• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چشم در چشم بازار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع پوریا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

پوریا

لنگر انداخته
ارسال‌ها
5,200
امتیاز
41,862
نام مرکز سمپاد
helli 1
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1393
دانشگاه
زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
خب، بریم که داشته باشیم.
هدف این تاپیک آموزش نیست. من برای آموزش به ارتباط یک طرفه اعتقادی ندارم. باید دوطرفه باشه ارتباط که بتونم مطلب رو منتقل کنم. اون رو میذاریم برای وقتی که نت وضعیتش بهتر شده باشه.
هدف اینه که من بلند بلند فکر کنم. فردا بعد چیزی حدود دو ماه و نیم بورس باز میشه و سر کارم برمیگردم و دوست دارم به چند دلیل اینجا بنویسم
۱.نوشتن همیشه باعث میشه متعهدتر باشم
۲.به دلیل ADHD بارها و بارها با هر تکانه ای از کارم پرت شدم یک سمت دیگه. این میتونه پیوستگی خوبی در تفکرم ایجاد کنه
۳.این تاپیک آموزشی نیست اما میتونه کنجکاوی شما رو برانگیزه. شما میتونید نحوه ی تفکر یک سرمایه گذار و مدیریت سرمایه ش رو ببینید. میتونید ببینید کجاها رو نگاه میکنه. دنبال چه فرصت هاییه. کجاها صبر میکنه و کاری نمیکنه. چجوری با شکست های بسیارش کنار میاد.
مهمترین ویژگی این تاپیک صداقت اونه. من بنا ندارم برای اینکه دید دیگری بهم خراب نشه چیزی رو سانسور کنم. تمام شکست ها و ضررها روایت میشن. من در جمع سرمایه گذارهام ننشستم که بخوام چیزی رو خوب پرزنت کنم. این فرصت خوب مشاهده برای شماست اگر مشتاق و کنجکاو هستید.

تاپیک مونولوگ هست. اگر جایی سوالی داشتید یا به هر طریق خواستید گپ بزنیم در مورد موضوع طرح شده، میتونید توی بانگ یا پ.خ در میون بذارید حتما در اسرع وقت جواب میدم.
 
چون فردا باز میشه بازار من فرصت دارم امروز کمی درباره ی ماهیت کاری که انجام میدم صحبت کنم.
ترید چیه؟ ترید یا معامله گری باور به وجود فرصت هایی «تکرارپذیر» در بازار مالیست. هرچقدر روی کلمه ی تکرارپذیر تاکید کنم کمه. شما با خرید یک شت کوین که دوستتون گفته و میلیارد شدن، تریدر نخواهید بود. چون این فرصت لزوما تکرارپذیر نیست.
اکثر افرادی که تحت عنوان تریدر خودشون رو معرفی میکنن با این تعریف در واقع اصلا تریدر نیستن. صرفا افرادی هستن که دوست داشتن بخت و اقبال خودشون رو آزمایش کنن. انگار بلیت بخت آزمایی خریده باشن. هیجان ترید چنان بالاست که این فرصت رو برای افراد ایجاد میکنه که به اسم «شغل» صرفا به هیجانات خودشون بپردازن. یک دلیلی که من مجموعا پنج دوست تریدر هم ندارم همینه. افراد عموما در مورد دلیل ترید کردنشون با خودشون روراست نیستن.
حالا چجوری بفهمیم داریم ترید میکنیم یا صرفا داریم بازی بازی میکنیم؟بررسی عملکرد بلندمدت خودمون با یکسری شاخص. مثلا یک شاخص در بورس تهران شاخص کل هست(که نماینده ای از میزان پول موجود تو بازاره) شما با مقایسه ی میزان بازدهی خودت با شاخص کل میتونی بفهمی امسال عملکرد خوبی داشتی یا نه. شاخص دیگه دلاره. در سال های اخیر بورس تهران نه تنها بازدهی دلاری نداشته بلکه به دلیل ریسک های سیستماتیک وارده(جنگ اقتصادی و نظامی) عملا یک سوم یا یک چهارم شده ارزش دلاریش. در این فضا قیاس خودتون با شاخص کل به تنهایی کافی نیست. باید بازدهی دلاری سرمایه ی خودتون رو هم بررسی کنید.
بعد از این بررسی ها میتونید بفهمید شما دارید ترید میکنید برای پول در آوردن یا صرفا دارید به هیجانات خودتون مجال میدید.

