• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خدایا مرسی؟ عشقمو آفریدی؟

تماشا نیست
ما توی این دنیا رنج میکشیم.
رنج واقعی
دهنمون سرویس میشه
جواب من:
واقعا حس میکنم آدما خیلی سخت میگیرن

بخش قابل توجهی از آدما رضایت ندارن از زندگیشون و حس میکنن جمع جبری زندگیشون منفیه
اولا خودت گفتی که جمع جبر نباید گرفت و عدم حتی اگه زندگیمون جمع جبریش مثبت باشه بهتره.
دوما ما آدما گاهی توقع زیادی داریم. مثلا به نظرم بالای ۹۰ ۹۵ درصد از افراد اروپا، آمریکا، چین، ژاپن، کره جنوبی و حتی روسیه باید از زندگیشون راضی باشن.
سوما اگه به جز ایران و چند تا کشور آفریقایی در نظر بگیری، اکثرا زندگیشون افتضاح و بد نیست.
چهارما این آماری که میدی سند داره یا فقط حسی هست؟
ما از کنار زمین نگاه نمیکنیم
ما همونی هستیم که مستقیما داره مشت میخوره توی صورتش فقط بخاطر این که مجبور به ورود به قفس شده
و این که یکم برن نرد تر بخوام توضیح بدم
فک کنم توی زمین های متفاوتی زندگی میکنیم.
زمینی که من توش زندگی میکنم پر از شادیه.
طبیعت داره و میتونی با دوستا و خانواده ات بری پیکنیک.
سینما داره که میتونی بری یه شب خوب رو با کسی که دوستش داری بگذرونی.
و هزارتا چیز دیگه.
حالا به نظرت اگه این کارا رو انجام بده آدم، از گوشه نگاه کردن جنگ و مشکلات توی دنیا نیست؟
اوکی قبول دارم تو داری از کنار قفس رو نگاه میکنی ولی یهو مبارزه به سمتت کشیده میشه. توی این موقعیت هم میشه فرار کرد. میشه رفت یه جای امن تر نشست و...
 
سطح یعنی چی؟ 😂 بنظرم منم آدمایی که خودشونو زیاد درگیر املا میکنن توی جاهای خیلی روتینی مثل چت و حالا اتفاقا از علائم نگارشی غیر نیاز ( نقطه های متعدد) استفاده میکنن نمیتونن تمایز درستی بین دلیل وجود زبان داشته باشن که بعضی وقتا به بخش های رسوندن مفهومش نیازه و بعضی وقتا به بخش زیباییش و...
اینجا چت نیست و یه فروم هست که قراره چندین سال بمونه و مونده و تاپیکی که زدی قراره بعدا هم بارها خونده بشه.
خیلی فرقشه با چتی که قراره رد بشه و بره.
و نکته دیگه اینکه الان چه مشکلی در این میبینی که شکل درست یک کلمه که جزوی از فرهنگ توعه رو یاد بگیری؟
اون کلمه اون شکلی نوشته میشه. نمیشه که از فردا شکل تمام کلمات رو عوض کنیم و صرفا چون مفهوم رو میرسونن از تاریخچه و مفهوم و ساختار اون کلمه غافل بشیم.
 
اولا خودت گفتی که جمع جبر نباید گرفت و عدم حتی اگه زندگیمون جمع جبریش مثبت باشه بهتره.
دقیقا گقتم حتی اگه مثبت باشه هم میشه بحث کرد که شاید عدم بهتر باشه
چه برسه به وقتی منفیه
چهارما این آماری که میدی سند داره یا فقط حسی هست؟
واقعیت حسیه ولی فکر کنم کسی روی این بحث داشته باشه که خیلیا رضایت ندارن از زندگیشون (نگفتم اکثرا گفتم قابل توجه!)
توی این موقعیت هم میشه فرار کرد. میشه رفت یه جای امن تر نشست و...
حتی فرضا حرف توهم درست باشه باز هم این رو توجیه نمیکنه که من رو فرستاده وسط رینگ UFC
تو داری میگی میشه از زندگی لذت برد
خب آره میشه چرا که نه؟
ولی دلیل نمیشه که بالاجبار بیام توی این دنیا و تازه سپاسگ«ز»ار هم باشم بابتش
صرف این که دنیا می‌تونه از جهاتی خوب باشه (که حتی توی این هم موافقت ندارم برای بسیاری از سناریو ها مثل اون دختر طالبانی که اون عزیز اشاره کرد) دلیل بر این نمیشه که خدا حق داره مارو به زور خلق کنه
 
