیلد بیوشیمی عمومی شهباز ملک نیا جلد اول، زیست گیاهی تالیف رست، جلد اول فیزیولوژی گیاهی تایز و زایگر، چند فصل از کتاب فیزیولوژی بدن انسان تالیف ریچارد فلانزر، ژنتیک مولکولی گیتی امتیازی، مقدمه ای بر اکولوژی رفتار، اکولوژی اردکانی، سلولی مولکولی دکتر رسول صالحی و چند تای دیگه که الآن در ذهنم نیست.

_ بزرگ ترین اشتباهی که در این مسیر کردید چه بود؟
_ کار نکردن آزمایشگاه

_ آیا در سال دوم و سوم در المپیاد بسیج شرکت کردید؟ رتبه کشوری شما چند بود؟ اردوهای بسیج تا چه حد برای شما مفید بود؟
_ سال دوم شرکت نکردم اما سال سوم در کشور 16 شدم و اردوی بهار هم فوق العاده خوب بود از این جهت که با بچه های دیگه از تهران، شیراز، مشهد و ... آشنا شدم. در خود دوره هم بین بچه هایی که بودیم دوم شدم.

_ مواجه شدن با رقیبانتان برای شما چگونه تجربه ای بود؟
_ خیلی زود با همه شان دوست های صمیم شدم، که الآن هم با عده ای از آن ها، هنوز با هم هستیم. اینکه شما چگونه با رقیب هایتان برخورد کنید، بر روحیه یتان اثر می گذارد. خودتان تصمیم می گیرید که آیا همه با هم باشید و دوست، یا اینکه هر کسی به طور جداگانه کار خودش را بکند.... و با توجه به اینکه از اصفهان من تنها بودم، روش اول رو انتخاب کردم.

_ مرحله دوم هشتمین المپیاد زیست شناسی چگونه بود؟ چه عاملی باعث شده بود که از مرحله دوم ناراضی باشید؟
_ برای من مرحله دوم اصلا خوب نبود. طوری که بعد از روز امتحان، خیلی نومید بودم. دقیقا نمی دانم چرا اما مطمئن بودم که با تمام اون چیز هایی که داشتم، در امتحان حاضر نشدم. برای همین هم بود که خیلی منتظر شنیدن نتایج نبودم.

_ نقاط ضعف و قوت دوره ی تابستان در باشگاه چه بود؟ آیا شما نیز با مشکل روحی روبرو بودید؟ چگونه با این مشکلات مقابله می کردید؟ آیا از هم دوره ای هایتان کسانی بودند که تنها به علت مشکلات روحی مدال طلا نگیرند؟
_ در مورد سوال آخر باید جواب بدم؛ کاملا این طور بود. افرادی را می شناسم که حد اقل خیلی از کتاب هایی را که من الآن می خوانم را آن زمان تمام کرده بودند و از نظر سطح اطلاعاتی همه نسبت به آن ها حسودی می کردیم. اما با وجود اینکه تنها هم نبودند، با دیدن شرایط، و یا بهتر بگویم جو کلاس دوره، آن قدر مایوس شدند که این کاهش قدرت روحی بر روی جسمشون هم اثر داشت، و این عامل بود که باعث پذیرفته نشدن آن ها شد.
من هم مشکلات خودم را داشتم! اما این رو باور کنید و باور داشته باشید که مهم ترین عامل در این که خودتون رو نبازید، این است که: به قدرت های خودتون ایمان داشته باشید.
من این رو خوب لمس کردم، دوره تابستان یک دوره کاملا فشرده است که خیلی ها رو از همون اوایل نا امید می کرد، اما اگر به دو تا چیز که در واقع یکی هستند، ایمان داشته باشید، تمام این ها مثل حرف ها، فشار های احتمالی...... هیچی هیچی به شما نمی آیند: 1. خدای عادلی که همه جا هست. 2. باور داشتن خود.

