• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آشنایی با رفتارهای سمی در روابط عاطفی (ردفلگ‌ها) ✨

راهکارت دقیقا خودش یک‌ نمونه از رفتارهای سمیه
میگه وقتی عصبیه سر این خالی میکنه و عذرخواهی هم نکرده وقتی بهش گفته رفتارت اشتباهه. این نمونه ی یک ادم تاکسیک نیست چیه پس؟
 
حالا که بحثش شد
این اسمش چیه
اینکه پسرا پرنسس میشن گاهی دقیقا چی میتونه باشه؟
مورد دیگه من شخصی هستم که رابطه ام رو سوای هرچیزی میدونم هیچ وقت ناراحتی و غصه هام رو که مسببش چیزی خارج از رابطم هست رو نمیذارم روی رفتارم با شخصی که پارتنرم هست فرق کنه یعنی همیشه یک قسمت از مهربونیم و خوب بودنم رو همیشه برای اون شخص نگه میدارم چون حق اون میدونم، مثلا اگر من عصبانی ترین هم باشم میتونم در همون لحظه قربون صدقه پارتنرم بشم و فک نمیکنم چیز پیچیده ای باشه این مورد چون اینجوری رفتار من اگر بخواد تحت تاثیر قرار بگیره که مسببش پارتنرم نیست، حس خوبی به اون شخص نمیده قطعا و این به این معنا نیست باهاش درد و دل نمیکنم و عصبانیتم رو ازش پنهون کنم نه! صرفا برخورد و رفتارم اگر عصبانی باشم باهاش نرمه، حتی اگر خودش عامل باشه هم اگر تحریکم نکنه هم تا یک سطح بالایی میتونم خودم رو کنترل کنم، چرا این مورد رو بیان کردم؟ چون جدیدا اروم بودن من باعث شده از جایی اگر ناراحت بود بیاد و ناراحتیش رو سر من خالی کنه، البته که من این موضوع رو بیان کردم که اگر عامل ناراحتی تو شخص دیگه ای جز من بود، من شنونده تو هستم ولی کسی نیستم که سر من خالی کنی ناراحتی ات رو! چون عامل من نیستم😀
این ناراحتی که سر من خالی میشه از نظر من میتونه رفتار خیلی بدش با من باشه! یعنی اجازه بده با لحن بد با من حرف بزنه! و دذ جوابم گفت موقع هایی که عصبی هستم تنهام بذار ! حالا یک سوال خواسته من اشتباه بود؟ چیز سختی هست تجدید نظر کردن در رفتاری که داره تو این موقعیت ها؟ یا کلن ساختار مرد ها فرق داره؟

*موقت
نه صرفا توی رابطه با پارتنر عاطفی که توی هر ارتباطی هیچکس حق نداره عصبانیتش از چیزی که ربطی به طرف مقابلش نداره رو سر اون خالی کنه. چنین موردی چیزی نیست که بخواید جنسیتیش کنید یا این حق رو به مردها بدید و بگید «مردا همینن» هیچ «مردها همینن و زن‌ها همینن»ای در یک ارتباط وجود نداره. این خودش میتونه یک رفتار سمی باشه که طرفین رابطه هیچ تلاشی برای بهبود مشکلاتشون و چیزهایی که طرف مقابلشون رو اذیت میکنه نکنن با این توجیه که «من همینم» اگر همینی، خب “همینت” مزخرفه🙏🏻
 
میگه وقتی عصبیه سر این خالی میکنه و عذرخواهی هم نکرده وقتی بهش گفته رفتارت اشتباهه. این نمونه ی یک ادم تاکسیک نیست چیه پس؟
اونم تاکسیکه کار ندارم.
ولی این فاز مشورت دادن دخترا به همم تاکسیکه و راهکار همشونم همینه، همین الان رابطه رو رها کن، تو لیاقتت بیشتره و و و و
اصلا درست نیست که کسی بخواد از دوست کمک یا راهکار بخواد مگر فرد متخصص (که اونم دوست و آشنا نیست)
 
اونم تاکسیکه کار ندارم.
ولی این فاز مشورت دادن دخترا به همم تاکسیکه و راهکار همشونم همینه، همین الان رابطه رو رها کن، تو لیاقتت بیشتره و و و و
اصلا درست نیست که کسی بخواد از دوست کمک یا راهکار بخواد مگر فرد متخصص (که اونم دوست و آشنا نیست)
شاید حرفت تا حدودی درست باشه ولی اینم در نظر بگیر که دخترا بیشتر مورد ابیوز تو رابطه قرار میگیرن و این مشورتاشون حالت پروتکتیو داره برای همدیگه. چون دقیقا مثه همین دوستمون خیلی وقتا دخترا خودشون رو سکند گس میکنن و فکر میکنن اشتباه از خودشونه و وجود ی دختر دیگه که محکم بهشون بگه ترک کن چیزیه که بهش نیاز دارن. حالا جزئیات مورد ایشون رو که نمیدونیم!
 