اینجا چت نیست و یه فروم هست که قراره چندین سال بمونه و مونده و تاپیکی که زدی قراره بعدا هم بارها خونده بشه.
خیلی فرقشه با چتی که قراره رد بشه و بره.
و نکته دیگه اینکه الان چه مشکلی در این میبینی که شکل درست یک کلمه که جزوی از فرهنگ توعه رو یاد بگیری؟
اون کلمه اون شکلی نوشته میشه. نمیشه که از فردا شکل تمام کلمات رو عوض کنیم و صرفا چون مفهوم رو میرسونن از تاریخچه و مفهوم و ساختار اون کلمه غافل بشیم.
یاد بگیری که... توهین آمیزه
واضحا به عنوان کسی که اینجام و دارم در مورد فلسفه حرف میزنم (نه که آدم فرهیخته خاصی باشما ولی دیگه بیسواد هم نیستم) دیگه در حد فرق گذار و گزار سواد دارم
ولی خب اونقدری برام اهمیت نداشته که اینجا بخام «اره گفتم بخام:)» توجه کنم بهش و صرفا هرچی اومده به سرم نوشتم
(نه که اینجا مهم نباشه اتفاقا چون جاییکه امنه یجورایی)
و خب خیلی هم راجع بهش بحث کردم
مثل کسایی میمونه که اصرار دارن قوائد رسمی نویسی (چیزی که توی قوه قضاییه میبینی) رو بیارن تو نوشتار بحث بحث درست و غلط بودنش نیست
بحث اینه که کجا خط رو میکشی
و همون‌جوری که تو به من میگی خطت بد جاییه و من به تو میگم
یکی هم به جفتمون میگه
«به سمع و نظر جنابعالی آمد که شما از ادبیاتی استفاده می‌نمایید که درخور این مکان گرامی نیست » و بنظرش ما نمیخایم یاد بگیریم:)
 
دقیقا گقتم حتی اگه مثبت باشه هم میشه بحث کرد که شاید عدم بهتر باشه
چه برسه به وقتی منفیه
این به نظرم کاملا دیدگاه شخصی و انتخابیه.
به نظر من کاملا تجربه کردن بهتر از عدم موندنه. اونم تازه چیزی که خیلیا توش به جاهای خوب رسیدن.
واقعیت حسیه ولی فکر کنم کسی روی این بحث داشته باشه که خیلیا رضایت ندارن از زندگیشون (نگفتم اکثرا گفتم قابل توجه!)
حتی توی کشوری با یکی از پایین ترین سطح های رضایت (ایران) هم افراد زیادی خوشحالن از زندگیشون.
شاید این تعداد به کل نچربه ولی بازم هست.
حتی فرضا حرف توهم درست باشه باز هم این رو توجیه نمیکنه که من رو فرستاده وسط رینگ UFC
توی مثال تو فقط دو راه هست. یا بری توی قفس یا نباشی.
ولی توی مثال من تو میتونی تماشاگر هم باشی. و درسته که تو ممکنه یه جای بد سالن باشی و زجر ببینی، درسته که تو ممکنه ریسک ورود به قفس رو بپذیری و وارد بشی، ولی عده‌ی مناسبی یا راه رسیدن به اون شادکامی رو دارن یا شادکام هستن.
ولی دلیل نمیشه که بالاجبار بیام توی این دنیا و تازه سپاسگ«ز»ار هم باشم بابتش
وقتی وارد یه جایی شدی که احتمال خوبی وجود داره که شادکام بشی، چرا سپاسگزار نباشی؟
دلیل بر این نمیشه که خدا حق داره مارو به زور خلق کنه
وقتی وجود نداشتی اصلا تویی نبود. پس چجوری چیزی که وجود نداشته میتونه نظر بده یا نده؟
 