_ علت اصلی این مشکلات چیست و باشگاه برای جلوگیری از آن ها چه کار هایی باید انجام دهد؟
_ برای برخی بچه ها دور بودن از خانواده در این دوره کمی سخت بود... برای من مشکلات اصلی چیز دیگری بود؛ شرایط خوابگاه و شلوغیش در آن زمان یک کم آزاردهنده بود و بخاطر غذای خوابگاه، گاهی من و عده ای از بچه ها مجبور می شدیم بدلیل جلوگیری از سو هاضمه(!!!) از بازار مواد غذایی بخریم. از شلوغی بدم می آمد و این رو نمی شد کاری کرد. مطمئنا اگر باشگاه کمی به این مسائل فکر کند، شرایط بهتر می شود. به هر حال، دوره ما به تنهایی آزمون قبولی برای جزو هشت نفر شدن نبود، در کنار اون، آزمون اعتماد به نفس، آزمون برقراری ارتباط صحیح با بقیه همکلاسی ها، آزمون قدرت اولویت بندی برای انجام کار ها و شاید خیلی چیز های دیگر بود؛ مثل تغییر جوانب و زوایای نگاه من به مسائل عقیدتی.

_ در دوره شما مشکلاتی مانند دوباره گرد هم آیی کمیته پیش آمد و شایعات زیادی هم پخش شد. اتفاق اصلی ای که در این مورد رخ داد، دقیقا چه بود و چه کسانی در این امر ضرر کردند؟
_ بله، راستش رو بخواهید خود ما هم درست متوجه نشدیم! شاید چون احساس می شد قضیه باید تا حد امکان مسکوت بماند اما تا آنجایی که خبر دارم یکی از افرادی که برنز شده بود نامه ی اعتراض آمیزی به کمیته نوشت و از نحوه ی نمره دادن به بعضی درس ها مثل آزمایشگاه شکایت شد. و همین باعث شد کمیته دو باره تشکیل شود و تصمیم گیری کند. و امیدوارم که هیچ وقت این اتفاق برایتان نیافتد. تا حدی می شود گفت که برای اعضای کمیته غیر قابل تحمل بود(فکر کنم منظور ایشان همان هشت نفر بود) و خب من هم که .....!!!

_ امتحان مرحله سوم چگونه بود؟ اطمینان شما و اعتماد به نفستان بعد از امتحان چگونه بود؟ وقتی که اسم شما را صدا زدند چه احساسی پیدا کردید؟ وقتی که فهمیدید ممکن است در دوباره تشکیل شدن کمیته ممکن است اسم برخی از شما ها را برای مدال طلا صدا نزنند چه احساسی پیدا کردید؟ فهمیدن قطعی این که مدال طلا گرفته اید چه احساسی به شما داد؟
_ امتحانات مرحله سوم کلا خوب بود اما بجز برخی موارد که واقعا انصاف نبود، مثلا زمان استاندارد درس سلولی ما حداقل 2 یا بیشتر بود که ما بایستی آزمون رو بهمراه ژنتیک و نیز بیوشیمی کلا در سه ساعت پاسخ می دادیم اما شرایط یکسان برای همه وجود داشت. و این یکسان بر می گشت به قدرت سرعت تصمیم گرفتن در آزمون ها که چه زمانی را برای چه آزمونی صرف کنیم. من بعد از دادن آزمون به هیچ چیز فکر نکردم چون عقیده داشتم نباید روی این مسائل فکر کرد. اما بعد از اعلام نمره چند تا از درس ها، جدا امیدوار شدم.
خب مطمئنا هر کس با شنیدن اسمش در لیست طلاها خوشحال می شه! من حدود 10 دقیقه گیج بودم و احساس خاصی نداشتم. مسلما هم حال خوبی نیست اگر اول به شما بگویند طلا شدید و بعد بفهمید که این قضیه ممکن است عوض شود.(عجب سوال قشنگی واقعا)