بعدشم اره والا اییییییییششششش لیاقت دخترا همیشه بیشتره 😆😆😆😎😎😎
 
شاید حرفت تا حدودی درست باشه ولی اینم در نظر بگیر که دخترا بیشتر مورد ابیوز تو رابطه قرار میگیرن و این مشورتاشون حالت پروتکتیو داره برای همدیگه. چون دقیقا مثه همین دوستمون خیلی وقتا دخترا خودشون رو سکند گس میکنن و فکر میکنن اشتباه از خودشونه و وجود ی دختر دیگه که محکم بهشون بگه ترک کن چیزیه که بهش نیاز دارن. حالا جزئیات مورد ایشون رو که نمیدونیم!
اره منم کلی میگم
ولی بازم مخالفم👎
اصلا نباید با دوست مشورت کرد، دوستا ممکنه سوگیری، حسادت پنهان و و و داشته‌باشن
 
بعضی تیپ‌های وابستگی در کنار همدیگه ویژگی‌های بد همدیگه رو تقویت میکنن. مثلاً اگه یه نفر که وابستگی اجتنابی داره با کسی که وابستگی اضطرابی یا طرحواره رهاشدگی داره وارد رابطه بشن قطعاً اون رابطه برای جفتشون جهنم میشه. در صورتی که اگه با آدمهای دیگه‌ای دیت میرفتن اصلاً شاید رابطه به قسمتهای سمی کشیده نمیشد.
ولی باز هم بنظرم اون سم توی باطن افراد وجود داشته و فقط فرصت بروز پیدا کردن نداشته. شاید اصلا بخاطر این که رابطه‌شون اونقدر عمیق نشده که بخوان به اون نقطه برسن. اصلاً ممکنه دو نفر ده سال باشه با هم ازدواج کرده باشن ولی اینقدر با هم غریبه باشن و رابطه‌شون مثل دوتا همکار توی اداره باشه که به اون نقطه نرسیده باشن که زخمهای عمیق هم رو ببینن.
فکر میکنم تاکسیک بودن از درون ما میاد ما حتی کپی کت هم باشیم نمیتونیم چیزی که در نهاد خودمون نیست رو بازتاب بدیم.
(چون تاپیک رو در انجمن روان‌شناسی زدید و گفتید میخواید تخصصی‌تر بررسی‌ اش کنید اینا رو میگم:")
اولا استفاده از لفظ وابستگی زیاد درست نیست و بهتره از همون ترجمه دلبستگی استفاده بشه. چون وابستگی بار منفی داره و بیشتر برای زمانی که فرد نیاز افراطی یا بیمارگونه به دیگران داره به کار میره و بیشتر در بحث اختلال های شخصیت وابسته و ... مطرحه.
اما همه افراد چه سالم یا ناسالم الگویی از دلبستگی رو دارا هستن و سبک‌های دلبستگی هم به طور کلی به دو دسته ایمن و ناایمن تقسیم میشن. خود این دسته نا ایمن هم به سه دسته اضطرابی، اجتنابی و آشفته تقسیم میشه.
چیزی که میگید که اگر فرد اجتنابی در برابر اضطرابی یا فردی که طرحواره رهاشدگی داره قرار بگیره موجب رنجش بیشتری میشه تقریبا درسته اما به این معنا نیست که اگر در رابطه با فرد دیگری (که حتی دلبستگی ایمن داره) قرار بگیرن به مشکلی برخورد نکنن و دقت کنید هر سه گروه اجتنابی، اضطرابی و آشفته جز دلبستگی های نا ایمن و ناسالم محسوب میشن که حتی در برخورد با فرد سالم هم به مشکلات و چالش هایی برخورد میکنن و خودشون یا طرف مقابل ممکنه اذیت بشن.
جمله آخرتون و این تعمیم های ذات گرایانه هم زیاد جالب نیست. یعنی چی تاکسیک بودن از درون ما میاد؟ درون ما یعنی از اول باهاش آفریده شدیم و فطرت یا ژنتیکمونه و غیرقابل تغییره؟ یا اینکه در طی سال های اول زندگی شکل گرفته و اگر در شرایطی قرار بگیره که اون‌ الگوها فعال بشن خودش رو نشون میده؟
اگه با تکیه به نظریه دلبستگی بالبی دارید رفتار افراد رو تحلیل میکنید ایشون به تاثیر تجارب اولیه کودک عقیده دارند و اینکه بگیم تو ذاتمونه کلا درست نیست. (استفاده از الفاظ تاکسیک و سمی اینا هم درست نیست اگه قصد دارید آکادمیک بررسیش کنید :")
نظر شخصی من: این سبک های دلبستگی نشان دهنده الگوهای ذهنی و رفتاری ایه که در سال های اولیه زندگی و در رابطه با مراقب اولیه شکل گرفته و اثرش تا بزرگسالی باهامون هست. درمان و تغییر دادن این الگو ها بسته به شدت و نوعشون سختی داره و نیازمند درمان و تلاش جدیه.
اما من نمیدونم چرا آدم ها شبیه یک صفت شخصیتی یا یه ویژگی طبیعی مثل قد یا ماه تولد باهاش برخورد میکنن :)) و انگار عادی شده که رفتارهاشون رو با این قضیه توجیه کنن. شما به محض اینکه فهمیدید الگوی ناسالمی دارید مسئولید که برای درمان یا بهبود خودتون تلاش کنید. سخته و انرژی بر و پر هزینه است؟ بله. برای عده ای ممکنه خیلی به سختی جواب بده؟ بله. اما به هرحال هدف از شناسایی و برچسب گذاری روی این طرحواره ها یا الگوهای ناسالم این بوده که افراد قدمی به سمت بهبود و درمان بردارن نه اینکه بگیم من اجتنابیم تو رابطه و فلان مدل رفتار میکنم و تو اضطرابی ای اونطوری رفتار میکنی و بیاید به هم حق بدیم و همدیگه رو درک کنیم و همینطور ناسالم بمونیم و قدمی به سمت بهبود برنداریم.
 