یاد بگیری که... توهین آمیزه
واضحا به عنوان کسی که اینجام و دارم در مورد فلسفه حرف میزنم (نه که آدم فرهیخته خاصی باشما ولی دیگه بیسواد هم نیستم) دیگه در حد فرق گذار و گزار سواد دارم
ولی خب اونقدری برام اهمیت نداشته که اینجا بخام «اره گفتم بخام:)» توجه کنم بهش و صرفا هرچی اومده به سرم نوشتم
(نه که اینجا مهم نباشه اتفاقا چون جاییکه امنه یجورایی)
و خب خیلی هم راجع بهش بحث کردم
مثل کسایی میمونه که اصرار دارن قوائد رسمی نویسی (چیزی که توی قوه قضاییه میبینی) رو بیارن تو نوشتار بحث بحث درست و غلط بودنش نیست
بحث اینه که کجا خط رو میکشی
و همون‌جوری که تو به من میگی خطت بد جاییه و من به تو میگم
یکی هم به جفتمون میگه
«به سمع و نظر جنابعالی آمد که شما از ادبیاتی استفاده می‌نمایید که درخور این مکان گرامی نیست » و بنظرش ما نمیخایم یاد بگیریم:)
ببین من نیومدم به لحنت بگم چرا اینجوریه و بگم چرا از فلان کلمه استفاده کردی و از اون یکی نکردی.
من کل حرفم اینه که تا جایی که میتونی فارسی حرف بزن چون ما فارسی زبانیم. و این زبان فارسی شامل نوشتار، گفتار، کلمات و ... میشه.
این کاملا متفاوته با اون مثالی که آخر زدی.
 
شخصی و انتخابیه.
آفرین پس حداقل میتونیم بگیم من یکی رو با بی عدالتی آفریده؟ (من نوعی منظورمه) پس میتونیم به قطع بگیم که اون عادل نیست و خیلی خیلی از صفات نسبی دیگش مثل عالم و رحیم و رحمان و... نداره که بنظر شخص بنده حتی بالاتر
میتونیم بگیم که همچین موجودی که مستقیما با قدرتش باعث عذاب شده ابدا نباید پرستیده و حتی باید نکوهش بشه
وقتی وارد یه جایی شدی که احتمال خوبی وجود داره که شادکام بشی، چرا سپاسگزار نباشی؟
چون احتمال خوبی هم وجود داره که دهنم سرویس بشه و در نهایت
I DID NOT SIGN UP FOR THIS
نخواستم آقا نخواستم
چرا باید مجبور به وجود بشم؟
وقتی وجود نداشتی اصلا تویی نبود. پس چجوری چیزی که وجود نداشته میتونه نظر بده یا نده؟
It's about time
منتظر بودم به این برسی تا بگم پس خدا نباید هیچ موجودی رو خلق کنه اگه بخاد که ظالم نباشه چون فی‌الذات آفریدن به مشکل میخوره
چون همواره باید بر خلاف خواست اون کار رو انجام می‌داده و خب حداقل حداقل اینه که نپرستیمش بخاطرش و نگیم که بهمون لطف شده
 
ببین من نیومدم به لحنت بگم چرا اینجوریه و بگم چرا از فلان کلمه استفاده کردی و از اون یکی نکردی.
من کل حرفم اینه که تا جایی که میتونی فارسی حرف بزن چون ما فارسی زبانیم. و این زبان فارسی شامل نوشتار، گفتار، کلمات و ... میشه.
این کاملا متفاوته با اون مثالی که آخر زدی.
خب آخه مفهوم فارسی چیه؟
آیا نه این که فارسی ای که مثل اون دیالوگ آخرم باشه بیشتر به ذات واقعی فارسی نزدیکه؟
چه فرقی داره تو میگی که من اشتباه دارم بر اساس فرهنگ لغت فارسی
منم میگم توی گرامر فارسی واقعی دقیق بشیم تمام این مکالمات مشکل دارن
فقط میگم اونقدر عمیق نیست اینجور چیزا
حالا یکی هم ذ و ز رعایت نکرد یکی هم هکسره رعایت نکرد
اگه تو فهمیدی که چی میخواد بگه به اندازه کافی خوب گفته
 
