مرحله به مرحله با سعدی :
1 ـ چه لطیف است قبا بر تن چون سرو روانت!
2 ـ حسن اندامت نمیگویم به شرح،خود حکایت میکند پیراهنت !
3 ـ میان ما به جز این پیرهن نخواهد بود !
4 ـ حیف باشد بر چنان تن پیرهن !
5 ـ برخیز و در سرای دربند ، بنشین و قبای بسته وا کن !
6 ـ چاره جز پیرهن دریدن نیست !
هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.