چون تاپیک رو در انجمن روان‌شناسی زدید و گفتید میخواید تخصصی‌تر بررسی‌ اش کنید اینا رو میگم
بله ممنون اتفاقا من خوشحال میشم یه نفر که روانشناسی خونده هم نظرش رو بگه چون مطمئن هستم چیزایی که میگم صددرصد درست نیست. توی همون پست اول تاپیک هم گفتم اگه خونده باشین.

جمله آخرتون و این تعمیم های ذات گرایانه هم زیاد جالب نیست. یعنی چی تاکسیک بودن از درون ما میاد؟ درون ما یعنی از اول باهاش آفریده شدیم و فطرت یا ژنتیکمونه و غیرقابل تغییره؟ یا اینکه در طی سال های اول زندگی شکل گرفته و اگر در شرایطی قرار بگیره که اون‌ الگوها فعال بشن خودش رو نشون میده؟
منظورم از ذات چیزی شبیه غریزه نبوده منظور این هست که فرد در نتیجه تروماها و طرحواره‌هایی که داره یک سری رفتار از خودش نشون میده. همونجور که خودتون هم میدونین ما هیچوقت خود روان رو نمیتونیم مطالعه کنیم و محدود به بررسی رفتارهای فرد هستیم.

نه اینکه بگیم من اجتنابیم تو رابطه و فلان مدل رفتار میکنم و تو اضطرابی ای اونطوری رفتار میکنی و بیاید به هم حق بدیم و همدیگه رو درک کنیم و همینطور ناسالم بمونیم
اصلاً نباید اینطور هم باشه هر کسی میتونه با تلاش و تراپی (خیلی مهمه خیلی) درون خودش رو کشف کنه و بهبود پیدا کنه. اصلا چنین مشکلاتی مثل ماه تولد و کدملی نیست که نشه تغییرشون داد. البته که خیلی هم بعیده چنین آدمایی دنبال چنین چیزایی برن و همیشه خدا قراره که بقیه و دنیا و سرنوشت رو مقصر همه مشکلات بدونن.
 
نه صرفا توی رابطه با پارتنر عاطفی که توی هر ارتباطی هیچکس حق نداره عصبانیتش از چیزی که ربطی به طرف مقابلش نداره رو سر اون خالی کنه. چنین موردی چیزی نیست که بخواید جنسیتیش کنید یا این حق رو به مردها بدید و بگید «مردا همینن» هیچ «مردها همینن و زن‌ها همینن»ای در یک ارتباط وجود نداره. این خودش میتونه یک رفتار سمی باشه که طرفین رابطه هیچ تلاشی برای بهبود مشکلاتشون و چیزهایی که طرف مقابلشون رو اذیت میکنه نکنن با این توجیه که «من همینم» اگر همینی، خب “همینت” مزخرفه🙏🏻
موقت: ببین تو همون حرف منو زدیا ولی انقدر لحنت خوبه همه لایکت کردن— اینست قدرت با پنبه سر بریدن :)
 