آفرین پس حداقل میتونیم بگیم من یکی رو با بی عدالتی آفریده؟ (من نوعی منظورمه) پس میتونیم به قطع بگیم که اون عادل نیست و خیلی خیلی از صفات نسبی دیگش مثل عالم و رحیم و رحمان و... نداره که بنظر شخص بنده حتی بالاتر
میتونیم بگیم که همچین موجودی که مستقیما با قدرتش باعث عذاب شده ابدا نباید پرستیده و حتی باید نکوهش بشه
این بلیط برای n نفر جواب داده و برای یه سریا جواب نداده. آیا این یعنی دادن بلیط به n نفر اشتباه بوده؟ تو خودت اگه بودی به همه فرصت برابر نمیدادی؟
چون احتمال خوبی هم وجود داره که دهنم سرویس بشه و در نهایت
I DID NOT SIGN UP FOR THIS
نخواستم آقا نخواستم
چرا باید مجبور به وجود بشم؟
احتمال خوب یعنی چند درصد؟
تو داری در مورد کل جهان صحبت میکنی یا یه سری کشور فقیر و ضعیف تر؟
بعد اگه تو اصلا وجود نداشتی، چیزی حس نمیکردی، هیچی نبودی، اصلا تفکری نداشتی و ... . بعدشم تو (نوعی) الان از وضعیت الانت ناراضی هستی. شاید توی چند سالگیت راضی بودی.

منتظر بودم به این برسی تا بگم پس خدا نباید هیچ موجودی رو خلق کنه اگه بخاد که ظالم نباشه چون فی‌الذات آفریدن به مشکل میخوره
الان کجا به این رسیدیم که آفرینش بنیادین مشکل داره؟:))
چرا از خودت نتیجه میسازی
 
منم میگم توی گرامر فارسی واقعی دقیق بشیم تمام این مکالمات مشکل دارن
فقط میگم اونقدر عمیق نیست اینجور چیزا
حالا یکی هم ذ و ز رعایت نکرد یکی هم هکسره رعایت نکرد
اگه تو فهمیدی که چی میخواد بگه به اندازه کافی خوب گفته
دقیقا این مرزه مهمه.
هکسره و تفاوت گذاشتن بین گزاردن و گذاشتن خیلی چیز ساده‌ و راحتیه رعایت کردنشون.
که اگه اون چیزهایی که عمیق میشی توشون و مشکل دارن هم انقدر نهادینه نبودن بهتر بود اونا رو هم اصلاح کنیم.
هر چی درست تر صحبت کنیم بهتره.
 
همه؟ از هیچ آفریده چه همه ای قربونت برم 😭
وضعیت الانت ناراضی هستی. شاید توی چند سالگیت راضی بودی.
آیا این حقیقت رو عوض می‌کنه که خدا حق نداشت من رو بیافریند؟
ببین نمی‌دونم چرا فکر می‌کنی بهش
ببین
من حق ندارم به ذور بیام حتی بهت پول بدم
به زور من حق انجام هیچ کاری ندارم حتی اگه خوب باشه
چه برسه به این که اون کار می‌تونه باعث نارضایتی بشه
و وقتی تو به بحث شاید و اما می‌رسی یعنی باید بگی حتی یک موجود روی کره زمین نبوده که به طور کل از زندگیش ناراضی باشه که... I find that hard to believe
و بعدشم کلا استدلالت از بیخ غلطه من بحثم اصلا لذت نیست چه گیری دادی 😂 بحثم اینه که نباید وقتی من نمیخام بهم حتی خوبی بکنه حس میکنم خیلی منطقی ساده ای باشه
الان کجا به این رسیدیم که آفرینش بنیادین مشکل داره؟
چون خدا نمیتونه با مجوز بیافرینه چون قبل از این که بتونیم نظر داشته باشیم آفریده میشم که حالا اصلا نمبخام حتی به این اشاره کنم که خود خدا میتوستت جوری بیافرینه که ما به این مشکلات نخوریم و همه راضی باشیم از وجود داشتن ولی خب... باز هم تصمیم گرفت نکنه و ورژنی رو انتخاب کرد که ما توش اذیت بشیم...
 
دقیقا این مرزه مهمه.
هکسره و تفاوت گذاشتن بین گزاردن و گذاشتن خیلی چیز ساده‌ و راحتیه رعایت کردنشون.
که اگه اون چیزهایی که عمیق میشی توشون و مشکل دارن هم انقدر نهادینه نبودن بهتر بود اونا رو هم اصلاح کنیم.
هر چی درست تر صحبت کنیم بهتره.
اره راحته
ولی چرا باید ذره ای
حتی کوچک کوچک کوچک
بهش اهمیت بدم؟
چرا خب مگه چی میشه حالا ته ته تهش تفاوت گذار و گزار از بین می‌ره
کسی هست یا سناریو ای هست که بخاطر این تفاوت ما به مشکل بخوریم؟ داریم درمورد زبانی حرف می‌زنیم که حتی کلمه/حرف معرفه نداره
چرا اینقدر جدی میگرید اینارو 😂
 