برگردیم سر الگوهای «تکرارپذیر»
شغل شما به عنوان یک تریدر، پیشبینی کردنه. شما قرار نیست همیشه درست پیشبینی کنید اما قراره پیشبینی شما ارزشی خلق کنه. برای اینکه چنین اتفاقی بیفته به نظر من شما قبل از بررسی آماری هرچیزی، باید به منطق اون فکر کنید.
یک مثال کلاسیک میزنم. بسیار بین تریدرها شایعه که میگن یک خط حمایت یا مقاومت وجود داره. به این معنی که مثلا یک سهم چندین بار تا قیمت ۳۰۰ تومن که رشد کرده، افتش شروع شده و اومده پایین. این میشه خط مقاومت. یا همون سهم وقتی تا قیمت ۲۵۰ تومن افت کرده بعدش شروع به رشد کرده(یا حداقل بیشتر از اون به افت ادامه نداده) و این میشه خط حمایت.
خب. حالا بیاید فکر کنیم. ما همه مون تو سمپاد درس خوندیم و پیامد اون دانشگاه رفته یا خواهیم رفت. آیا چنین استقرایی برای شما مطلوبه؟ اینکه یک سهمی دوبار با یک خط برخورد داشته و فلان رفتار رو داشته، آیا باعث میشه شما شرط ببندید بار سوم هم همین اتفاق میفته؟
استدلال معتقدین به این ایده ها اینه که بازار داره فلان قیمت رو «گرون» (در مورد مقاومت) و همچنین «ارزون» (در مورد حمایت) میبینه. پس اونها هم هرزمان قیمت نزدیک ۲۵۰ تومن بود اون رو میخرن. هرزمان هم نزدیک ۳۰۰ تومن بود اون‌ رو میفروشن.
به اولین تعیین تکلیف مهم خودمون در این بازی رسیدیم. کاری که این دوستان به زعم خودشون انجام میدن یک اسمی داره که احتمالا شنیدید.
نوسانگیری.
این بهترین نقطه ی شروع برای مسیر ماست. من قویا معتقدم چیزی به نام نوسانگیری «تکرارپذیر» نیست و استقراهایی مثل حمایت و مقاومت استدلال های قوی ای نیستند. در ادامه بیشتر توضیح میدم.
 
برای فهم بهتر قضیه بیاید به چیزی فکر کنیم که این روزها بیشتر از هرزمان دیگه ای درگیرمون کرده. ایران.
شما بارها و بارها در تاکسی، پیش خونواده یا تو جمع دوستانتون افرادی رو دیدید که بهتون گفتن «وضع همیشه اینطور نمیمونه»
ما باور داریم که مسائل خیلی بد یا خیلی خوب پیش نخواهند رفت. ذهن ما به صورت تکاملی عادت داره سناریوهای بسیار خوب و بسیار بد رو حذف میکنه. چرا؟ به دلیل صرف انرژی کمتر. به صرفه نیست اگر منی که الان رو تخت لم دادم به این فکر کنم که وقتی زلزله اومد چیکار کنم. ظرفیت ذهنم محدوده، اینطوری نمیتونم به جاش به این تاپیک و مسائل دیگه ی امروزم فکر کنم. پس چون احتمال زلزله محدوده، مغز اون رو حذف میکنه. وقتی نشونه هایی ازش ببینه مثل اینکه لرزش حس کنم قطعا تو ذهنم بالا میاد، اما بای دیفالت من قرار نیست به زلزله فکر کنم.
برگردیم سراغ کارمون. احتمال اینکه فردا اعلام بشه ایران و آمریکا متحد هم هستن چقدره؟ بسیار کم. احتمال اینکه فردا ایران بمب اتم بخوره چقدره؟ باز هم بسیار کم. پس ذهن ما این احتمالات(موثر بر بازار) رو هم حذف میکنه.
حالا بریم سراغ نوسانگیری. پس عملا مغز ما بای دیفالت طراحی شده که به پدیده های با شیوع بیشتر فکر کنه. پس خیلی منطقیه که فکر کنه یک سهمی «خیلی» رشد یا افت نمیکنه. پس مثلا وقتی سهمی زیاد بالا رفت با خودش فکر کنه افتش شروع خواهد شد. وقتی هم زیاد پایین رفت با خودش فکر کنه دیگه شروع به رشد خواهد کرد(آشناست نه؟)
این میشه که افراد به استقراهای ضعیفی مثل حمایت و مقاومت اعتقاد پیدا میکنن. چون با پیش فرض ذهنشون همخوانه. اونها به این ترتیب میتونن بفهمن(به خیال خودشون) سهم تا کجا رشد و تا کجا افت میکنه و به این ترتیب بتونن با بارها و بارها نوسانگیری پولدار بشن.
به این جنس تفکر اصطلاحا میگیم تفکر بر اساس «بازگشت به میانگین» وجه تسمیه واضحه.
حالا چرا به نظرم بازار اینجوری کار نمیکنه؟ یه قهوه بذارم میام میگم:))
 