_ در میان این امتحانات چند مرحله ای، استرس و اضطراب قبل و بعد و حین امتحان چه ضرر هایی به شما رساند؟ برای مقابله با این قبیل مسائل، چه باید کرد؟
_ من از نظر شخصیتی کلا استرسی نیستم... و بعد از امتحان مرحله سوم هم مضطرب نبودم که واقعا یک امتیاز به شما می رفت و شرایط و وقت کم امتحان اصلا اجازه ای به استرس نمی داد. اما برخورد من خوب بود، از این جهت خیلی خوشحالم که اصلا نیازی به مقابله با این حس در من وجود نداشت. در مورد استرس و اضطراب یک چیزی هست که همه می دونین؛ اگر کسی به اندازه کافی به خودش و کارش و به بهترین بودن خودش اطمینان داشته باشه، تحت هیچ شرایطی نمی تونه اضطراب رو به خودش راه بده، و شاید راز این اطمینان در ایمان به این اصل باشه که من نهایت سعی خودم رو کردم، توکل هم دارم پس»»just relax
در ضمن هیچ وقت این رو فراموش نکنید که پایان المپیاد به معنی پایان راه ترقی شما نیست و نخواهد بود، همیشه به این فکر کنید که اون قدر افکارتون ارزشمندند که در 4 یا 5 آزمون المپیاد نمی گنجند. المپیاد فقط یک راهه، و نه چیز دیگه، المپیاد هدف نیست. پس چرا استرس!!
ممکن راه های دیگه و بهتری در انتظار شما باشه...

_ نصیحت شما برای دانش پژوهان داوطلب برای المپیاد زیست چیست؟
توکل کردن به قدرت برتری که هممون میشناسیمش.
پشتکار و تلاش، که اگر نباشه نباید انتظار نتیجه گیری داشت.
دقت کردن در نحوه دید نسبت به مسائل: با چشمان باز، گوش های شنوا زیست شناسی رو لمس کنید... معنی زندگی کمی بیش تر از کلمه زندگیه.
اعتماد به نفس، و اعتماد به نفس و باز هم اعتماد به نفس (بر وزن کار،کار،کار م.)
درست تصمیم بگیرید، مسائل اطرافتون رو خوب حلاجی کنید... اما اگر اشتباه کردید، هرگز مایوس نشوید.
حتما برنامه ریزی داشته باشید، کار هایی رو که باید انجام بشوند را روی کاغذ بنویسید، اولویت بندی کنید، براشون زمان پیش بینید کنید ئ بعد، عمل کنید.
نکته: اگر قراره برنامه ای رو بریزید که هیچ وقت بهش عمل نمی کنید پس اون برنامه رو نریزید.
خوب بخورید، خوب بخوابید و خوب تفریح کنید(این یکی فوق العاده است)!
این به عهده خود شماست: هر کسی خودش رو نسبت به بقیه بهتر می شناسه.

برای همه دوستان عزیزم در همه جای کشور خوبم آرزوی توفیق دارم، برای رسیدن به این توفیق، راه های گوناگونی وجود داره که یکیشون و فقط و فقط یکیشون المپیاده، المپیاد یک راه و حرکته، یک مسیره قشنگ که انسان نباید بهش محدود بشه. اهداف ما خیلی فراتر از این ها خواهد بود دوستان!
در انتها هم برای شما دوست خوب آرزوی کمیابی می کنم.

_ از همکاری شما بسیار ممنونیم. با آرزوی دریافت دومین مدال طلای جهانی زیست توسط شما.
 

راضيه

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
368
امتیاز
276
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2 تهران
شهر
تهران
رشته دانشگاه
پزشكي
پاسخ : مصاحبه با آقای کوشا پایداری - دارنده م&#1583

خداييش يكي از مهم ترين دلايلي كه بچه هاي مدرسه ي ما به طور جدي تري المپياد خوندن رو شروع كردن همين اقاي پايداري بود
 

bl0ker

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
437
امتیاز
1,112
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب شیراز
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
91
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
زیست شناسی
پاسخ : مصاحبه ها

آقا اینجا میشه با خودمونم مصاحبه کنیم؟


شوخی لوسی بود از این جهت که فقط بگم اگه متن مصاحبه از کس دیگه ای دارید قرار بدید. یا اگه امسال توی شهر شما فردی هست که مدال خوب (طلا) آورده، برین باهاش یه مصاحبه هرچند مختصر اما مفید بکنین مثلا در مورد منابع و ... و روی سایت قرار بدین تا بقیه هم استفاده کنن. ممنان!!
 