(چون تاپیک رو در انجمن روان‌شناسی زدید و گفتید میخواید تخصصی‌تر بررسی‌ اش کنید اینا رو میگم:")
اولا استفاده از لفظ وابستگی زیاد درست نیست و بهتره از همون ترجمه دلبستگی استفاده بشه. چون وابستگی بار منفی داره و بیشتر برای زمانی که فرد نیاز افراطی یا بیمارگونه به دیگران داره به کار میره و بیشتر در بحث اختلال های شخصیت وابسته و ... مطرحه.
اما همه افراد چه سالم یا ناسالم الگویی از دلبستگی رو دارا هستن و سبک‌های دلبستگی هم به طور کلی به دو دسته ایمن و ناایمن تقسیم میشن. خود این دسته نا ایمن هم به سه دسته اضطرابی، اجتنابی و آشفته تقسیم میشه.
چیزی که میگید که اگر فرد اجتنابی در برابر اضطرابی یا فردی که طرحواره رهاشدگی داره قرار بگیره موجب رنجش بیشتری میشه تقریبا درسته اما به این معنا نیست که اگر در رابطه با فرد دیگری (که حتی دلبستگی ایمن داره) قرار بگیرن به مشکلی برخورد نکنن و دقت کنید هر سه گروه اجتنابی، اضطرابی و آشفته جز دلبستگی های نا ایمن و ناسالم محسوب میشن که حتی در برخورد با فرد سالم هم به مشکلات و چالش هایی برخورد میکنن و خودشون یا طرف مقابل ممکنه اذیت بشن.
جمله آخرتون و این تعمیم های ذات گرایانه هم زیاد جالب نیست. یعنی چی تاکسیک بودن از درون ما میاد؟ درون ما یعنی از اول باهاش آفریده شدیم و فطرت یا ژنتیکمونه و غیرقابل تغییره؟ یا اینکه در طی سال های اول زندگی شکل گرفته و اگر در شرایطی قرار بگیره که اون‌ الگوها فعال بشن خودش رو نشون میده؟
اگه با تکیه به نظریه دلبستگی بالبی دارید رفتار افراد رو تحلیل میکنید ایشون به تاثیر تجارب اولیه کودک عقیده دارند و اینکه بگیم تو ذاتمونه کلا درست نیست. (استفاده از الفاظ تاکسیک و سمی اینا هم درست نیست اگه قصد دارید آکادمیک بررسیش کنید :")
نظر شخصی من: این سبک های دلبستگی نشان دهنده الگوهای ذهنی و رفتاری ایه که در سال های اولیه زندگی و در رابطه با مراقب اولیه شکل گرفته و اثرش تا بزرگسالی باهامون هست. درمان و تغییر دادن این الگو ها بسته به شدت و نوعشون سختی داره و نیازمند درمان و تلاش جدیه.
اما من نمیدونم چرا آدم ها شبیه یک صفت شخصیتی یا یه ویژگی طبیعی مثل قد یا ماه تولد باهاش برخورد میکنن :)) و انگار عادی شده که رفتارهاشون رو با این قضیه توجیه کنن. شما به محض اینکه فهمیدید الگوی ناسالمی دارید مسئولید که برای درمان یا بهبود خودتون تلاش کنید. سخته و انرژی بر و پر هزینه است؟ بله. برای عده ای ممکنه خیلی به سختی جواب بده؟ بله. اما به هرحال هدف از شناسایی و برچسب گذاری روی این طرحواره ها یا الگوهای ناسالم این بوده که افراد قدمی به سمت بهبود و درمان بردارن نه اینکه بگیم من اجتنابیم تو رابطه و فلان مدل رفتار میکنم و تو اضطرابی ای اونطوری رفتار میکنی و بیاید به هم حق بدیم و همدیگه رو درک کنیم و همینطور ناسالم بمونیم و قدمی به سمت بهبود برنداریم.
ریحانه حرفت در دنیای ایده آل درسته. افراد باید برن سمت رفع نقایص رفتاری خودشون.
منتها دوست دارم یه سوال خیلی کلی ازت بپرسم، تو هم هرچقدر کلی که خواستی جواب بده.
به نظرت فردی که به هردلیلی، مثلا فرض کن آدم انعطاف ناپذیریه، توان یا خواست تغییر خودش رو نداره براش رفتن تو رابطه ی بسیار دور از ایده آل بهتره یا تنهایی؟
(نظر خودم اینه که تنهایی بسیار خوب کار میکنه برا یکسری آدم. فرد ناخودآگاه میفهمه به هر دلیلی تغییر دادن خودش براش نمیصرفه یا انتخابش نیست و به مرور با تنهایی سازگار میشه)
یعنی اگر فرد درمان و تغییر رو انتخاب نکنه، به نظرت اتفاق بهتری که ممکنه در ادامه براش بیفته تنهاییه یا بودن تو یک رابطه ی اذیت کننده؟
 