آخرین ویرایش:
برای جواب به این سوال ما اول باید بفهمیم اصلا چرا چیزی تحت عنوان بازار مالی ایجاد شد. اگر حافظه ی من درست یاری کنه سال ۱۶۰۲ در آمستردام برای اولین بار این ایده مطرح میشه که کسی که میخواد تجارت کنه، بیاد اوراق سهام شرکت خودش رو منتشر و سهام رو به «اشتراک» بذاره. چرا چنین ایده ای مطرح شد؟ برای پوشش ریسک. موسس کمپانی هند شرقی نمیخواست تمام ریسک ناشی از احتمال شکست خوردن در فعالیت اقتصادی خودش رو، خودش متحمل بشه. چرا بقیه باید در چنین کاری شریک بشن؟ برای سود. پروژه رو بررسی میکنن و اگر به نظرشون منطقی بود بهش سرمایه اختصاص میدن. با این تبصره که هرزمان نظرشون عوض شد و دیگه نمیخواستن(به هردلیلی) با پروژه همراه باشن، بتونن آزادانه سهامشون رو بفروشن و پولشون رو بگیرن و برن پی زندگیشون.
پس، دقت کنید در درجه ی اول بورس اصلا ایجاد نشد که افراد سود کنن. اینجوری نشد دو نفر دور هم جمع بشن بگن بچه ها یه بازی درست کنیم که سود کنیم. نه‌. بازی اصلی اون بیرون در اقیانوس ها و دریاها به راه افتاده بود. فرصتی برای سود کردن در واقعیت دیده شد، فردی ایده ای زد که شرکتی ایجاد کنه و دیگران هم خواستن باش «همراه» بشن.
پس در یک قرائت نسبتا افراطی میشه گفت هدف اصلی بازار مالی نه سود بلکه «پوشش ریسک» هست. چون فرد اگر حاضر بود ریسک رو تماما خودش قبول کنه، اوراق بهاداری منتشر نمیکرد که دیگران رو سهیم کنه.
اینجاست که نگاه ما با نوسانگیرها زاویه پیدا میکنه. احتمالا زیاد شنیدید که میگن ایلان ماسک یه توییت زد و بازار رو بالا پایین کرد و نوسان گرفت. یا میگن نهنگ ها کف میخرند و وقتی میره بالا در سقف میفروشن. این در واقع اشتباه فهمیدن بازاره.
۱.اولا بازار از ثروتمندترین فرد دنیا یعنی ایلان ماسک هم ثروتمندتره. یعنی ثروت ماسک با مجموع گردش مالی بازار قابل قیاس هم نیست. پس ماسک قاعدتا نمیتونه بازار رو مدام «دستکاری» کنه
۲.ثانیا اون توییتی که ماسک میزنه بر اساس اعتبارش دیده میشه. ماسک نه فقط به سبب ثروتش بلکه به دلیل کارهای بزرگی که کرده اعتبار مهمی در دنیای سرمایه گذاری داره. با این اصطلاحا «نوسانگیری» اعتبار خودش رو به یک آفتابه دزد تقلیل میده بین اهالی بازار
۳.با این وجود نمیشه منکر شد که در مواردی چنین اتفاقی میفته. برای این موارد نهادهای نظارتی مثل SEC وجود دارن که مانع دستکاری بازار توسط ثروتمندانی مثل ماسک بشن. مثل هرجای دیگه ای این مورد هم نقصان هایی داره، اما به هرطریق به شدت جلوی این موارد ایستاده میشه.