N!na

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
210
امتیاز
639
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان
شهر
تهران
پاسخ : مصاحبه ها

به نقل از ZoгO :
آقا اینجا میشه با خودمونم مصاحبه کنیم؟


شوخی لوسی بود از این جهت که فقط بگم اگه متن مصاحبه از کس دیگه ای دارید قرار بدید. یا اگه امسال توی شهر شما فردی هست که مدال خوب (طلا) آورده، برین باهاش یه مصاحبه هرچند مختصر اما مفید بکنین مثلا در مورد منابع و ... و روی سایت قرار بدین تا بقیه هم استفاده کنن. ممنان!!
چرا همه همش ميگن طلا، طلا؟
اگه هدف از مصاحبه ايجاد انگيزه براي بچه هاست و اين كه كمك و راهنماييشون كنه، حتما لزومي نداره طرف طلا داشته باشه. من فكر ميكنم همون كمكايي رو كه يه طلا ميتونه به آدم بكنه، نقره اي ها و برنزي ها هم ميتونن بكنن چون خودم تجربه كردم!
يه پيشنهاد ديگه:
با اونايي كه مرحله 2 قبول نشدن يا نقره و برنز گرفتن، اگه مصاحبه بشه و نقاط ضعفشون و علت طلا نشدنشون رو بگن هم بد نيست به نظرم!
 

bl0ker

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
437
امتیاز
1,112
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب شیراز
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
91
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
زیست شناسی
پاسخ : مصاحبه ها

آقا شما یه مصاحبه بیار، اصن ماله مدال آور المپیک!
 

N!na

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
210
امتیاز
639
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان
شهر
تهران
پاسخ : مصاحبه ها

به نقل از ZoгO :
آقا شما یه مصاحبه بیار، اصن ماله مدال آور المپیک!
الان شما با خودت يه مصاحبه انجام بده، بذار اينجا!
 

Behrad

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
509
امتیاز
8,730
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب یک
دانشگاه
دانشگاه تهران
پاسخ : مصاحبه ها

مصاحبه با م.ا.س ، مدال برنز مال سال پيش!:
-سلام
-سلام بوقي! ( استاد عادت دارند با واژه ي بوقي فحش بدن!!)
-خب بريم سر اصل كلام! شما از كي شروع كردين به المپياد؟!
-من به طور جدي از سال دوم... ولي يه ميخِ فولادي داشتم، از سال اول كار گذاشته بودم تو ديوار، يه روز يه چيزيمُ آويزون كنم ازش! مثلاً مدال طلا!
-مشوق و حامي و سرپرست شما كي بود؟!! :-"
-آقايي به نام استاد پهلوان... من هـيچي و پوچ بودم و در ازل زندگي ميكردم و منو به عرش هدايت كرد... خدا پدرش رو بيامرزه... 8->
-شما چه مشكلاتي خفتتون رو گرفته بود در مشير المپياد؟!
- بچه هايي بودن كه از كتاب خونه كتاب كش ميرفتن تا به كسي نرسه! اينا هيچ كدومشون قبول نشدن!
( چه جالب استاد! ما هم از اين آدما داشتيم، هيچ مالي هم نيستن... درك ميكنم!)
-شما در مسير المپياد چه چيزهاي ديگه اي رو دنبال ميكردين؟
-بله! عرضم به حضورتون، كتاباي شرلوك هلمز، نقاشي، كتاب داستاني بود به نام"خسرو" ( :-")، بازي هاي كامپيوتر و عموماً اراجيف!!
-شما چه پيشنهادي دارين براي جوجه ها؟!
- المپيادي فكر كنين... برين از كتابخونه يه كتاب بردارين و شروع كنين به خوندن! همين!!

با تشكر... ادامه ي مصاحبه به زودي! :D

ζ ویرایش از ZoгO: بهراد، ضمنا ماس هم خودتی!
 

N!na

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
210
امتیاز
639
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان
شهر
تهران
پاسخ : مصاحبه ها

آقا مي شه اسم مصاحبه شونده رو نگيم؟

لااقل مدال رو بگین...با تشکر
 

N!na

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
210
امتیاز
639
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان
شهر
تهران
پاسخ : مصاحبه ها

آقا بهراد من تو طرح سوال خلاقيت نداشتم، سوالاي شما رو گذاشتم جلوش تا جواب بده! ببخشيد ديگه! :D

