- ارسالها
- 4,201
- امتیاز
- 45,565
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی ۱
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1403
- دانشگاه
- امیرکبیر
- رشته دانشگاه
- مهندسی دریا
اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا
شکاک بودن و این حرفا
دلایل مختلفی میتونه داشته باشه. طرف ممکنه مضطرب باشه، یا کلاً آدم به شدت بدگمان و بیاعتمادی باشه به بقیه.اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا
ما که میگیم طرف بددله. اصطلاح علمیشو نمیدونم.اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا

میتونه از عدم امنیت یا اطمینان در رابطه باشه یا ترس از طرد شدناسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا
ممکنه پارانوئید باشهاسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا
واقعیتش به نظرم بستگی داره از منظر کی به این قضیه نگاه کنی. اگه از نظر خود شخصی که ناسالمه نگاه کنی یه رابطه میتونه اصلا براش اذیت کننده هم نباشه که بخواد تصمیم بگیره بین تنهایی و رابطه اذیت کننده یکی رو انتخاب کنهریحانه حرفت در دنیای ایده آل درسته. افراد باید برن سمت رفع نقایص رفتاری خودشون.
منتها دوست دارم یه سوال خیلی کلی ازت بپرسم، تو هم هرچقدر کلی که خواستی جواب بده.
به نظرت فردی که به هردلیلی، مثلا فرض کن آدم انعطاف ناپذیریه، توان یا خواست تغییر خودش رو نداره براش رفتن تو رابطه ی بسیار دور از ایده آل بهتره یا تنهایی؟
(نظر خودم اینه که تنهایی بسیار خوب کار میکنه برا یکسری آدم. فرد ناخودآگاه میفهمه به هر دلیلی تغییر دادن خودش براش نمیصرفه یا انتخابش نیست و به مرور با تنهایی سازگار میشه)
یعنی اگر فرد درمان و تغییر رو انتخاب نکنه، به نظرت اتفاق بهتری که ممکنه در ادامه براش بیفته تنهاییه یا بودن تو یک رابطه ی اذیت کننده؟

مثلا پارتنرش اگه واقعا عاقل و سالم باشه از یه جایی به بعد دیگه متوجه میشه که فرد دنبال تغییر و درمان نیست و اونه که داره انرژی و هزینه بیشتری برای رابطه میذاره و میکشه کنار و باز فرد ناسالم میمونه با کوهی شکست از روابط عاطفی و عزت نفس له شده که به خودش میگه حتی یک رابطه سالم رو هم نتونستم حفظ کنم و آدم مزخرفی ام و ... و باز در نهایت به ضرر خودش تموم میشه.
بنظرم یه جورایی وسواس حساب میشه. چون کسایی رو میشناختم که روانشناس وسواسشون رو تشخیص داده بود و با اکانت فیک دنبال تست کردن پارتنرشون بودن.اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟
شکاک بودن و این حرفا
مضطرب بودن که خیلیا الان هستن با این جنگ و .... چون به هر حال بی خبری تو این شرایط نهایتا یروز باشه، ولی مثلا تو میگی فلان رخداد فلان چیزه، اون باور نمیکنه و شروع میکنه پشت صحنه یکارایی کردندلایل مختلفی میتونه داشته باشه. طرف ممکنه مضطرب باشه، یا کلاً آدم به شدت بدگمان و بیاعتمادی باشه به بقیه.
به نظرم بهتره خیلی دنبال لیبل زدن و تو چهارچوب بردن همهی رفتارها نباشیم.
شبیه push-pull هست؛ همونه؟برای مثال فرض کنید از یک نفر خوشتون میاد ولی متوجه میشین که اون خیلی راغب و علاقمند نیست. پیامهاتون رو دیر سین میکنه. خیلی سرد جواب میده. انگار حوصله و وقت صحبت کردن نداره و... شما بالاخره با خودتون کنار میاین و میگین خب اوکی خوشش نمیاد دیگه چیکار کنم. ولی همین که سعی میکنید از این شخص فاصله بگیرین و move on کنین یا دنبال یه نفر دیگه برید یه باره یه پیام محبتآمیز خیلی عجیب ازش دریافت میکنید. یه چیزی در حد پیام عاشقانه با یه متن و شعر خیلی صمیمی. اینجا مغز شما و اون move on کردنه کاملاً ریست میشه و با خودتون میگین پس حتما یه حسی داره و باید به این رابطه فرصت بدم و در ادامه درست میشه. اما در عمل اون آدم در اون لحظه احساس ترس کرده از این که دارید از زندگیش میرید بیرون و اینجوری دوباره قلاب انداخته که شما رو توی فاصله امن خودش نگه داره. ولی حقیقت تلخ اینه که اون فاصله امن چیزی نیست که توی ذهن شماست و با برگشتنتون دوباره همه چیز مثل قبل میشه. و این یه رابطه خطی نیست. یه چرخه دردناکه که بارها و بارها تکرار میشه...
- بردکرامبینگ (Breadcrumbing) یا خردهنان ریزی: این اتفاق معمولاً در دو حالت رخ میده. اول این که شخصی دارای وابستگی اجتنابی باشه و حالت دوم وقتیه که یه نفر اونقدر شما رو دوست نداره که بخواد بهتون تعهد جدی بده یا وارد رابطه بشه اما اونقدر هم به شما بیعلاقه نیست که دلش بخواد از دستتون بده. در این صورت فرد اونقدری به شما صمیمیت و حس خوب منتقل میکنه که بهش امیدوار و وابسته باقی بمونید ولی صمیمیت رو از یه حدی هم بیشتر نمیکنه که شما بخواین قدم جدیتری برای پیشرفت رابطه بردارین.
بنظرم همه اینا در نهایت توی یه کتگوری هستن و ریشهشون هم همون اجتنابی بودنهس. بردکرامبینگ بیشتر روی طعمه گذاشتن (مثلاً پیام عاشقانه) تاکید داره ولی پوش پول داینامیک رابطه رو توصیف میکنه. البته مطمئن نیستم درست گفتم یا نه.شبیه push-pull هست؛ همونه؟
ما بهش میگیم در آب نمک خواباندنبرای مثال فرض کنید از یک نفر خوشتون میاد ولی متوجه میشین که اون خیلی راغب و علاقمند نیست. پیامهاتون رو دیر سین میکنه. خیلی سرد جواب میده. انگار حوصله و وقت صحبت کردن نداره و... شما بالاخره با خودتون کنار میاین و میگین خب اوکی خوشش نمیاد دیگه چیکار کنم. ولی همین که سعی میکنید از این شخص فاصله بگیرین و move on کنین یا دنبال یه نفر دیگه برید یه باره یه پیام محبتآمیز خیلی عجیب ازش دریافت میکنید. یه چیزی در حد پیام عاشقانه با یه متن و شعر خیلی صمیمی. اینجا مغز شما و اون move on کردنه کاملاً ریست میشه و با خودتون میگین پس حتما یه حسی داره و باید به این رابطه فرصت بدم و در ادامه درست میشه. اما در عمل اون آدم در اون لحظه احساس ترس کرده از این که دارید از زندگیش میرید بیرون و اینجوری دوباره قلاب انداخته که شما رو توی فاصله امن خودش نگه داره. ولی حقیقت تلخ اینه که اون فاصله امن چیزی نیست که توی ذهن شماست و با برگشتنتون دوباره همه چیز مثل قبل میشه. و این یه رابطه خطی نیست. یه چرخه دردناکه که بارها و بارها تکرار میشه...
- بردکرامبینگ (Breadcrumbing) یا خردهنان ریزی: این اتفاق معمولاً در دو حالت رخ میده. اول این که شخصی دارای وابستگی اجتنابی باشه و حالت دوم وقتیه که یه نفر اونقدر شما رو دوست نداره که بخواد بهتون تعهد جدی بده یا وارد رابطه بشه اما اونقدر هم به شما بیعلاقه نیست که دلش بخواد از دستتون بده. در این صورت فرد اونقدری به شما صمیمیت و حس خوب منتقل میکنه که بهش امیدوار و وابسته باقی بمونید ولی صمیمیت رو از یه حدی هم بیشتر نمیکنه که شما بخواین قدم جدیتری برای پیشرفت رابطه بردارین.
داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.