ریحانه حرفت در دنیای ایده آل درسته. افراد باید برن سمت رفع نقایص رفتاری خودشون.
منتها دوست دارم یه سوال خیلی کلی ازت بپرسم، تو هم هرچقدر کلی که خواستی جواب بده.
به نظرت فردی که به هردلیلی، مثلا فرض کن آدم انعطاف ناپذیریه، توان یا خواست تغییر خودش رو نداره براش رفتن تو رابطه ی بسیار دور از ایده آل بهتره یا تنهایی؟
(نظر خودم اینه که تنهایی بسیار خوب کار میکنه برا یکسری آدم. فرد ناخودآگاه میفهمه به هر دلیلی تغییر دادن خودش براش نمیصرفه یا انتخابش نیست و به مرور با تنهایی سازگار میشه)
یعنی اگر فرد درمان و تغییر رو انتخاب نکنه، به نظرت اتفاق بهتری که ممکنه در ادامه براش بیفته تنهاییه یا بودن تو یک رابطه ی اذیت کننده؟
من ریحانه نیستم ولی سوالت جالبه و بعنوان ادمی که خودشو نمیخواد عوض کنه فکر کنم ی نمونه باشم که بتونه جواب بده.

نه من تنهایی رو دوست ندارم و خب تغییر کردن برام بستگی داره چقدر قراره تغییر کنم برای کی قراره تغییر کنم؟ ی ادم معمولی یا ی ادم فوق العاده؟ اون چه ویژگی هایی داره و چی میاره تو رابطه که انقدر ارزشمنده برام که بخوام تغییر کنم؟ جوابش بستگی به اون ادم داره که چقدر سرش به تنش میارزه که بخوام به اصطلاح کامپرامایز کنم
 
میخوام در مورد یکی از عجیب‌ترین و ویرانگرترین ردفلگ‌هایی که دیدم صحبت کنم. استفاده از چنین چیزی به قدری وحشتاکه که میتونه روح پارتنرتون رو زخمی کنه.

  • داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.

داروو شامل سه مرحله هست:
  • انکار کردن: شما در مواجهه با یک حقیقت یا یک موضوعی که افشا شده و نمیخواستین قرار میگیرین و اون رو انکار میکنین. حتی اگه تمام شواهد بر علیه شما باشه.
  • حمله کردن: به جای توضیح دادن منطقی یا عذرخواهی به شخص مقابل حمله می‌کنید. این حمله میتونه در قالب مسخره کردن، توهین کردن یا چیزای این شکلی باشه.
  • تغییر جایگاه قربانی و مقصر: شما با یک رفتار سمی دیگه مثل گسلایت کردن سعی میکنید خودتون رو از زیر اون اتهام ببرید بیرون و طرف مقابل رو در جایگاه تقصیر و سرزنش قرار بدین.

چون یکم پیچیده‌س با مثال توضیح میدم. فرض کنید پارتنرتون بهتون میگه آخر هفته از شهر میرم بیرون مسافرت خانوادگی. شما هم میگید اوکی. عصر در حال برگشتن از سر کار میبینید توی کافه با دوستاش توی یه جمع مختلط در حال بگو بخند هستن.
یک آدم عادی در این حالت چیکار میکنه؟ بعد یه مدت بهش پیام میدین: مگه نگفته بودی آخر هفته با خانوادت میری مسافرت؟ پس اون داستان کافه چی بود؟
فرض کنید چنین جوابی بگیرین:
من کی گفتم میخوام برم مسافرت خانوادگی (انکار کردن)؟ تو هم از بس سرت توی کار منه مغزت تاب برداشته (حمله کردن). کاش به جای این که مثل یه آدم روانی دنبال من بیفتی آمار من رو در بیاری میرفتی ببینی چه جوری میتونی خودت رو درمان کنی از این شکاک بودن در بیای (تغییر جایگاه قربانی و مقصر).

تقریباً میشه گفت اگه کسی از داروو روی شما استفاده کرد حتماً یه سری مشکلاتی داره که نیاز به بررسی بیشتر و تراپی داره. این خیلی حرف بزرگیه که بگیم هر کسی این کار رو کرد اختلال روانی داره یا مشکل شخصیتی داره و چنین چیزایی. اما میشه گفت که این کار واقعاً ردفلگ حساب میشه. شاید حتی بشه گفت یکی از بزرگترین ردفلگ‌های ممکن حساب میشه. در حد این که «جونتو بردار و فرار کن» ردفلگ حساب میشه.