پس ما انگیزه ی «نوسانی» کردن بازار توسط عده ای رو بررسی کردیم و به پایین بودن احتمال اون هم پرداختیم.
حالا اگر بازار نوسانی نیست و جاییه برای «تقسیم ریسک» بین افرادی که خواهان اون هستند، پس این بازار چجوری کار میکنه؟ در ادامه خواهیم دید.
 
خب، بریم سراغ ایده ی جایگزین. ترند یا همون روند.
از جایی که قضیه رو رها کردیم ادامه‌ بدیم. مفهوم ریسک و پوشش ریسک. بازار مالی جاییه که افراد برای پوشش ریسک وارد بر خود و سرمایه شون، دست به معامله میزنند. با یک مثال ساده جلو بریم. شما نگران تورم، افت ارزش پول و قدرت خرید خودت هستی. میری طلا میخری. چه در بورس چه طلای فیزیکی. لزوما قصد مصرف اون رو نداری، اما میخریش تا بتونی ریسک تورم رو «پوشش» بدی.
چرا این باعث شکل گیری روندهای اقتصادی میشه؟ به چند دلیل
۱.اقتصاد یک مفهوم بسیار پیچیده ست. افراد نمیدونن فاکتورهای موثر در «ارزشگذاری» دقیقا چیان. نمیدونن این فاکتورها هر کدوم چقدر موثر هستن. لزوما از مقدار جدید اون فاکتورها مطلع نیستن(آپدیت نیستن چون اطلاعات همگن تقسیم نشده)
پس در عمل بازار قیمت رو نمیدونه. حدسی میزنه(که قیمت ارزونه یا گرون) و بر اساس اون پیش میره و قیمت رو اصطلاحا «کشف» میکنه. پس ما نمیایم بگیم طلای گرمی فلان قدر ارزون یا گرونه(نوعی از تحلیلگران به نام تحلیلگران بنیادی یا فاندامنتالیست اتفاقا میگن. کار اونها تخمین ارزش چیزهاست، فارغ از روندهای قیمتی) بلکه میگیم بازار نسبت به طلا مثبته یا منفی. چقدر مثبته، چقدر منفیه(قدرت روند قیمتی)

۲.در شرایط عدم قطعیتی که ازش صحبت کردم، افراد حاضر در بازار تغییرات قیمت رو میبینن. این باعث میشه برخی از اونها استقرا بزنن که دارایی ای که داره رشد میکنه به رشد خودش ادامه میده و دارایی ای که افت میکنه باز هم افت خواهد کرد. همچنین ترس و طمع رو تجربه میکنن. میترسن بازار بالا بره و اونها باش همراه نباشن و طمع میکنن که بخرن تا بازار که باز بالا رفت سود کنن. به این میگیم رفتار گله ای. این رفتار گله ای باعث میشه به طور کلی معاملات امروز و دیروز نسبت به هم «پیشامد مستقل» نباشن. معاملات گذشته بر امروز تاثیر بذاره. مثبت ها مثبت و منفی ها منفی بیارند.

۳.اتفاقات عموما به صورت تدریجی و نه ناگهانی رخ میدن. اتفاقی مثل اینکه نرخ خودروی ایران خودرو بر اساس یک مصوبه تغییر کنه در ظاهر یک اتفاق ناگهانیه درسته؟ بله. اما آیا میتونیم بگیم این رشد نرخ میتونه احتمال رشد نرخ در آینده رو هم ایجاد کنه در ذهن سرمایه گذار؟ به این ترتیب که سرمایه گذار این رشد رو نشونه ای از تغییر سیاستگذاری وزارت صنعت، معدن و تجارت(صمت) بدونه و بر اساس اون حاضر باشه سهام ایران خودرو رو به دلیل این احتمال آتی بخره.
مثال های دیگه ساده تر هم هستن. آیا شرکتی که به تازگی به شدت سودده شده ممکن نیست در آینده هم عملکردش بهتر از قبل باشه؟ باز به این هم سرمایه گذار وزن میده.
پس، اتفاقات عموما تدریجی رخ میدن. پس تغییرات قیمتی هم تدریجی میشه.