یا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مینهایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.دقیقا همسر من. میگم فلان چیز کجاست؟ میگه نمیدونم. میگم گم شده؟ اول میگه نه هست خوب نگشتی. بعد میگه اگه دوسم داشتی این حرفارو نمیزدی. دست آخر میگه من دادمش به تو، تو گمش کردی
جدیدا از روی دوتای اول میپره البته. میگم کارتت کو؟ میگه دادم به تو، گمش کردی![]()
برای این مواردی که شما میفرمایی قبل از همه چیز باید یه ۱۰ سالی تو ارتش استراتژی جنگ یاد بگیریمیا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مینهایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.
این موضوع رو ما به صورت فزاینده ای در مورد صبحانه و خوردنی ها داریم. زنگ میزنم میگم نون پنیر خوردی؟ میگه اصلا دوسم داری؟ از روی سوال میفهمیم که وارد حیطه خطرناکی شدیم. از این مین که رد میشیم، میرسیم به «امم آره»، «تهوع دارم» و «آخه نون نداشتیم» که هرکدوم از اینا شاخههای مختلفی از مدیریت بحران، استراتژی نظامی و فلسفه هستن.
پیشنهاد میکنم برای آمادگی در این زمینه ها کتاب «هنر جنگ» سان تزو، «دجال» از نیچه و آلبوم یکیمونده به آخر آریانا گرانده رو مطالعه کنید.
دقیقا دوست من، دقیقا...برای این مواردی که شما میفرمایی قبل از همه چیز باید یه ۱۰ سالی تو ارتش استراتژی جنگ یاد بگیریم
بعدش بریم استراتژی مذاکره یاد بگیریم
متاسفانه این مواردی که شما میفرمایی در ابعاد یه مقداری با فاصله از پنیر و این موارد داره به سنین پایین تر هم رسوخ میکنهدقیقا دوست من، دقیقا...
برگرداندن سوال به خودت چی میشه؟ یعنی تو نمیدونی من صبحونه خوردم یا نه؟یا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مینهایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.
این موضوع رو ما به صورت فزاینده ای در مورد صبحانه و خوردنی ها داریم. زنگ میزنم میگم نون پنیر خوردی؟ میگه اصلا دوسم داری؟ از روی سوال میفهمیم که وارد حیطه خطرناکی شدیم. از این مین که رد میشیم، میرسیم به «امم آره»، «تهوع دارم» و «آخه نون نداشتیم» که هرکدوم از اینا شاخههای مختلفی از مدیریت بحران، استراتژی نظامی و فلسفه هستن.
پیشنهاد میکنم برای آمادگی در این زمینه ها کتاب «هنر جنگ» سان تزو، «دجال» از نیچه و آلبوم یکیمونده به آخر آریانا گرانده رو مطالعه کنید.
