• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آشنایی با رفتارهای سمی در روابط عاطفی (ردفلگ‌ها) ✨

اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟

شکاک بودن و این حرفا
 
اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟

شکاک بودن و این حرفا
دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. طرف ممکنه مضطرب باشه، یا کلاً آدم به شدت بدگمان و بی‌اعتمادی باشه به بقیه.
به نظرم بهتره خیلی دنبال لیبل زدن و تو چهارچوب بردن همه‌ی رفتارها نباشیم.
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Sina
اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟

شکاک بودن و این حرفا
میتونه از عدم امنیت یا اطمینان در رابطه باشه یا ترس از طرد شدن
صرفا همه رفتارا پشتشون چیزی نیست
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Sina
اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟

شکاک بودن و این حرفا
ممکنه پارانوئید باشه
البته الآن که بحث اینقدر گسترده شده بگم که بعضی ها ذاتا پارانوئید نیستن ممکنه اون شخص در گذشته رابطه بدی رو تجربه کرده و به اعتمادش خیانت شده باشه معمولا این افراد تو رابطه های بعدیشون نشونه هایی از شکاک بودن دارن
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Sina
ریحانه حرفت در دنیای ایده آل درسته. افراد باید برن سمت رفع نقایص رفتاری خودشون.
منتها دوست دارم یه سوال خیلی کلی ازت بپرسم، تو هم هرچقدر کلی که خواستی جواب بده.
به نظرت فردی که به هردلیلی، مثلا فرض کن آدم انعطاف ناپذیریه، توان یا خواست تغییر خودش رو نداره براش رفتن تو رابطه ی بسیار دور از ایده آل بهتره یا تنهایی؟
(نظر خودم اینه که تنهایی بسیار خوب کار میکنه برا یکسری آدم. فرد ناخودآگاه میفهمه به هر دلیلی تغییر دادن خودش براش نمیصرفه یا انتخابش نیست و به مرور با تنهایی سازگار میشه)
یعنی اگر فرد درمان و تغییر رو انتخاب نکنه، به نظرت اتفاق بهتری که ممکنه در ادامه براش بیفته تنهاییه یا بودن تو یک رابطه ی اذیت کننده؟
واقعیتش به نظرم بستگی داره از منظر کی به این قضیه نگاه کنی. اگه از نظر خود شخصی که ناسالمه نگاه کنی یه رابطه میتونه اصلا براش اذیت کننده هم نباشه که بخواد تصمیم بگیره بین تنهایی و رابطه اذیت کننده یکی رو انتخاب کنه :))
مثلا فرض کن یه فرد شدیدا اجتنابی در رابطه با یک فرد سالم ممکنه اصلا اونقدر اذیت نشه و بیشتر فشار یا آسیب روی فرد سالم باشه. یا گاهی فرد ناسالم میتونه زیست انگل وارانه داشته باشه و از انرژی و حمایت عاطفی دیگران استفاده کنه بدون اینکه خودش چیزی بذاره و اون رابطه اصلا براش غیر ایده آل نباشه.
اما مجموع برایند دو نفر رو بررسی کنیم خب طبیعتا چنین رابطه ای سالم نیست و یک نفر داره ابیوز میشه و احتمالا بهتره فرد ناسالم تنها بمونه تا اینکه بخواد به بقیه آسیب بزنه.
و به نظرم تا حدی به وجدان و اخلاقیات فرد هم بستگی داره :)) مثلا پارتنرش اگه واقعا عاقل و سالم باشه از یه جایی به بعد دیگه متوجه میشه که فرد دنبال تغییر و درمان نیست و اونه که داره انرژی و هزینه بیشتری برای رابطه میذاره و میکشه کنار و باز فرد ناسالم میمونه با کوهی شکست از روابط عاطفی و عزت نفس له شده که به خودش میگه حتی یک رابطه سالم رو هم نتونستم حفظ کنم و آدم مزخرفی ام و ... و باز در نهایت به ضرر خودش تموم میشه.
برا همین به نظرم اگه فرد تا حدودی اخلاق مدار باشه درحدی که بابت آسیبی که به بقیه میزنه وجدانش به درد بیاد یا احساس ناکافی بودن بگیره در مجموع تنها بودن براش بهتره :))
 
