• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

"فاضل نظری"
 
در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
 
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
*مولانا
 
خفته ها ! زنگ چیز خوبی نیست ..
شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نیست ..
وصله ها را به من بچسبانید ..
به شما انگ چیز خوبی نیست ..
های ! عاشق نشو نمی دانی ..
که دل تنگ چیز خوبی نیست ..
کری از پیش یک سه تار گذشت ،
گفت : آهنگ چیز خوبی نیست ،
گفته بودی شهید یعنی چه ؟
پسرم ! جنگ چیز خوبی نیست ..
دکتر اللهیاری
کتاب عقاب قله پوشان

این دکلمه رو با صدای آقای کی مرام گوش بدید معرکه س 8-> :RedHeart
میلاد کی مرام-بازیگر
 
زاهدی بودم تو ترانه گویم کردی
هم صحبت باده و سبویم ‌کردی
سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه ی کودکان کویم کردی

+مولوی
 
آها راستی شعر گرگ جناب فریدون مشیری بعد از شعرهای "بی تو مهتاب شبی..." و "بوی سبزه..." هم جالب و تامل برانگیزه!

...هر که گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک
وان که با گرگش مدارا میکند
خلق و خوی گرگ پیدا میکند!...
 
ای در دل من میل و تمنا همه تو
واندر سر من مایه سودا همه تو

هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی، امروز همه تویی، فردا همه تو ...


مولوی
 
چون ندانی دانش آهنگری
ریش و مو سوزد چو آنجا بگذری

در فرو بست آن زن و خر را کشید
شادمانه لاجرم کیفر چشید

مولانا
مثنوی معنوی_ دفتر پنجم
 
سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد ؟
نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن دارد

علت کورى. یعقوب نبى معلوم است
شهر بى یار مگر ارزش دیدن دارد….
استاد شهریار:RedHeart:GreenHeart:RedHeart:GreenHeart8->
 
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قماری دیگر
"مولانا"
 
فرخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز
خبر از کوی تو می آوردم باد هنوز
در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم
پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز
 
دل اگر می شکند

گل اگر می میرد

و اگر باغ به خود رنگ خزان می گیرد

همه هشدار به توست;

جان من سخت نگیر...

زندگی کوچ همین چلچله هاست

به همین زیبایی...

به همین کوتاهی...
 
انچه از سر گذشت شد سر گذشت
حیف بی دقت گذشت اما گذشت
تا که خواستیم یک دو روزی فکر کنیم
بر در خانه نوشتند در گذشت
 
جان دگرم بخش که آن جان که دادی
آنقدر خاک به سر ریخت ک تن شد..
_صائب_ :RedHeart
 
بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست
 
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیش‌تر از دل به کسی بستن بود
--
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.
هر لحظه به دام دگری پابستی؛
گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،
آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟

خیام
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
Back
بالا