کسی که چنین چیزی روی شما پیاده کنه فقط یه دروغ ساده نگفته. اول از همه با وجود تمام شواهد و این که میدونه شما میدونین داره انکار میکنه که توهین به شعور شماست، بعد از اون هویت و شخصیتتون رو مورد حمله قرار میده و بعد از اون هم با گسلایت کردن به شما عذاب وجدان منتقل میکنه جوری که شما در نهایت بگین نکنه من اشتباه کردم و مجبور به عذرخواهی بشین.
این یه رفتار ساده نیست و نباید به سادگی ازش گذشت. این یک الگوی رفتاریه و بدونین اگه یک بار اتفاق افتاده حتما هم در آینده دوباره اتفاق میفته.
 
میخوام در مورد یکی از عجیب‌ترین و ویرانگرترین ردفلگ‌هایی که دیدم صحبت کنم. استفاده از چنین چیزی به قدری وحشتاکه که میتونه روح پارتنرتون رو زخمی کنه.

  • داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.

داروو شامل سه مرحله هست:
  • انکار کردن: شما در مواجهه با یک حقیقت یا یک موضوعی که افشا شده و نمیخواستین قرار میگیرین و اون رو انکار میکنین. حتی اگه تمام شواهد بر علیه شما باشه.
  • حمله کردن: به جای توضیح دادن منطقی یا عذرخواهی به شخص مقابل حمله می‌کنید. این حمله میتونه در قالب مسخره کردن، توهین کردن یا چیزای این شکلی باشه.
  • تغییر جایگاه قربانی و مقصر: شما با یک رفتار سمی دیگه مثل گسلایت کردن سعی میکنید خودتون رو از زیر اون اتهام ببرید بیرون و طرف مقابل رو در جایگاه تقصیر و سرزنش قرار بدین.

چون یکم پیچیده‌س با مثال توضیح میدم. فرض کنید پارتنرتون بهتون میگه آخر هفته از شهر میرم بیرون مسافرت خانوادگی. شما هم میگید اوکی. عصر در حال برگشتن از سر کار میبینید توی کافه با دوستاش توی یه جمع مختلط در حال بگو بخند هستن.
یک آدم عادی در این حالت چیکار میکنه؟ بعد یه مدت بهش پیام میدین: مگه نگفته بودی آخر هفته با خانوادت میری مسافرت؟ پس اون داستان کافه چی بود؟
فرض کنید چنین جوابی بگیرین:
من کی گفتم میخوام برم مسافرت خانوادگی (انکار کردن)؟ تو هم از بس سرت توی کار منه مغزت تاب برداشته (حمله کردن). کاش به جای این که مثل یه آدم روانی دنبال من بیفتی آمار من رو در بیاری میرفتی ببینی چه جوری میتونی خودت رو درمان کنی از این شکاک بودن در بیای (تغییر جایگاه قربانی و مقصر).

تقریباً میشه گفت اگه کسی از داروو روی شما استفاده کرد حتماً یه سری مشکلاتی داره که نیاز به بررسی بیشتر و تراپی داره. این خیلی حرف بزرگیه که بگیم هر کسی این کار رو کرد اختلال روانی داره یا مشکل شخصیتی داره و چنین چیزایی. اما میشه گفت که این کار واقعاً ردفلگ حساب میشه. شاید حتی بشه گفت یکی از بزرگترین ردفلگ‌های ممکن حساب میشه. در حد این که «جونتو بردار و فرار کن» ردفلگ حساب میشه.

کسی که چنین چیزی روی شما پیاده کنه فقط یه دروغ ساده نگفته. اول از همه با وجود تمام شواهد و این که میدونه شما میدونین داره انکار میکنه که توهین به شعور شماست، بعد از اون هویت و شخصیتتون رو مورد حمله قرار میده و بعد از اون هم با گسلایت کردن به شما عذاب وجدان منتقل میکنه جوری که شما در نهایت بگین نکنه من اشتباه کردم و مجبور به عذرخواهی بشین.
این یه رفتار ساده نیست و نباید به سادگی ازش گذشت. این یک الگوی رفتاریه و بدونین اگه یک بار اتفاق افتاده حتما هم در آینده دوباره اتفاق میفته.
اسپم: موقت. شما روانشناسید؟ خیلی خوب بلدین
 
اسپم: موقت. شما روانشناسید؟ خیلی خوب بلدین
نه روانشناس نیستم. اینا رو بر اساس تجربیات خودم و دوستام مینویسم. البته توی دانشگاه علوم تربیتی خوندم که یکم روانشناسی تربیتی و اینا هم جزو درسامون بود ولی خیلی زیاد نبود.
 