آیا این حقیقت رو عوض می‌کنه که خدا حق نداشت من رو بیافریند؟
داریم در مورد چیزی صحبت میکنیم که حق رو تعریف میکنه.
واقعا؟
من حق ندارم به ذور بیام حتی بهت پول بدم
به زور من حق انجام هیچ کاری ندارم حتی اگه خوب باشه
آیا شما خدایی؟

الان دیگه خوابم میاد بقیه‌اش رو فردا صحبت کنیم
 
داریم در مورد چیزی صحبت میکنیم که حق رو تعریف میکنه.
که حالا صد البته من این بحث رو آوردم بالا که بعداً روی وجودش بحث کنیم ولی مهم تر
پس خودش شرایط رو جوری چیده که ما عذاب بکشیم و حس کنیم ناعدالتی می‌کنه و هزار تا بدبختی دیگه
خب اگه حق اون بود که چرا باید بیاد یه حقی تعریف کنه که توش عذاب باشه و کلی آدم قبول نکنن اون حقه؟
And I refuse to try
پس آقا استدلالت تهش شد خداست گردنش کلفته دلش خواست تو کی باشی نقد کنی؟😂 نشد که
اره جدی دارم میمیرم منم
 
So what?
صرفا چون زبانمه یه نفرین ابدی روم گذاشته میشه که باید حواسم بهش باشه ؟ یا به طور پیش‌فرض باید قبول کنم که هرچی که به اجبار سرم اومده باید فداش بشم چون صرفا از قدیم گفتن؟
نیست
آدما جدیش کردن
بی دلیل بزرگش کردن
مسئله بزرگی ازش ساختن
از «زبان مادری» بت ساختن
حتی از «وطن» بت ساختن
 
استدلال‌های زیادی به نفع آنتی‌ناتالیسم و «غیراخلاقی بودن زندگی‌بخشی» (در اصل برای والدین، ولی قابل تعمیم به خدا توی یه جهانبینی خداباورانه هم هست) وجود دارن. سه تا از بنظر من جالب‌تریناشون:

A) استدلال شیفرین:
1- ما فقط وقتی میتونیم به کسی بدون رضایتش آسیب برسونیم که این آسیب، برای جلوگیری از یه آسیب بزرگتر ضروری باشه. مثلا یه نفر بیهوش شده (نمیشه ازش رضایت گرفت)، اما برای اینکه از زیر آوار درش بیاریم و جونشو نجات بدیم، باعث میشیم که یه پاش چنان آسیب ببینه که باید قطع شه. ولی مثلا اگه آسیب بزرگتری شخص رو تهدید نکنه، مجاز به آسیب رسوندن بیشتر بهش برای ایجاد فایده بیشتر نیستیم: مثلا فرض کنیم تنها راه برای رسوندن طلا به مردم یه جزیره‌ای که هیچ مشکلی ندارن و به شدت ثروتمندن (اما بدیهتا از اینکه طلای بیشتری بگیرن، خوشحال میشن؛ اما در معرض فقر یا هرنوع آسیب و مشکل دیگه ای نیستن)، این باشه که طلا رو با هلیکوپتر روشون انداخت و ممکنه در اثرش آسیب ببینن، هرچند آسیب اونقدر شدید نیست و میتونن با همون پول طلا خودشونو درمان کنن؛ از نظر شیفرین، حتی توی این شرایط، چون آسیبِ افتادنِ طلا روی مردم قرار نیست از آسیب بزرگتری جلوگیری کنه و صرفا برای لذت بیشتر اون اشخاص اما بدون اجازشون طلا براشون پرتاب میشه، مجاز به رسوندن طلا بهشون به این روش نیستیم
2- وقتی کسی رو به دنیا میاریم، اونو در معرض آسیب قرار میدیم (به هرحال زندگی همیشه با آسیب هایی همراهه؛ حتی اگه جمع آسیبها از جمع لذتها به مراتب کمتر باشه)، بدون اینکه با به دنیا نیومدنش، در معرض آسیب بزرگتری بوده باشه.
نتیجه: مجاز به به دنیا اوردن اشخاص نیستیم.