۴.اما بریم سراغ مهمترین نکته ی روندی بودن بازار. توزیع نامتوازن اطلاعات در بازار. همون رانت.
رانت فقط محدود به بازار ایران نیست. درسته که در اقتصادهای شفافتر رانت ها محدودتر و قانون برای مبارزه با اون جامعتره. اما هیچوقت اطلاعات به صورت مساوی تقسیم نشده. من اگر از نزدیکان یک مقام سیاسی، یا هیئت مدیره ی یک شرکت یا فردی به هردلیل مطلع باشم میتونم اطلاعاتی رو زودتر از بقیه ی بازار به دست بیارم. این اطلاعات باعث میشه من بر اساس اون معامله ای کنم(مثلا زودتر خبر توافق رو بفهمم، طلا رو بفروشم و سهام بخرم)
این معامله ی من، و امثال من، باعث شکل گیری یکسری تغییرات قیمتی میشه. به مرور این رانت پخش میشه و آدمهای بیشتری میفهمن. همزمان قیمت هم بیشتر بالا میره و افرادی که رانت رو هم ندارن «حدس» میزنن خبری هست و شروع به معامله در اون جهت میکنن.
تمام. این شغل منه. «حدس» زدن واقعیت بر اساس روندهای قیمتی موجود. گاهی موفقم گاهی نه. اما همیشه خوش میگذرونم:))

پس عملا الگوی تکرارپذیر مدنظر من در ترید، روندها هستن. روندهایی که همیشه وجود دارن. ضعیف و قوی میشن. معکوس میشن. اما همیشه هستن.
فعلا کفایت میکنه به نظرم.
 
آخرین ویرایش:
برای فردا که بازار سهام و آپشن باز میشه دوتا هدف کلی دارم
۱.فروش پوت هام فردا و پس فردا
۲.خرید کال های بلندمدت خوب با این ایده که اگر کشور وارد جنگ افسارگسیخته شد، که عملا فرقی نمیکنه کمی ضرر بیشتر. اما اگر توافق دیر یا زود امضا بشه میتونم سود عالی ای بکنم چون تب فروش حداقل تا یک هفته داغه احتمالا و کال ها رو ارزون میدن.
 
مثل اسب هیجان دارم. نمیدونم اسب چقدره اوج هیجانش، ولی من در حد اوج اسب هیجان دارم.
یه جمع بندی میکنم فکرامو. بازار فردا قطعا منفیه. تخمین من اینه شاخص ۲۵ الی ۳۰درصد در عرض یک ماه و نیم خواهد ریخت. هر گونه مثبتی، حتی در صورت توافق، میتونه فرصتی برای خرید آپشن فروش و گرفتن گارد نزولی باشه. فردا بخشی از صندوق نهالی که دارم رو آب میکنم که نقدینگی دستم باشه اما تا قبل از شکل گرفتن یک توافق نیازی به فروش سینرژی نمیبینم. سینرژی اهرم فشار هر دو کشور رو در خودش لحاظ کرده. هم نفت هم دلار داخل.
اخبار اهمیتی نداره. همچنان معاملات نفت قوی و طلا ضعیفه. پس فعلا چیزی تغییر نکرده.
استراتژی کلی خودم رو اینجوری تبیین میکنم که فردا و پس فردا آپشن های فروشی که از قبل داشتم رو آب میکنم. مختصری چهارشنبه اواخر بازار آپشن خرید دور میخرم که اگر یک درصد توافق game changer ای در کار بود بتونم بالای بازار رو پوشش بدم.
اما در کل خریدهای آپشن خریدم رو فعلا نگه میدارم تا بازار حداقل ۲۰ درصد بریزه. اونجا آروم آروم رو دارایی پایه هایی که مدنظرم باشن آپشن خرید میگیرم. فعلا هم سمت سهام نمیرم تا بازار پایینش رو بده.
فردا قراره پای بازار رفقای ناشناس خودم رو ببینم. دلمون برای همدیگه یه ذره ست. قریب به یک فصل از هم دور بودیم!
 
آخرین ویرایش:
از اون روزهایی بود که آدم یادش میاد چقدر کوچکه در برابر بازار:))
تخمین من از افت شاخص کل اواسط تیر ۲۵ الی ۳۰ درصد بود. برای امروز انتظاری جز صف های فروش طویل نداشتم. نهایتا مثل بازگشایی بعد جنگ ۱۲ روزه که کم کم صف ها رو خریدن، بعد یه هفته ده روز بازار متعادل بشه.
تو این شرایط فملی پنج دقیقه ی اول میره صف خرید و تا آخر بازار قفل صف خرید میمونه. بانک ملت ۵ ۶ درصد مثبت میخوره. اهرمی ها صف فروش اند و نقدشونده نیستن که طبیعیه. سهم های کوچیک هم تقریبا فروش ندارن، قفل صف خرید. یه کاسپین ای هم این وسط ۲۰ درصد مثبت باز میشه:))
این بازار برای من جای تردیدی نمیذاره. در حد ۵ درصد سرمایه آپشن خرید دور روی اهرم برای یک ماه بعد گرفتم که بالای بازار رو هج کنم. نهال رو آب کردم که نقدینگی داشته باشم. سینرژی رو تو‌ منفی اضافه کردم(تا توافقی امضا نشه سینرژی سپر تورمی منه) اگر هم فردا بازار مثبت سنگین داد شروع میکنم آپشن فروش گرفتن.
هنوز با یک روز نمیشه چیزی رو مطمئن گفت. ولی عجیبه که بازار مطمئنه!
 