میخوام در مورد یکی از عجیب‌ترین و ویرانگرترین ردفلگ‌هایی که دیدم صحبت کنم. استفاده از چنین چیزی به قدری وحشتاکه که میتونه روح پارتنرتون رو زخمی کنه.

  • داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.

داروو شامل سه مرحله هست:
  • انکار کردن: شما در مواجهه با یک حقیقت یا یک موضوعی که افشا شده و نمیخواستین قرار میگیرین و اون رو انکار میکنین. حتی اگه تمام شواهد بر علیه شما باشه.
  • حمله کردن: به جای توضیح دادن منطقی یا عذرخواهی به شخص مقابل حمله می‌کنید. این حمله میتونه در قالب مسخره کردن، توهین کردن یا چیزای این شکلی باشه.
  • تغییر جایگاه قربانی و مقصر: شما با یک رفتار سمی دیگه مثل گسلایت کردن سعی میکنید خودتون رو از زیر اون اتهام ببرید بیرون و طرف مقابل رو در جایگاه تقصیر و سرزنش قرار بدین.

چون یکم پیچیده‌س با مثال توضیح میدم. فرض کنید پارتنرتون بهتون میگه آخر هفته از شهر میرم بیرون مسافرت خانوادگی. شما هم میگید اوکی. عصر در حال برگشتن از سر کار میبینید توی کافه با دوستاش توی یه جمع مختلط در حال بگو بخند هستن.
یک آدم عادی در این حالت چیکار میکنه؟ بعد یه مدت بهش پیام میدین: مگه نگفته بودی آخر هفته با خانوادت میری مسافرت؟ پس اون داستان کافه چی بود؟
فرض کنید چنین جوابی بگیرین:
من کی گفتم میخوام برم مسافرت خانوادگی (انکار کردن)؟ تو هم از بس سرت توی کار منه مغزت تاب برداشته (حمله کردن). کاش به جای این که مثل یه آدم روانی دنبال من بیفتی آمار من رو در بیاری میرفتی ببینی چه جوری میتونی خودت رو درمان کنی از این شکاک بودن در بیای (تغییر جایگاه قربانی و مقصر).

تقریباً میشه گفت اگه کسی از داروو روی شما استفاده کرد حتماً یه سری مشکلاتی داره که نیاز به بررسی بیشتر و تراپی داره. این خیلی حرف بزرگیه که بگیم هر کسی این کار رو کرد اختلال روانی داره یا مشکل شخصیتی داره و چنین چیزایی. اما میشه گفت که این کار واقعاً ردفلگ حساب میشه. شاید حتی بشه گفت یکی از بزرگترین ردفلگ‌های ممکن حساب میشه. در حد این که «جونتو بردار و فرار کن» ردفلگ حساب میشه.

کسی که چنین چیزی روی شما پیاده کنه فقط یه دروغ ساده نگفته. اول از همه با وجود تمام شواهد و این که میدونه شما میدونین داره انکار میکنه که توهین به شعور شماست، بعد از اون هویت و شخصیتتون رو مورد حمله قرار میده و بعد از اون هم با گسلایت کردن به شما عذاب وجدان منتقل میکنه جوری که شما در نهایت بگین نکنه من اشتباه کردم و مجبور به عذرخواهی بشین.
این یه رفتار ساده نیست و نباید به سادگی ازش گذشت. این یک الگوی رفتاریه و بدونین اگه یک بار اتفاق افتاده حتما هم در آینده دوباره اتفاق میفته.
یه سوال
من با یه چیزی مشابه این برخورد داشتم
اینکه به پارتنرت بگی دخالت دوستاش به من احساس نا امنی میده توی رابطه و در جواب بگه تو منو محدود میکنی و کنترلگری
اینم جز این مورد حساب میشه؟
 
یه سوال
من با یه چیزی مشابه این برخورد داشتم
اینکه به پارتنرت بگی دخالت دوستاش به من احساس نا امنی میده توی رابطه و در جواب بگه تو منو محدود میکنی و کنترلگری
اینم جز این مورد حساب میشه؟
بنظرم این چیزی که شما گفتین لزوما داروو حساب نمیشه و کانتکست بیشتری لازمه برای قضاوت. ولی میتونه گسلایت حساب بشه اگه واقعا کنترلگری نمیکنین. چون هدفش عذاب وجدان دادنه.
داروو باید همه این چیزایی که گفتم رو به همین ترتیب داشته باشه و یه جورایی اتهام سنگینی حساب میشه که بخوایم سریع به یکی بگیمش.
 
