(چون تاپیک رو در انجمن روانشناسی زدید و گفتید میخواید تخصصیتر بررسی اش کنید اینا رو میگم:")
اولا استفاده از لفظ وابستگی زیاد درست نیست و بهتره از همون ترجمه دلبستگی استفاده بشه. چون وابستگی بار منفی داره و بیشتر برای زمانی که فرد نیاز افراطی یا بیمارگونه به دیگران داره به کار میره و بیشتر در بحث اختلال های شخصیت وابسته و ... مطرحه.
اما همه افراد چه سالم یا ناسالم الگویی از دلبستگی رو دارا هستن و سبکهای دلبستگی هم به طور کلی به دو دسته ایمن و ناایمن تقسیم میشن. خود این دسته نا ایمن هم به سه دسته اضطرابی، اجتنابی و آشفته تقسیم میشه.
چیزی که میگید که اگر فرد اجتنابی در برابر اضطرابی یا فردی که طرحواره رهاشدگی داره قرار بگیره موجب رنجش بیشتری میشه تقریبا درسته اما به این معنا نیست که اگر در رابطه با فرد دیگری (که حتی دلبستگی ایمن داره) قرار بگیرن به مشکلی برخورد نکنن و دقت کنید هر سه گروه اجتنابی، اضطرابی و آشفته جز دلبستگی های نا ایمن و ناسالم محسوب میشن که حتی در برخورد با فرد سالم هم به مشکلات و چالش هایی برخورد میکنن و خودشون یا طرف مقابل ممکنه اذیت بشن.
جمله آخرتون و این تعمیم های ذات گرایانه هم زیاد جالب نیست. یعنی چی تاکسیک بودن از درون ما میاد؟ درون ما یعنی از اول باهاش آفریده شدیم و فطرت یا ژنتیکمونه و غیرقابل تغییره؟ یا اینکه در طی سال های اول زندگی شکل گرفته و اگر در شرایطی قرار بگیره که اون الگوها فعال بشن خودش رو نشون میده؟
اگه با تکیه به نظریه دلبستگی بالبی دارید رفتار افراد رو تحلیل میکنید ایشون به تاثیر تجارب اولیه کودک عقیده دارند و اینکه بگیم تو ذاتمونه کلا درست نیست. (استفاده از الفاظ تاکسیک و سمی اینا هم درست نیست اگه قصد دارید آکادمیک بررسیش کنید :")
نظر شخصی من: این سبک های دلبستگی نشان دهنده الگوهای ذهنی و رفتاری ایه که در سال های اولیه زندگی و در رابطه با مراقب اولیه شکل گرفته و اثرش تا بزرگسالی باهامون هست. درمان و تغییر دادن این الگو ها بسته به شدت و نوعشون سختی داره و نیازمند درمان و تلاش جدیه.
اما من نمیدونم چرا آدم ها شبیه یک صفت شخصیتی یا یه ویژگی طبیعی مثل قد یا ماه تولد باهاش برخورد میکنن

و انگار عادی شده که رفتارهاشون رو با این قضیه توجیه کنن. شما به محض اینکه فهمیدید الگوی ناسالمی دارید مسئولید که برای درمان یا بهبود خودتون تلاش کنید. سخته و انرژی بر و پر هزینه است؟ بله. برای عده ای ممکنه خیلی به سختی جواب بده؟ بله. اما به هرحال هدف از شناسایی و برچسب گذاری روی این طرحواره ها یا الگوهای ناسالم این بوده که افراد قدمی به سمت بهبود و درمان بردارن نه اینکه بگیم من اجتنابیم تو رابطه و فلان مدل رفتار میکنم و تو اضطرابی ای اونطوری رفتار میکنی و بیاید به هم حق بدیم و همدیگه رو درک کنیم و همینطور ناسالم بمونیم و قدمی به سمت بهبود برنداریم.