• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی

وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی
 
تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
 
رفتی و گفتی صبحِ فردا باز میگردی
یک عُمر چشمم به شوقِ صبحِ فردا ماند!

امید_صباغ_نو
 
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
 
سوختن قصه شمعست ولی قسمت ماست
شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست

آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری
که جهنم نگذارد به تنم تأثیری
 
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.
هر لحظه به دام دگری پابستی؛

گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،
آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟
 
گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای

کوزه چشم حریصان پر نشد

تا صدف قانع نشد پر در نشد
 
پیر شدی در ره ما باک نیست
پیر بیا تا که جوانت کنم
 
چون جهان بر شاخ گاو استاده راست
گاو بر ماهی و ماهی بر هواست


پس جهان بر چیست؟ بر هیچ است و بس
هیچ هیچ است این همه هیچ است و بس
 
ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل، ولی
من پریشان‌تر از آنم که تو می‌پنداری

هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری
 
گوش کن، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک ها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا.
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
 
دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید
 
من خنده زنم بر دل ، دل خنده زند بر من
اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه

من خنده زنم بر غم ، غم خنده کند بر من
اینجاست که میخندد بیگانه به دیوانه

من خنده کنم بر عقل او خنده کند بر من
اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه

من خنده کنم بر تو ، تو خنده کنی بر من
اینجاست که میخندیم هر دو چو دو دیوانه

من خنده کنم بر او ، او خنده کند بر من
دیگر به چه میخندم دل رفت از این خانه...!!!


#وحشی_بافقی
 
دوستان دقت کنید بیت
__________________________

جای دل مقبره ای سوخته پس داد به ما
هرکه یک روز درین سینه خدایش کردیم...
 
Back
بالا