من معتقدم که خیلی از این رفتارا کاملا آگاهانه و عامدانه هستن بخشی از رفتارا از طرف افراد خود شیفته یا آسیب دیده از کودکی اجرا میشه و بخشی دیگه میتونه از تجربه بد یک شخص یا اطرافیانش باشه که با انجام رفتار های سالم محبت و ... شکست خورده باشن و طرف فکر میکنه برای مراقبت از خودش از یه شکست دیگه باید رفتاراش کمی تاکسیک کنه
الانم با عباراتی نظیر پسرای بد یا دخترای بد شانس یا طرفدار دارن خیلی رو به رو میشیم
کلا الان اکثر آدما رفتار درست سادگی و احمقانه میدونن
 
مهرطلبی رد فلگ نیست مولتی اکانت ردفلگه؟
 
میخوام در مورد یکی از عجیب‌ترین و ویرانگرترین ردفلگ‌هایی که دیدم صحبت کنم. استفاده از چنین چیزی به قدری وحشتاکه که میتونه روح پارتنرتون رو زخمی کنه.

  • داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.

داروو شامل سه مرحله هست:
  • انکار کردن: شما در مواجهه با یک حقیقت یا یک موضوعی که افشا شده و نمیخواستین قرار میگیرین و اون رو انکار میکنین. حتی اگه تمام شواهد بر علیه شما باشه.
  • حمله کردن: به جای توضیح دادن منطقی یا عذرخواهی به شخص مقابل حمله می‌کنید. این حمله میتونه در قالب مسخره کردن، توهین کردن یا چیزای این شکلی باشه.
  • تغییر جایگاه قربانی و مقصر: شما با یک رفتار سمی دیگه مثل گسلایت کردن سعی میکنید خودتون رو از زیر اون اتهام ببرید بیرون و طرف مقابل رو در جایگاه تقصیر و سرزنش قرار بدین.

چون یکم پیچیده‌س با مثال توضیح میدم. فرض کنید پارتنرتون بهتون میگه آخر هفته از شهر میرم بیرون مسافرت خانوادگی. شما هم میگید اوکی. عصر در حال برگشتن از سر کار میبینید توی کافه با دوستاش توی یه جمع مختلط در حال بگو بخند هستن.
یک آدم عادی در این حالت چیکار میکنه؟ بعد یه مدت بهش پیام میدین: مگه نگفته بودی آخر هفته با خانوادت میری مسافرت؟ پس اون داستان کافه چی بود؟
فرض کنید چنین جوابی بگیرین:
من کی گفتم میخوام برم مسافرت خانوادگی (انکار کردن)؟ تو هم از بس سرت توی کار منه مغزت تاب برداشته (حمله کردن). کاش به جای این که مثل یه آدم روانی دنبال من بیفتی آمار من رو در بیاری میرفتی ببینی چه جوری میتونی خودت رو درمان کنی از این شکاک بودن در بیای (تغییر جایگاه قربانی و مقصر).

تقریباً میشه گفت اگه کسی از داروو روی شما استفاده کرد حتماً یه سری مشکلاتی داره که نیاز به بررسی بیشتر و تراپی داره. این خیلی حرف بزرگیه که بگیم هر کسی این کار رو کرد اختلال روانی داره یا مشکل شخصیتی داره و چنین چیزایی. اما میشه گفت که این کار واقعاً ردفلگ حساب میشه. شاید حتی بشه گفت یکی از بزرگترین ردفلگ‌های ممکن حساب میشه. در حد این که «جونتو بردار و فرار کن» ردفلگ حساب میشه.

کسی که چنین چیزی روی شما پیاده کنه فقط یه دروغ ساده نگفته. اول از همه با وجود تمام شواهد و این که میدونه شما میدونین داره انکار میکنه که توهین به شعور شماست، بعد از اون هویت و شخصیتتون رو مورد حمله قرار میده و بعد از اون هم با گسلایت کردن به شما عذاب وجدان منتقل میکنه جوری که شما در نهایت بگین نکنه من اشتباه کردم و مجبور به عذرخواهی بشین.
این یه رفتار ساده نیست و نباید به سادگی ازش گذشت. این یک الگوی رفتاریه و بدونین اگه یک بار اتفاق افتاده حتما هم در آینده دوباره اتفاق میفته.
این مورد رو دقیقا در مورد هرکسی که خیانت کرده دیدم و شنیدم!
انکار
حمله
در نهایت همه چیز تقصیر توعه
 
Back
بالا