مصاحبه با يه طلا!
-سلام
-سلام!
-شما از كي شروع كردين به المپياد؟!
-از آخراي سال دوم تصميم گرفتم بخونم اما نخوندم! تو تابستون هم همين جوري مي خوندم. يعني خيلي جدي نبود. اما از اول مهر سال سوم جدي شروع كردم بخونم. آخه انگيزش رو پيدا كرده بودم!
-انگيزه؟
-آره ديگه؛ مي خواستم مدال بگيرم بزنم تو دهن يه نفري!
-مشوق و حامي و سرپرست شما كي بود؟!!
(جواب نداد!!!)
-شما چه مشكلاتي خفتتون رو گرفته بود در مسير المپياد؟!
- من مشكل خاصي نداشتم اما شايد چيزي كه بشه ازش به عنوان مشكل ياد كنم درساي مدرسه بود!
من نمي تونستم مثل اكثر بچه هاي المپيادي، بي خيال درس بشم. بايد معدل ترم اولم خيلي بالا مي شد. همين يه كم كارم رو سخت كرده بود.
-شما در مسير المپياد چه چيزهاي ديگه اي رو دنبال ميكردين؟
-كتاباي متفرقه مي خوندم، باغبوني مي كردم! گل و گياه پرورش ميدادم!
-شما چه پيشنهادي دارين براي بچه ها؟!
- درست تصميم بگيرين. اگه مي خواين المپياد بخونين فقط به طلا فكر كنين و براش تلاش كنين. وگرنه بشينين درس مدرسه رو بخونين. اين جوري موفق ترين.
-فكر مي كنين چي باعث شد كه طلا بگيرين؟
- اول از همه اعتماد به نفسم (البته ايشون اعتماد به سقفن!) و بعدش اينكه انگيزه ي كافي رو داشتم. همين باعث شد كه تمام تلاشم رو بكنم!

با تشكر...

ويرايش:
ميگن جنسيت طرف رو مشخص كنيم! مصاحبه با آقاي فلاني بود!!! :دي
 

esfrwms

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,392
امتیاز
19,162
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
92
دانشگاه
NSU
رشته دانشگاه
General medicine
پاسخ : مصاحبه ها

1- ای اریا ای دومین مدال طلای تاریخ ایران اول خودت رو معرفی کن.

اریا حاج میرزاییان هستم متولد 69/9/14 در شهر رشت دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران ورودی سال 88


2- اریا در المپیاد چه مقامی اوردی وچه سالی؟

در المپیاد جهانی زیست شناسی سال2009 در کشور ژاپن موفق شدم مدال طلا رو کسب کنم


3-مدال طلای المپیاد مفهومش اینهکه جز چند نفر اول شدی؟

المپیاد زیست شناسی کلا اینطوری است که به 8 تا 10 درصد شرکت کننده ها مدال طلا می دهند و بعد بستگی به مقدار شرکت کننده ها داردکه سال به سال بیشتر میشود.


4-چرا در رشته دانشگاهی پزشکی را انتخاب کردی؟چون خیلیا میگن که چرا نرفتی به رشته بیوتکنولوژی که خیلی به زیست شناسی وتحقیقیات نزدیک بود چرا پژشکی واینکه دوست داری در چه تخصصی از پزشکی ادامه بدهی؟

راستش اره رشته بیوتکنولوژی یا رشته زیست مولکولی خیلی نزدیک تر به المپیاد است مباحثی در ان مطرح می شود که ما در المپیاد می خوانیم و زیستی تر است و طبعا اگر بخواهم دروغ هم نگویم خودم هم ان ها را بیشتر دوست دارم ولی متاسفانه فعلا جوری است که که رشته بیو تکنولوژِ(البته به نظر من)در ایران جا نیافتاده است شاید از لحاظ اینکه بتوانم بعد ها کسی بشوم و تحقیقاتی داشته باشم و یا مثلا بتوانم کار بزرگی(حالا از نظر خودمون)انجام بدهم در ایران فعلا نمیشود انقدرها در ان پیشرفت کرد با این حال من به رشتی پزشکی رفتم که خیلی جا افتاده تر است در ضمن در کنار رشته پزشکی هم کار های تحقیقاتی زیادی میشود انجام داد اینطور نیست که به رشته پزشکی برویم وهیچ کاری نکنیم در کنارش میشود همین تحقیقات را که میخواهیم مثلا در بیوتکنولوژی یا همین مباحث زیست مولکولی انجام دهیم را تحقق بخشیم در مورد سوال دوم هم میشود یک سری تخصصی هایی گرفت که واقعا خیلی جای کار دارد مثلا در جراحی مغز واعصاب یا نورولوژی(بیشتر)و... تا حد خیلی خوبی میشود تحقیق کرد وخیلی از قسمت های ان ها تحقیقاتی اند برای همین از مسیر پزشکی سعی میکنم که به ان هدفی که میخواهم برسم(به تحقیقات زیستی!)