یادمه پیارسال پاییز وقتی یه حمله ی ریزی اسراییل کرد و چند جا رو زد و صداشم در نیاوردن زیاد، یهو بازار شروع کرد وحشتناک رشد کردن. دقیقترش این بود که روزهای قبل اون بازار به شدت منفی بود و طلا خیلی مثبت بود. این حمله ی محدود رخ داد و صبحش صندوق های طلا صف فروش بودن و کل سهام صف خرید. اونجا جایی بود که سنگامو با خودم وا کندم که حتی یک خبر رو در معاملاتم لحاظ نکنم. اگر بازار مثبت بود ولی تانک در خیابان بود و از پنجره میتونستم براش دست تکون بدم، اول با مثبت بازار همراه بشم، بعد برا تانکه دست تکون بدم. بالعکس اگر همه ی اخبار مثبت بودن ولی بازار منفی معامله میشد(پارسال همین موقع که بعد هزار بار مذاکره حرف از پیشنویس توافق بود) اول با منفی بازار همراه بشم بعد یه پفک بگیرم بشینم ببینم چی میگن.
الان هم همونه. اخبار بسیار منفی. بازار بسیار مثبت.
بعد از بازگشایی ۲۰ درصد مثبت کاسپین، امروز زکشت و زشگزا هم ۳۰ درصد مثبت خوردن. صف خرید فملی حتی چندان معامله هم نشد. کسی نمیفروخت.
صندوق اهرمی دو ایکس با حباب فاکینگ ۱۱ درصد مثبت(بله. کشور تو جنگه هنوز!) صف خرید بست نیمه ی دوم بازار رو. بیشتر سهمای کوچیک صف خریدشون راه نمیداد که خرید بزنی.
اینجا همونجاست که براش آماده شدم. گوش هات رو بگیر. چشمهات رو ببند. با بازار همراه شو.
با این حساب ده درصد سرمایه رو آپشن خرید اواخر خرداد گرفتم. مختصری هم آپشن فروش جدید گرفتم که اگر بازار اشتباه کرده بود ضررم کمتر شه. هفته ی بعد اگر بازار مثبت معامله بشه کم کم آپشن های فروشم رو بیشتر میکنم چون بلندمدت همچنان بازار افتضاحه.
 
بازار روز به روز داره جسارت بیشتری پیدا میکنه. اهرم امروز صف خریدش نریخت. ۸ تا سهم بازگشایی با بیش از ۱۵ درصد مثبت داشتن. در سمت مقابل حباب صندوق های طلا و نقره منفی شده، صندوق سینرژی هم که تا الان حباب های مثبت بزرگ داشت به واسطه ی رشد نفت الان حباب منفی ۶ درصد داره!
بازار جفت پا داره رو توافق شرط میبنده. حتی نه ادامه ی محاصره و نه جنگ نه مذاکره. خود توافق.
چون اگر بنا بود شرطش روی ادامه ی ابهام باشه، باید به صاف شدن یسری شرکت ها وزن میداد و سنگین میریخت. بالعکس جوری داره میخره انگار فردا رو ازش گرفتن.
با این وجود سطح ریسکم رو بالاتر نبردم چندان. چون مجددا احتمال جنگ و بسته شدن بازار و آسیب به ارزش زمانی آپشن ها هست، فعلا ترجیحم استرادله. البته استرادل به سمت مثبت، دلتا رو کامل هج نمیکنم.
برج سه و چهار کلی کال و پوت OTM برداشتم. روزهای بعدی پوت هام رو افزایش هم میدم که اگر کال اهرمم آسیب دید در مسیر بتونن حمایتش کنن.
هنوز سهام نخریدم. سباقر و غکورش و فزر رو در کنار سینرژی دارم منتها فعلا ترجیح دادم همون سینرژی رو زیاد نگه دارم که اگر سناریوی توافق به نتیجه نرسید بتونم گارد دفاعیم رو با رشد نفت بالا نگه دارم. روزهای بعدی این چینش رو متعادل تر میکنم بین این چهار دارایی مدنظرم برا خرداد.
هیجان دو روز اول خوابید و دارم راحتتر معامله میکنم. با حوصله کال و پوت بلندمدت با value بالا رو برمیدارم و میذارم بمونه. در فروش عجله ای ندارم.
 