موقت:
بچه ها اینکه اصلا اذیت نمیشم از تیکه هایی مثل پیکمی و اینا یا کارزار بن و این حرفا نشونه ای از تاکسیک بودنمه؟ 🤣🤣🤣🤣🤣
 
اسم تست و آزمایش کردن بی مورد چیه؟

شکاک بودن و این حرفا
بنظرم یه جورایی وسواس حساب میشه. چون کسایی رو میشناختم که روانشناس وسواسشون رو تشخیص داده بود و با اکانت فیک دنبال تست کردن پارتنرشون بودن.

دلبستگی اضطرابی و ترس از ترک شدن هم میتونه باشه.
 
دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. طرف ممکنه مضطرب باشه، یا کلاً آدم به شدت بدگمان و بی‌اعتمادی باشه به بقیه.
به نظرم بهتره خیلی دنبال لیبل زدن و تو چهارچوب بردن همه‌ی رفتارها نباشیم.
مضطرب بودن که خیلیا الان هستن با این جنگ و .... چون به هر حال بی خبری تو این شرایط نهایتا یروز باشه، ولی مثلا تو میگی فلان رخداد فلان چیزه، اون باور نمیکنه و شروع میکنه پشت صحنه یکارایی کردن

لزوما تو یک نفر ندیدم، تو چند نفر دیدم، یجورایی ناراحت کنندست میدونی که حرفت اعتبار نداشته باشه
 
مورد بعدی که میخوام در موردش حرف بزنم خیلی متداوله.

  • کت فیشینگ (Catfishing) یا کت فیش کردن: در صورتی که شما یک پروفایل آنلاین با هویت فیک با اسم و عکس و جزئیات خیلی دقیق درست کنید (مثلا پروفایل فیک برای یک دختر 20 ساله درست کنید در حالیکه در واقعیت یک مرد 30 ساله هستین) و با اون شروع به چت کردن با بقیه و گول زدنشون کنین عمل کت فیش کردن رو انجام دادین. ارتباط این موضوع با کت فیش (گربه ماهی) به اینجا برمیگرده که ماهیگیرها برای این که شنا کردن ماهیهای صید شده متوقف نشه و فاسد نشن یه گربه ماهی توی تور ول می‌کنن تا ماهیها دست از تقلا و جنب و جوش برندارن. یک پروفایل کت فیش هم باعث میشه افراد درگیر و علاقمند باقی بمونن.

کت فیش کردن میتونه در دو صورت اتفاق بیفته. حالت اول اینه که شما قربانی خاصی مدنظرتون نیست. صرفاً از روی حوصله سررفتن یا برای فان یه پروفایل فیک درست کنید یا این که بخواین آدمای (معمولاً پسرای) هول رو تیغ بزنین مثلا کارت شارژ برام بخر یا فلان چیزو برام بخر.
حالت دیگه که مربوط به روابط عاطفی و ردفلگ میشه وقتیه که بخواید برای امتحان کردن پارتنرتون یه اکانت کت فیش درست کنید و با اون وفاداریش رو تست کنید. با اطمینان زیادی میشه گفت اگه رابطه شما به نقطه‌ای رسیده که برای تست کردن سلامتش به چنین چیزی متوسل شدین اون رابطه همین الانشم شکست خورده.
 
  • بردکرامبینگ (Breadcrumbing) یا خرده‌نان ریزی: این اتفاق معمولاً در دو حالت رخ میده. اول این که شخصی دارای وابستگی اجتنابی باشه و حالت دوم وقتیه که یه نفر اونقدر شما رو دوست نداره که بخواد بهتون تعهد جدی بده یا وارد رابطه بشه اما اونقدر هم به شما بی‌علاقه نیست که دلش بخواد از دستتون بده. در این صورت فرد اونقدری به شما صمیمیت و حس خوب منتقل میکنه که بهش امیدوار و وابسته باقی بمونید ولی صمیمیت رو از یه حدی هم بیشتر نمیکنه که شما بخواین قدم جدی‌تری برای پیشرفت رابطه بردارین.
برای مثال فرض کنید از یک نفر خوشتون میاد ولی متوجه میشین که اون خیلی راغب و علاقمند نیست. پیامهاتون رو دیر سین میکنه. خیلی سرد جواب میده. انگار حوصله و وقت صحبت کردن نداره و... شما بالاخره با خودتون کنار میاین و میگین خب اوکی خوشش نمیاد دیگه چیکار کنم. ولی همین که سعی میکنید از این شخص فاصله بگیرین و move on کنین یا دنبال یه نفر دیگه برید یه باره یه پیام محبت‌آمیز خیلی عجیب ازش دریافت میکنید. یه چیزی در حد پیام عاشقانه با یه متن و شعر خیلی صمیمی. اینجا مغز شما و اون move on کردنه کاملاً ریست میشه و با خودتون میگین پس حتما یه حسی داره و باید به این رابطه فرصت بدم و در ادامه درست میشه. اما در عمل اون آدم در اون لحظه احساس ترس کرده از این که دارید از زندگیش میرید بیرون و اینجوری دوباره قلاب انداخته که شما رو توی فاصله امن خودش نگه داره. ولی حقیقت تلخ اینه که اون فاصله امن چیزی نیست که توی ذهن شماست و با برگشتنتون دوباره همه چیز مثل قبل میشه. و این یه رابطه خطی نیست. یه چرخه دردناکه که بارها و بارها تکرار میشه...
 
  • بردکرامبینگ (Breadcrumbing) یا خرده‌نان ریزی: این اتفاق معمولاً در دو حالت رخ میده. اول این که شخصی دارای وابستگی اجتنابی باشه و حالت دوم وقتیه که یه نفر اونقدر شما رو دوست نداره که بخواد بهتون تعهد جدی بده یا وارد رابطه بشه اما اونقدر هم به شما بی‌علاقه نیست که دلش بخواد از دستتون بده. در این صورت فرد اونقدری به شما صمیمیت و حس خوب منتقل میکنه که بهش امیدوار و وابسته باقی بمونید ولی صمیمیت رو از یه حدی هم بیشتر نمیکنه که شما بخواین قدم جدی‌تری برای پیشرفت رابطه بردارین.
برای مثال فرض کنید از یک نفر خوشتون میاد ولی متوجه میشین که اون خیلی راغب و علاقمند نیست. پیامهاتون رو دیر سین میکنه. خیلی سرد جواب میده. انگار حوصله و وقت صحبت کردن نداره و... شما بالاخره با خودتون کنار میاین و میگین خب اوکی خوشش نمیاد دیگه چیکار کنم. ولی همین که سعی میکنید از این شخص فاصله بگیرین و move on کنین یا دنبال یه نفر دیگه برید یه باره یه پیام محبت‌آمیز خیلی عجیب ازش دریافت میکنید. یه چیزی در حد پیام عاشقانه با یه متن و شعر خیلی صمیمی. اینجا مغز شما و اون move on کردنه کاملاً ریست میشه و با خودتون میگین پس حتما یه حسی داره و باید به این رابطه فرصت بدم و در ادامه درست میشه. اما در عمل اون آدم در اون لحظه احساس ترس کرده از این که دارید از زندگیش میرید بیرون و اینجوری دوباره قلاب انداخته که شما رو توی فاصله امن خودش نگه داره. ولی حقیقت تلخ اینه که اون فاصله امن چیزی نیست که توی ذهن شماست و با برگشتنتون دوباره همه چیز مثل قبل میشه. و این یه رابطه خطی نیست. یه چرخه دردناکه که بارها و بارها تکرار میشه...
شبیه push-pull هست؛ همونه؟
 
شبیه push-pull هست؛ همونه؟
بنظرم همه اینا در نهایت توی یه کتگوری هستن و ریشه‌شون هم همون اجتنابی بودنه‌س. بردکرامبینگ بیشتر روی طعمه گذاشتن (مثلاً پیام عاشقانه) تاکید داره ولی پوش پول داینامیک رابطه رو توصیف میکنه. البته مطمئن نیستم درست گفتم یا نه.
 
  • بردکرامبینگ (Breadcrumbing) یا خرده‌نان ریزی: این اتفاق معمولاً در دو حالت رخ میده. اول این که شخصی دارای وابستگی اجتنابی باشه و حالت دوم وقتیه که یه نفر اونقدر شما رو دوست نداره که بخواد بهتون تعهد جدی بده یا وارد رابطه بشه اما اونقدر هم به شما بی‌علاقه نیست که دلش بخواد از دستتون بده. در این صورت فرد اونقدری به شما صمیمیت و حس خوب منتقل میکنه که بهش امیدوار و وابسته باقی بمونید ولی صمیمیت رو از یه حدی هم بیشتر نمیکنه که شما بخواین قدم جدی‌تری برای پیشرفت رابطه بردارین.
برای مثال فرض کنید از یک نفر خوشتون میاد ولی متوجه میشین که اون خیلی راغب و علاقمند نیست. پیامهاتون رو دیر سین میکنه. خیلی سرد جواب میده. انگار حوصله و وقت صحبت کردن نداره و... شما بالاخره با خودتون کنار میاین و میگین خب اوکی خوشش نمیاد دیگه چیکار کنم. ولی همین که سعی میکنید از این شخص فاصله بگیرین و move on کنین یا دنبال یه نفر دیگه برید یه باره یه پیام محبت‌آمیز خیلی عجیب ازش دریافت میکنید. یه چیزی در حد پیام عاشقانه با یه متن و شعر خیلی صمیمی. اینجا مغز شما و اون move on کردنه کاملاً ریست میشه و با خودتون میگین پس حتما یه حسی داره و باید به این رابطه فرصت بدم و در ادامه درست میشه. اما در عمل اون آدم در اون لحظه احساس ترس کرده از این که دارید از زندگیش میرید بیرون و اینجوری دوباره قلاب انداخته که شما رو توی فاصله امن خودش نگه داره. ولی حقیقت تلخ اینه که اون فاصله امن چیزی نیست که توی ذهن شماست و با برگشتنتون دوباره همه چیز مثل قبل میشه. و این یه رابطه خطی نیست. یه چرخه دردناکه که بارها و بارها تکرار میشه...
ما بهش میگیم در آب نمک خواباندن
 
داروو (DARVO): این کلمه مخفف سه عبارت Deny (انکار کردن)، Attack (حمله کردن) و Reverse Victim and Offender (تغییر جایگاه قربانی و مقصر) هست. این رفتار یک شکل خیلی ارتقا پیدا کرده گسلایت کردن هست که علاوه بر اون هویت و شخصیت فرد مورد حمله هم هدف قرار میگیره.

دقیقا همسر من. میگم فلان چیز کجاست؟ میگه نمیدونم. میگم گم شده؟ اول میگه نه هست خوب نگشتی. بعد میگه اگه دوسم داشتی این حرفارو نمیزدی. دست آخر میگه من دادمش به تو، تو گمش کردی :))
جدیدا از روی دوتای اول میپره البته. میگم کارتت کو؟ میگه دادم به تو، گمش کردی :))
 
دقیقا همسر من. میگم فلان چیز کجاست؟ میگه نمیدونم. میگم گم شده؟ اول میگه نه هست خوب نگشتی. بعد میگه اگه دوسم داشتی این حرفارو نمیزدی. دست آخر میگه من دادمش به تو، تو گمش کردی :))
جدیدا از روی دوتای اول میپره البته. میگم کارتت کو؟ میگه دادم به تو، گمش کردی :))
یا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس‌ میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مین‌هایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.

این موضوع رو ما به صورت فزاینده ای در مورد صبحانه و خوردنی ها داریم. زنگ میزنم میگم نون پنیر خوردی؟ میگه اصلا دوسم داری؟ از روی سوال میفهمیم که وارد حیطه خطرناکی شدیم. از این مین که رد میشیم، میرسیم به «امم آره»، «تهوع دارم» و «آخه نون نداشتیم» که هرکدوم از اینا شاخه‌های مختلفی از مدیریت بحران، استراتژی نظامی و فلسفه هستن.
پیشنهاد میکنم برای آمادگی در این زمینه ها کتاب «هنر جنگ» سان تزو، «دجال» از نیچه و آلبوم یکی‌مونده به آخر آریانا گرانده رو مطالعه کنید.
 
یا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس‌ میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مین‌هایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.

این موضوع رو ما به صورت فزاینده ای در مورد صبحانه و خوردنی ها داریم. زنگ میزنم میگم نون پنیر خوردی؟ میگه اصلا دوسم داری؟ از روی سوال میفهمیم که وارد حیطه خطرناکی شدیم. از این مین که رد میشیم، میرسیم به «امم آره»، «تهوع دارم» و «آخه نون نداشتیم» که هرکدوم از اینا شاخه‌های مختلفی از مدیریت بحران، استراتژی نظامی و فلسفه هستن.
پیشنهاد میکنم برای آمادگی در این زمینه ها کتاب «هنر جنگ» سان تزو، «دجال» از نیچه و آلبوم یکی‌مونده به آخر آریانا گرانده رو مطالعه کنید.
برای این مواردی که شما میفرمایی قبل از همه چیز باید یه ۱۰ سالی تو ارتش استراتژی جنگ یاد بگیریم
بعدش بریم استراتژی مذاکره یاد بگیریم
 
برای این مواردی که شما میفرمایی قبل از همه چیز باید یه ۱۰ سالی تو ارتش استراتژی جنگ یاد بگیریم
بعدش بریم استراتژی مذاکره یاد بگیریم
دقیقا دوست من، دقیقا...
 
یا مثلا بعضی وقتا ترتیبارو برعکس‌ میکنه. اینجا کار بیخ پیدا میکنه و باید حرفه ای باشی، وگرنه هر قدم اشتباه به انفجار مین‌هایی منجر میشه که شاید به نظر خیلی با دقت چیده شده باشن، ولی در حقیقت یه دختر خوشگله ای همینطوری که جست و خیز میکرده از توی سبدش انداخته اینوراونور مثل گلبرگ ریختن رو زمین.

این موضوع رو ما به صورت فزاینده ای در مورد صبحانه و خوردنی ها داریم. زنگ میزنم میگم نون پنیر خوردی؟ میگه اصلا دوسم داری؟ از روی سوال میفهمیم که وارد حیطه خطرناکی شدیم. از این مین که رد میشیم، میرسیم به «امم آره»، «تهوع دارم» و «آخه نون نداشتیم» که هرکدوم از اینا شاخه‌های مختلفی از مدیریت بحران، استراتژی نظامی و فلسفه هستن.
پیشنهاد میکنم برای آمادگی در این زمینه ها کتاب «هنر جنگ» سان تزو، «دجال» از نیچه و آلبوم یکی‌مونده به آخر آریانا گرانده رو مطالعه کنید.
برگرداندن سوال به خودت چی می‌شه؟ یعنی تو نمی‌دونی من صبحونه خوردم یا نه؟
 
Back
بالا