*ادامه مصاحبه فردا
 

esfrwms

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,392
امتیاز
19,162
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
92
دانشگاه
NSU
رشته دانشگاه
General medicine
پاسخ : مصاحبه ها

5--خب اریای عزیز دلایل موفقیت خودت را در چه میدانی؟فارغ از ان جمله کلیشه ای که از هرکس می پرسند تقریبا همان ها را میگوید.تو به صورت خاث وبرای شخص خودت چه دلایلی را برای موفقیت بر میگزینی؟

راستش دلایل موفقیت اگر ادم بخواهد بگوید به 2 چیز بر می گردد.اول به خود ادم و دوم به ادم هایی که دور وبر ادم هستند.اگر بخواهم راجع به خودم بگویم به نظرم تنها چیزی که باعث شد موفق بشوم این بود که از خیلی وقت پیش هدفی داشتم که روی ان هدف ماندم وبرای المپیاد خواندم.سالش خیلی زیاد بود شاید اگر یکی دیگر بود یک ذره که طول می کشید خیلی جاها یک سری امتحانات را خوب نمی داد می گفت که حالا ولش کن 5 سال دیگر میخواهم المپیاد زیست بدهم حالا از الان بشینم بخونم شاید خیلی وقت گیر باشد ولی دلیلی که به نظرم عامل اصلی موفقیتم بود این بود که سال های خیلی خیلی زود شروع کردم ارام ارام خواندم و بعد واقعا دوست داشتم چیزی را که می خواستم همین واقعا هدفم بود .زوم کردم روی هدف.
بعد اینکه ادم های دیگری که دور وبرم هستند راستش خیلی کسانی بودند که واقعا به من کمک کردن(واقعا می گویم)اول از همه پدر و مادرم که خیلی خیلی خیلی کمکم کردند. در هر زمینه ای که بخواهم تک تک بگویم اصلا نمی شود فقط می توانم بگویم که خیلی سهم بزرگی داشتندبعد یک سری افراد دیگر که من مثلا از تجربه دوستانم در المپیاد خیلی استفاده کردم از همان اول اول وروز اولی که در دوم راهنمایی شروع کردم برای المپیاد خواندن.
تا همان روز اخری که داشتم المپیاد جهانی می دادم به نظرم تجربه دوستانی که از خودم بزرگتر بودند خیلی کمکم کرد


6-یک سوال فارغ از دلایلی که گفتی این که چرا شما موفق شدی و بعد عده ای از بچه ها می خوانند برای المپیاد. موفق نمی شوند که راه پیدا کنند به جمع40 نفر اخر ومدال بگیرند در المپیاد؟

راستش خودم هم نمیدانم برای من هم چنین سوالی پیش امده ولی اگر بخواهم بگویم(چون المپیاد هم امتحان است)وقتی می خواهند یک سری افراد جدا بشوند و طلا بگیرندیک امتحانی هست که یک سری سوال جلوی ادم می گذارند که خیلی ها هستند خوب خواندند وخیلی خوب خواندند ولی خوب.ان امتحان یک سری سوال دارد که یک سری انتخاب می شوند به نظرم چیزی که باعث شد که من بتوانم در همه این امتحانا موفق بشوم یکی این بود که خیلی زیاد خواندم یکی سری امتحانات هستند که تو اگر تا یک حد ی برایشات بخوانی کافی است وجواب میگیری و اگر یک ذره یا خیلی بیشتر هم بخوانی جوابی میگیری که انقدر متفاوت نیست
ولی در کل نمیدانم چرا


7-چی شد که به سراغ المپیاد امدی؟ممکن بود که مثل خیلی از بچه های دیگر همین هدف را روی کنکور بزاری.اما چرا المپیاد را انتخاب کردی؟

یک دلیل خیلی عمده دارد وان این است که زیست را خیلی دوست داشتم و دوست دارم.چون خیلی ترجیح می دهمو می دادم وخواهم داد که بشینم زیست بخوانم چیزی که دوست دارم بخونم(از کتاب های مختلف)تا اینکه بشینم سر درس های دیگر با اینکه ان ها هم قشنگ اند ولی برای من زیست قشنگ تر است فکر کردم که اگر برای المپیاد بخوانم وان چیزی را که دوست دارم بخوانم خیلی لذت بیخش تر است.