آخرین ویرایش:
برا اینکه هیجان بر منطقم غلبه نکنه مینویسم، فردا قطعا آپشن فروش ها رو مفت حراج خواهند کرد. کال های خودم رو مختصری میفروشم و آپشن فروش مفت برمیدارم. استدلالم هم ساده ست
اگر توافق جدی ای در کار باشه، پایان جنگ اقتصادی چنان شرکت ها رو هایپ خواهد کرد که ۳۰ درصد رشد اخیر برخی از اونها تو این سه روز خنده داره پیشش. با اون رشد بالاخره همراه خواهم شد و سودم رو خواهم گرفت.
سناریویی که نیاز به مدیریت ریسک داره اما اینه که باز به هردلیلی توافق کنسل شه و تنش بیش از قبل بالا بگیره. به نظرم تهش دوباره برمیگردن سر میز مذاکره و توافق ولی مهمه که افت مقطعی بازار رو پوشش بدم در این سناریو.
پس با این حساب، فردا پوت ارزون برمیدارم و سفرم رو در ادامه ی مسیر امن میکنم.
 
طبق برنامه پیش رفتم. سبک و متنوع کردم آپشن های خریدم رو. از طرفی تا تونستم آپشن فروش مفت برداشتم که روزهای بعدی اگر دوباره شوک خبری ای اومد یا واقعا توافق رفت رو هوا بتونم پورتفویم رو در برابر نوسانات محافظت کنم. سینرژی رو اضافه کردم تو منفی ها و کمی فزر هم خریدم. با اولین روز متعادل سینرژی سبکش میکنم. سباقر و غکورش همچنان فروخته نمیشن که بتونم بخرم.
صندوق های اهرمی صف خریدشون معامله نمیشه. ده درصد حباب منفی داره اهرم و فعلا کسی فروشنده نیست. حباب سینرژی اومد منفی ۱۳.۵ درصد که هم افت احتمالی دلار رو در خودش داره هم افت سنگین نفت در بازگشایی فردای بازار جهانی رو. صندوق های طلا و نقره همچنان بدون حباب یا با حباب محدود معامله میشن. بازگشایی های سهام کوچیک بازار تا ۵۰ درصد مثبت هم رفته.
فعلا به دلیل ریسک بسته شدن مجدد بازار منطقی نیست بخوام بخش زیادی از سبد رو به آپشن اختصاص بدم. اما نقد هم نباید زیاد نگه دارم و بین ۴ دارایی مدنظرم برای خرداد به مرور پخش میکنم سرمایه رو.
دیروز گفتم بازار داره رو توافق قطعی شرط میبنده. امروز از انتظارم کمتر سنگین بود صف ها. همچنان احتمال به هم خوردن معامله هست. بازار هم فعلا رویاهایی مثل ورود سرمایه گذار خارجی و .. رو در سر نداره به وضوح.
با این وجود نیازی به اورتینک نیست. هنوز نشانه ی مهمی از تغییر نداریم و با مثبت بازار میریم جلو.
 
