• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روزی که دلم پیش دلت بود گرو

بازوی مرا سخت گرفتی که نرو

امروز که دل به دیگری باخته ای

کفش کج مرا راست گذاشتی که برو

دلبر جان خودم من شیدای تو ام
دل من تنگه کجایی؟
این دل وصله به تو مثل گوشواره تو
چشم به راهم که بیایی
 
هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ممکن شود

مولانا

جز کنارت،
هر کــــــــــــــــجای
دنیا که باشم!
غریبم …
 
دلم می خواست های ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ
ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﻧﺪ
ﺍﻣﺎ مهم ترین ﺩﻟﻢ می خواست ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ :
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺷﻮﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻡ
ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ همه ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ
فروغ فرخزاد
 
خسته ام فردا نگاهت را برايم پست كن
يك بغل حال و هوايت را برايم پست كن
گوشم از آواز غمگين سكوت شب پر است
لطفا آن لحن صدايت را برايم پست كن
 
تو مرا یاد کنی، یا نکنی

باورت گر بشود، گر نشود

حرفی نیست، اما

نفسم می گیرد

در هوایی که نفس های تو نیست

سهراب سپهری
 
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
کار ایران با خداست
مذهب شاهنشه ایران ز مذهبها جداست
کار ایران با خداست
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست
مملکت رفته ز دست
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست
کار ایران با خداست
مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس
ناخدا عدل است و بس
کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست
کار ایران با خداست
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه
خون جمعی بی‌گناه
ای مسلمانان! در اسلام این ستمها کی رواست؟
کار ایران با خداست
باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان
حضرت ستار خان
آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست
کار ایران با خداست
باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ
فر دادار بزرگ
آن که گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست
کار ایران با خداست
باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید
نام حق گردد پدید
تا ببینیم آن که سر ز احکام حق پیچد کجاست
کار ایران با خداست
خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب
جز خراسان خراب
هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست
کار ایران با خداست
 
صبح است

صبح خیلی زود

و بیدار شده ام

تا دوست داشتنت را

زودتر از روزهای قبل

شروع کنم
 
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم
 
چرا تا حالا ننوشته بودمشون???
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود/
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد..

ترجمان اسرار⁦(*_*)⁩
--------------------
-چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/
دلم
را دوزخی سازد دوچشمم را کند جیحون
-چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید/
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون

رومی⁦(TT)⁩
------------------
پ.ن:حقشه به خاطر همین ۳ بیت جامه دران، عربده کشان و هروله کنان زندگی را بدرود گویم.
خادایا...
 
نکند بویِ تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دلِ هر رهگذرے را ببری...
 
از در آمدی و من از خود به در شدم

گویی کز این جهان به جهان دگر شدم...♥️
 
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت(یا نگشت)
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 
درد بی درمان شنیدی؟

حال من یعنی همین

بی تو بودن درد دارد

می زند من را زمین
 
دهانت را می بویند

مبادا گفته باشی دوستت دارم...

دلت را می بویند

روزگار غریبی ست نازنین

و عشق را

کنار تیرک راه بند

تازیانه می‌زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را

به سوخت بار سرود و شعر

فروزان می‌دارند

به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی ست نازنین

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابان اند

بر گذرگاه ها مستقر

با کنده و ساتوری خون آلود

روزگار غریبی ست نازنین

و تبسم را بر لب ها جراحی می‌کنند

و ترانه را بر دهان

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی ست نازنین

ابلیس پیروز است

سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد...
_______________________
پ.ن: قشنگ بودن این شعر گفتن نداشت ولی به شدت مود بود ⁦乁( •_• )ㄏ⁩
 
Back
بالا