8-اریا گفتی که از دوم راهنمایی تا لااقل سوم دبیرستان ممتد داشتی می خواندی که برسی به دوره در این 5سال هیچوقت نا امید شدی از رسیدن به این هدفت؟

اره راستش به نظرم خیلی هم خوب بود واین اتفاق زیاد برایم افتاد یعنی مواقعی هست که داری یک کار را انجام میدهی ویک سری اتفاق های بد وسطش می افتد میبینی که شاید نتوانی به ان هدف برسی بعضی مواقع هست که می گویی: بیخیال ولش کن حالا من می خواهم یک امتحان خیلی گنده بدهم و15 تا امتحان مقدماتی دارم قبلش 2تا را اگر گند بزنم عیب ندارد
ولی من اینطور نبودم چون ما برای المپیاد امتحان مقدماتی مثل بسیج و راه المپیاد زیاد داریم خیلی وقت ها شد که امتحان دادم و نتیجه اش خیلی بد شد مثلا یادم هست که یک امتحان المپیاد در استان بود که من رتبه هفتم را کسب کردم برایم خیلی وحشت ناک بود خوبی این هم همین بود که یک اتفاق بدی می افتد تلنگری می شود و ادم می شیند می خواند .و بعدش خوب می شود 3 ماه بعد از این امتحان استانی امتحان کشوری بود و من نشستم ان 3 ماه را خوب خواندم و در کشور دوم شدم خیلی از این اتفاق ها افتاده دیگر!


9- بقیه در سری بعد دستم خسته شد
 

esfrwms

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,392
امتیاز
19,162
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
92
دانشگاه
NSU
رشته دانشگاه
General medicine
پاسخ : مصاحبه ها

سوال ها و جواب ها :

۱- اولین قبولی مرحله اول المپیاد؟

رویا : سوم دبیرستان در المپیاد زیست شناسی

سوگل : سوم دبیرستان در المپیاد زیست شناسی

۲- برای شروع مطالعه المپیاد از چه مبحثی شروع کردید ؟

رویا : کتاب های زیست سه سال دبیرستان و پیش دانشگاهی

سوگل : کتاب درسی و ژنتیک

۳- در کل دوره دبیرستان در چه المپیادهایی شرکت کردید ؟

رویا : ریاضی مقدماتی و زیست شناسی

سوگل : زیست شناسی

۴- سطح مرحله اول المپیاد چطور بود ؟

رویا : امسال بسیار متفاوت با دوره های قبل بود و سطح بالاتری داشت

سوگل : متوسط

۵- مرحله دوم را چطور دیدید ؟

رویا : بسیار دشوار و بالاتر از سطح کتاب های درسی و بیشتر مستلزم استدلال

۶- مشوق اصلی شما در مسیر المپیاد ؟

رویا : مادرم

سوگل : خانواده

۷- معلمی که در مدرسه مشوق شما بود ؟

رویا : جناب آقای نکونام دبیر زیست فرزانگان

سوگل : آقای نکونام

۸- شرکت در المپیاد به درس خواندن شما لطمه وارد نکرد ؟

رویا : خیر

سوگل : کمی

۹- معدل سال سوم دبیرستان ؟

رویا : ۱۹.۶۰

سوگل : ۱۹.۶۴

۱۰- هدف از مطالعه برای المپیاد ؟

رویا : پیدا کردن فکر المپیادی و جداشدن از کلیشه های کنکور

سوگل : علاقه به زیست

۱۱- چطور از قبولی در مرحله دوم آگاه باشید ؟

رویا : از طریق تماس دوستم

سوگل : دوستم به من خبر داد

۱۲- دوره تابستانی چطور بود ؟

رویا : عالی نه ، ولی خیلی خوب و پر از تجربه های مختلف

سوگل : کوتاه و فشرده

۱۳- جو بین بچه ها تا چه حدی رقابت بود ؟

رویا : بین بعضی ها خیلی و برخی دیگر بیشتر دوستی بود

سوگل : خیلی رقابتی و گاهی دوستی

۱۴- به چه مدالی فکر می کردید ؟

رویا : طلا

سوگل : طلا

۱۵- به نظر شما مهم ترین عامل کسب موفقیت چیست ؟

رویا : استعداد و علاقه

سوگل : تلاش ، استعداد و خوب فکر کردن

۱۶- معرفی چند کتاب برای دوستانی که تازه می خواهند شروع کنند ؟

رویا : کمپل ، ژنتیک مولکولی واتسون ، استریر

سوگل : کتب درسی دبیرستان و کمپببل

۱۷- از وقتی که برای المپیاد گذاشتید راضی هستید ؟

رویا : خیلی زیاد

سوگل : بله

۱۸- یک جمله از شما برای بچه ها ؟

رویا : فقط به سربلندی ایران فکر کنید

سوگل : برای رسیدن به هدفهای خود تلاش و پشتکار داشته باشید
 

black star

کاربر فعال
ارسال‌ها
72
امتیاز
231
نام مرکز سمپاد
فــــرزII
شهر
شیــراز
پاسخ : مصاحبه ها

اوني كــ‌ باش مصاحبه ميكنيم حتما بايد تا جهاني رفته باشه؟؟؟ :eek:
 

esfrwms

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,392
امتیاز
19,162
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
92
دانشگاه
NSU
رشته دانشگاه
General medicine
پاسخ : مصاحبه ها

به نقل از black star :
اوني كــ‌ باش مصاحبه ميكنيم حتما بايد تا جهاني رفته باشه؟؟؟ :eek:
نه خب ولی باید با تجربه باشه
 

This is me

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,260
امتیاز
2,170
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان٢ :x
شهر
تهرانْ
پاسخ : مصاحبه ها

منم ميخوام بايكى مصاحبه كنم :D
ولى ميترسم :D
اين سوالا مسخره شد ديگه .بچه ها سوال بگيد خوباش رو بپرسيم :-"
 

آرش.

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
353
امتیاز
2,639
نام مرکز سمپاد
شهریار
شهر
شهریار
سال فارغ التحصیلی
1389
کاش یکی از طلاها یا نقره و برنز های یکی دو سال گذشته رو میاوردین .....آخرین پست مال سال 2012 هستش!....تورو جوون هر کی دوست دارین بیایین یه ذره خودتونو معرفی کنین اگه مدال آوردین ....اصلا مصاحبه هم نمیخواد ....خودتون هر چی دلتون میخواد بیایین بگین (منظورم کساییه که مدال آوردن !)....ممنون عزیزان.
 

Sarin84

کاربر فعال
ارسال‌ها
50
امتیاز
121
نام مرکز سمپاد
فرزانگان بوشهر
شهر
بوشهر
سال فارغ التحصیلی
1402
پاسخ : مصاحبه ها

منم ميخوام بايكى مصاحبه كنم :D
ولى ميترسم :D
اين سوالا مسخره شد ديگه .بچه ها سوال بگيد خوباش رو بپرسيم :-"
اگه میخوای با یه المپیاد زیستی مصاحبه کنی با پرهام (علیرضا) رامندی مصاحبه کن ، طلای جهانی زیست شناسی ۲۰۱۷ رو داره فکر کنم ، ممنون میشم تاریخ تولدش رو حتما بپرسی ((:
 

Sarin84

کاربر فعال
ارسال‌ها
50
امتیاز
121
نام مرکز سمپاد
فرزانگان بوشهر
شهر
بوشهر
سال فارغ التحصیلی
1402
پاسخ : مصاحبه ها

اوني كــ‌ باش مصاحبه ميكنيم حتما بايد تا جهاني رفته باشه؟؟؟ :eek:
نه ولی باید موفق باشه و تجربه هاش یه کمکی بکنه که معمولا این تجربه های موثر رو کسایی که تا جهانی رفتن دارن...
 
ارسال‌ها
787
امتیاز
8,027
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
TE
سال فارغ التحصیلی
1401
سلام کسی هست توی سایت که مدال داشته باشه در رشته زیست و لطف بکنه بخواد با چند نفری که در سایت هستن گفتگویی داشته باشه؟! :-"
 
بالا