خب، بریم برا طرح ریزی فردا.
حدس من اینه بازار فردا ادامه بده روند رو و حتی تشدیدش کنه. بابت بالاتر اومدن دلار صندوق ها احتمالا از مثبتشون برا فروش استفاده شه و حباب منفی بگیرن کمی. تو این فضا احتمالا برای سیو سود کال ها رو فردا رد کنن بره ملت چون رشد رو ادامه دار نمیدونن. پس میشه فردا کال ارزون گیر آورد. بنابراین فردا روز چیدن مجدد قسمت تهاجمی پورتفویمه. فروش کال های قبلی و خرید کال تازه نفس
ایضا پوت ها بعیده فرصت خوبی مثل امروز برا ورود بدن. امروز رسما بازار تو شوک خبر ناگهانی پیشنویس توافق بود و احتمال شکست این تلاش رو خیلی کم ارزیابی کرد، برا همین آپشن فروش ها رو حراج کرد. فردا نه، بعیده پوت خوب گیرم بیاد.
علاوه بر بازآرایی کال هام، میرم سراغ فروش بخشی از سینرژی. بعیده سباقر و غکورش فردا هم راه بدن اما شاید بتونم کمی فزر اضافه کنم به جای سینرژی.
این دو روز، دو روز هفته ی پیش و افت سرمایه ی ناشی از مثبت خلاف جهت بازار رو برام پوشش داد کاملا. ببینیم فردا باد کدوم وری میوزه
 
منفی مهمی خوردن امروز یسری سهما در راسشون کگهر که سهم بزرگیه و دیروز مثبت ۳۰ باز شده بود. امروز صف فروش بست ولی صف فروشش معامله میشد.
همچنان ملت و فملی صف خریدشون سنگینه و راه نمیده. ایضا اهرم صفش نمیریزه کلا. شتران ۲۵ ۳۰ مثبت بازگشایی داشت.
بازار پای تابلو منفی تر از روزهای قبل بود اما واکنش خوبی به این منفی داشت. فردا بازار به خاطر چهارشنبه ی تعطیل و آخرهفته، باید بخش خوبی بفروشه و بره پی زندگیش. هرکی اومده نوسانی بگیره این یک هفته بش حال داده و وقتشه فردا آب کنه سهام رو. اگر نه، یعنی کل بازار میترسه از اینکه جا بمونه و حتی حاضر نیست یه آخرهفته رو بیرون وایسه.
با چیزی که من میبینم، یه چیزی بین اینا فردا پیش میاد. اهرم صفش میریزه ولی مثبت میبنده. شاخص کل هم مثبت کمی میبنده.
فعلا کال سنگین سوارم. امروز سنگین ترش هم کردم. یکم هم پوت پروتکتیو برداشتم که بتونه بخشی از دلتام رو هج کنه. به نظرم هنوز خیلی زوده برا رها کردن.
بازار امروز تردیدهای من برای بلندمدت بودن روند رو تا حد خوبی از بین برد. جدا از نوساناتی که بابت اخبار میتونه بخوره بازار، بعید میدونم بعد فروکش کردن فشار فروش طبیعی حقوقی ها شاخص ۵ میلیون‌ رو تو کوتاه مدت نبینه.
 
عجیبه واقعا. هفته ی معاملاتی بسیار پرفشار و سختی برام بود، چون طبق مدل خودم مجبور بودم رشد بازار رو پوشش بدم ولی اصلا رشد بازار رو نمیفهمیدم. دیشب که خبر زدن بندر اومد مطمئن بودم رفتیم برا دور بعدی جنگ و حتی شاید کار به جایی برسه که امروز بازار رو باز نکنن!
به هر طریق تا حد امکان آپشن های خریدم رو سبک کردم و همچنین سمت آپشن های ارزونتر بردم سرمایه رو. ایضا منفی امروز سینرژی اضافه کردم کمی. فزر رو هم بیشتر کردم وقتی صفش ریخت. همچنان سباقر و غکورش راه نمیدن متاسفانه
هنوز به نظرم آپشن فروش هام کمن و پوشش نمیدن ریسک سرمایه گذاریم رو مثبت بازار رو.
این آخرهفته احتمالا روی یک مدل جمع و جور برای تخمین دلتای آپشن هام کار میکنم که بتونم با یه حساب سرانگشتی بفهمم چقدر از هر پوت برای هج کردن کال هام نیاز دارم. فکر کنم مصطفی بتونه تو این قضیه کمک کنه به عنوان یکی از قدیمی های هجینگ:))
علی رغم سختی هفته ی خوبی بود. تقریبا میشه گفت بسته بودن سه ماهه ی بازار برام جبران شد همین هفته. ولی انقدر همه چیز نامشخص و پیچیده ست که زوده فعلا بخوام جشنی بگیرم.
(جوری که امروز منفی بازار در عرض ۵ دقیقه اول جمع شد یعنی قضیه خیلی ادامه دارتر از تصورمه. هرروز داره روز پایان روند صعودی به دور و دوتر فرستاده میشه تو ذهنم)
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا