• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

علاقه و کنکور

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Thea
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    #کنکور

Thea

کاربر فوق‌حرفه‌ای
کنکوری 1405
ارسال‌ها
983
امتیاز
4,807
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سال فارغ التحصیلی
1405
چند روز پیش بانگ @پوریا و @MarMari رو دیدم که گفته بودن عاشق کنکور هستن و به نظرم موضوع جالبیه صحبت کردن در مورد علاقه به کنکور و مسیرش، اینکه آدم هایی هستن که نظر، تجربه و دیدگاه جالبی دارن و علاقمندن بهش و شنیدن نظر و دیدگاهشون. از این لحاظ که این مسیر بخشی از خاطرات تلخ و شیرین می‌شه گفتم شاید باید اینجا باشه فارغ از نظرات و دیدگاه هایی که ممکنه مفید واقع بشه و مسیر رو با اون دیدگاه کمی بهتر کنه چون به نظرم هر مسیری بیشتر از اینکه بحث خود مسیر باشه دیدگاهی هست که نسبت به اون مسیر داریم.
 
من هم بعضی وقتها دلم میخواد به دوران کنکورم برگردم. البته فقط به یک دلیل و اون هم استمرار به نظم شخصی و روتینی بود که دنبال میکردم. الان به عنوان یک دانشجو از اون مقدار نظم تبعیت نمیکنم و شاید حتی کاملا ازش خارج شدم. درباره من که این یه مورد باعث شده همش به این فکر کنم دوران کنکور، دوران پربارتری از نظر بهره وری ـ استفاده از زمان بوده و به طبع کشش در من ایجاد بشه برای دلتنگ شدن. وگرنه اون استرس و افسردگی ای که روی دوشم بود رو واقعا نمیخوام حتی ۰/۱ اش رو دوباره تجربه کنم. حتی یک دهم.
 
چون بیش از یک دهه از کنکور که دادم میگذره، ممکنه این صحبت ها دیگه کمک کننده نباشن اما شاید هم باشن پس مینویسم:))
ببینید واقعیتش من سال کنکور استرس زیادی نداشتم. نه به خاطر اینکه مطمئن باشم قبول میشم. به خاطر اینکه خود امتحان و پروسه ی پیشرفتم بیشتر برام مهم بود تا نتیجه. من یادمه سر جلسه اولش موقع باز کردن بسته ای که دفترچه توش بود انقدر استرس گرفتم که دفترچه سوالات داشت پاره میشد! ولی بعدش سریع درگیر تست ها شدم و استرس یادم رفت و با شوق و ذوق شروع به تست های ادبیات کردم. یا حتی مثلا بعدش که دفترچه اختصاصی اومد انقدر سوال های ریاضی سال ما(۹۳) سخت بود که من به اشتباه ده دقیقه یا شاید حتی یک ربع بیشتر رو ریاضی وقت گذاشتم و بعدا تو کاهش درصد زیستم این اشتباه خودشو نشون داد:))
میخوام بگم نبود اون استرس برا خود من ناشی از جذابیت بودن در یک رقابت بسیار بزرگ، یک بازی جالب و پروسه ی پیشرفت بود. این سه تا مهمترین دلایلی بودن که سال کنکور به من خیلی خوش گذشت و مثلا دیگه تو سال های دانشگاه این لذت تکرار نشد. بازی ها ناجالبتر شدن. رقابت محدود شد از چند ده هزار آدم به چند ده آدم. همچنین انقدر مطالب زیاد و سخت بودن که پیشرفت دیگه واضح نبود.
(غرضم این نیست که شما هم کنکور رو اینجوری ببینید. فاکتورها خیلی متنوعن. صرفا خواستم بگم چرا تجربه ی بسیار لذت بخشی از کنکور داشتم)
 
حالا اگر اون اتفاق سال کنکورم رو فاکتور بگیرم واقعیت مراتب من اونقدر تفریح خاصی نداشتم بگم کنکور اینارو از من گرفت

برای خود کنکور هم استرس خاصی نگرفتم؛ تازه بماند هم کنکور اول هم کنکور دوم نیم ساعت با صندلی کناریم گپ زدیم اصلا یادم رفت برا چی اومدم اینجا