B) استدلال بناتار:
ساختار خیلی کلی و ساده‌ش اینجوریه که:
1- ما مجاز نیستیم کاری با افراد انجام بدیم که وضعیتشونو بدتر از اون چیزی کنه که اگه اون کارو باهاشون انجام نمیدادیم، میبود.
2- به دنیا اوردن یه نفر، وضعیتشو بدتر از حالتی میکنه که به دنیا نمیومد.
نتیجه: مجاز به دنیا اوردن اشخاص نیستیم.
بدیهتا سوال پیش میاد که مقدمه دوم چجوری توجیه میشه. استدلال بناتار برای این پیشفرض، مهمترین میراث فکریشه. براین اساسه که این حالات رو بررسی میکنه:
1- شخص وجود داره:
الف) لذت میبره => خوب
ب) رنج میبینه => بد
2- شخص وجود نداره:
پ) لذتی نمیبره => نه خوبه و نه بد
ت) رنج نمیبره => خوب
با این مقایسه، مشخص میشه که وضعیت شخص در حالتی که وجود نداره، بهتر از حالتیه که وجود داره؛ وقتی وجود داره، ممکنه وضعیت بد داشته باشه، اما وقتی وجود نداره، هیچ جوره وضعیت "بد" نداره، بلکه حتی از این حیث که رنجی نمیبره، وضعیتش خوبه.
البته بحث برانگیزترین پیشفرض بناتار که بیشتر از همه هم دربارش بحث، نقد و جواب داده شده، همین پیشفرضه که "عدم رنج، حتی وقتی که کسی وجود نداره که این آسایش رو تجربه کنه، همچنان خوبه". منتقدا میگن که مثل نبود لذت و عدم وجود شخصی که این عدمِ لذت رو تجربه کنه، این حالت هم باید نه خوب و نه بد قلمداد شه. من توی مقاله زیر نمونه‌ای از این انتقادات رو بررسی کردم و بهشون جواب دادم (هرچند متاسفانه دسترسیم به اکانتمو از دست دادم، ایمیلی که باهاش ساختمش قدیمیه و رمزشو نمیدونم، پس نمیتونم احراز هویت بشم)، با اینحال حتی اگه حرف منتقدین رو بپذیریم، بازم به وجود نیومدن نهایتا در کل نه خوبه و نه بد، اما به وجود آوردن "میتونه" بد باشه، و از اونجایی که به وجود آوردن همیشه برخلاف رضایت شخصه، پس نباید کسی رو به وجود آورد، چون حق نداریم تا وقتی که از نتیجه خوب یه چیز مطمئن نیستیم و خطر بزرگتری هم در کمین نیست، با زندگی افراد بازی کنیم و حتی با خیرخواهی و به قصد لذت بیشتر، بدون اجازشون وارد وضعیتی‌شون کنیم که ممکن باشه لذت ببرن، اما آسیب هم محتمل باشه.
https://www.academia.edu/143768438/...ثل_دفاع_و_توسعه_ای_بر_استدلال_بناتار_و_شیفرین

C) استدلال تحمیل سبک زندگی از Matti Häyry و Amanda Sukenick:
1- ما مجاز نیستیم یک سبک زندگی رو بدون ضرورت جلوگیری از آسیبی بزرگتر و بدون اجازه افراد، بهشون تحمیل کردن.
2- وقتی شخصی به دنیا میاد، ناچاره که برای زنده موندن، سبک زندگی خاصی داشته باشه (مثلا نفس بکشه، غذا بخوره، کار کنه تا درآمد داشته باشه، و ...)، بدون اینکه رضایتی به شروع این فرایند داده باشه.
نتیجه: مجاز به به دنیا اوردن اشخاص نیستیم.

درباره یه قیاس هم با بلیط یه نمایش برای یکی دیگه صحبت شد که ممکنه لذتبخش باشه، اما ممکنه کسل کننده باشه: این قیاس مع‌الفارقه، چون حتی وقتی که به یکی دیگه بلیط هدیه داده میشه، اون شخص همچنان اختیار داره که هدیه رو نپذیره، یا حتی اگه پذیرفت، ازش استفاده نکنه؛ اگه استفاده کرد و خوشش نیومد، همچنان تصمیم خودش بوده. قیاس دقیقتر یه همچین حالتی داره که آدم یکیو زوری بدزده و ببره برای دیدن اون نمایش، به این امید که از اون نمایش خوشش بیاد. کلا "دادن یک امکان به یه نفر"، بنابر تعریف "امکان"، مستلزم اینه که شخص از همون اول بتونه اون امکان رو رد هم کنه، وگرنه دیگه نه "امکان"، بلکه "اجبار"ه.
 
Back
بالا