ولی خب با همه این وجود دارم زور میزنم یا استریت بشم یا اپلای کنم دیگه ریخت کنکور رو نبینم؛ از خود کنکور دادن بدم نمیاد از نتیجش بدم میاد


یکی از پوینت های کنکور که شاید باهاتون بمونه اینه برنامه ریزی بلند مدت تری نسبت به قبلش میتونید بکنید

و اینکه صبح بیدار میشید یه هدفی دارید همینطوری رندوم بیدار نمیشید از خواب

اون فاز رقابتشو من اصلا درک نکردم ولی همینم برا خیلیا جذاب بود
 
برای من خوندن همزمان همه درسها و مباحثی که دوست دارم و هر هفته امتحان دادنشون جذاب بود. از اونجایی که به تشریحی خیلی بیشتر عادت کرده بودم و از عمومی‌ها هم زبان و عربی و ادبیات و حتی یه بخشهایی از هویت اجتماعی رو به اندازه اختصاصی‌ها دوست داشتم تاثیر ۵۰ درصدی نهایی کنکور رو برای من جالبتر هم کرده بود (اميدوارم مثل هر دفعه که این حرف رو میزنم در موردش بحث باز نشه🙏)
دانشگاه به هر حال آدم باید یه فیلد رو برای تخصص انتخاب کنه و بیشتر در مورد همون موضوع مطالعه کنه. آخرین مقطعی که تنوع و چندبعدی بودن کافی برای من رو داشت همون سال کنکور بود.
 
یک سوال مهم
حاضر هستید تو این بازه زمانی، کنکوری باشید؟
 
خیلی بستگی به این داره که چه سالی کنکور دادید و چه رشته ای بودید، مثلا من اندک افرادی رو میشناسم که کنکور ۹۸, ۹۹, ۴۰۰ براشون خوب بوده باشه بخاطر شرایط کرونا، یا اگه کسی فارغ‌التحصیل ۴۰۱ بود و ۴۰۲ پشت کنکور بود بخاطر عوض شدن روش کنکور و معدل و اینا احتمالا خیلی استرس کشیده ، اگه برای کنکور هر لحظه و هر سال تصمیم جدید نمیگرفتن و تا اومدن نتایج کنکور این همه مراحل و زجرکش کردن کنکوری نبود شاید خیلی بیشتر خوش میگذشت، همین امتحانات نهایی رو تصور کنین برای هر کدوم اندازه کنکور استرس میکشه که نکنه یه وقت دیر برسه راهش ندن، یه امتحان رو خراب کنی خدایی نکرده رتبت هزاران نفر ممکنه جابه جا بشه، کلا کنکور فعلی رو حاضر نیستم هرگز دوباره تجربه کنم دیگه کنکوری بودن در جنگ بماند، امیدوارم شما هم بتونید دووم بیارید و راحت شید، فقط هم درس نخونید هفته ای یکبار حداقل به دهنتون استراحت بدید و اگه شرایطش رو دارید ورزش کنید، ساعت خواب و بیداری خوبی داشته باشید و ۷- ۸ ساعت بخوابید خواب کافی و به موقع روی انگیزه خیلی موثری،کلا چیز سختیه واقعا ، من عمیقاً درک می‌کنم، من خودم اینطوری بودم که خیلی سعی میکردم به درس ها خودم رو علاقه مند کنم و از تست زدن و سوال حل کردن لذت ببرم حتی درس هویت اجتماعی و بعد هم کم کم واقعا خوشم میومد و با ذوق و هیجان می‌خوندم،
گزارش کار هم برای خودتون روزانه ثبت کنید حتی اگه یک روز هیچی نخونید خیلی به انگیزه و استمرار کمک میکنه
و بازم میگم اظطرابتون رو کنترل کنید اگه درست کردن سبک زندگی و تعادل جواب نداد حتی شده پزشک و روانشناس
بیشتر حرف بزنید و بیشتر مشورت کنید تا اگه در اشتباهید زود تر متوجه بشید
به نظرم شاید اینکار ها سال کنکور رو قابل تحمل و شاید بعد ها که بهش فکر کنید، بگید خیلی هم بد نبود
 
Back
بالا