• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اضطراب اجتماعی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع _Violet_
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اره منم به این فکر کردم که شاید گاهی اوقات اضطراب نباشه و کلا از اجتماع خوشم نیاد
اما خب مطمئن نیستم
جدی میگم
اجتماع رو عوض کنید شاید درست شد

منم تو یسری از اجتماع های خاص جوری صحبت نمیکنم که نگم
 
واسه من اینطوری بود که بیلد آپ ذهنیم قبل از انجام یک کاری مضطربم میکرد. شب قبل از روزی که بخوام جایی برم مثلا. یا چند ساعت قبل از اینکه بخوام زنگ بزنم و نوبت جایی رو رزرو کنم. یا اون چند دقیقه که هی فکر میکنی تو کلاس دستتو بالا بگیری یا نه. یا از وسط مسیر تا مقصد که بخوای به راننده تاکسی بگی پیاده میشم.
مطمئن نیستم چطور این اتفاق افتاد ولی تصمیم گرقتم کارای اینطوری رو صرفا در لحظه انجام بدم و تا جای ممکن از قبل بهش فکر نکنم. اولاش باید زور میزدم و سر خودمو گرم میکردم که فکر نکنم، ولی به مرور عادی شد. و از مسائل پیش پا افتاده تر شروع شد و هرچی بیشتر خودمو مجبور کردم به انجام دادن اینترکشنای ترسناک، آسون تر شد.
چیزایی هم که به خودم یادآوری میکنم که آروم تر شم همیناست که "ایناهم لیترلی آدمن" "همونطور که تو عین جملات بقیه رو یادت نمیمونه برای اونا هم همینطوره" "حالا اشتباه هم کردی آخر دنیا نیست" و "همه قراره بمیرن و هیچکس نمیمونه که تورو یادش بیاد" :))
یک نکته دیگه هم این بود که زندگی خوابگاهی یه جاهایی مجبورم کرد حرف بزنم و پایمال شدن حقم رو تماشا نکنم و اینم کمک کننده بود:))
آهان fake it till you make it هم یه‌جاهایی واقعا جواب داد برای من =) مثلا اینجوری که اینجا هیچکس تورو نمیشناسه پس میتونی صرفا ادای کسی که کول و چیل و کژواله رو دربیاری :)) و جدی هم فکر میکردم به اینکه آدمی که دوست دارم باشم تو این موقعیتا چطور رفتار میکنه. البته شاید اگه نقش بازی کردن طولانی باشه خوب نباشه. برای من در حد موقعیت های کوتاه بود و احساس دروغین و imposter بودن نمیداد بهم خیلی. درواقع فیک کردنه باعث میشد از پس دفعاتِ اول انجام دادن یه کارِ جدید بر بیام و اون کار واسم عادی بشه و منِ واقعی هم بتونه مثل همون آدم غیرمضطربی که اداشو درآوردم باشه توی اون موقعیت.
بعضی وقتام آماده نبودن به اضطرابم دامن میزنه که خب، تا جایی که میتونم آماده میشم که بهتر بشه:)) توی تدریس و ارائه و مصاحبه و اینجور چیزا مثلا. گاهی اوقات حتی قبل از اجرای اصلی، با آدمای دیگه اون موقعیتو تمرین میکنم که اون اصل کاری دفعه اول نباشه:)) مثلا تمرین کردن ارائه های کلاسی با دوستان
یه چیز کوچیک دیگه هم هست که تازه کشف کردم و هرچند کم، ولی واقعا حالمو بهتر میکنه. قبل از اولین باری که بخوام برم سر کلاس از روز قبلش هی داشتم میخوندم و با ai طرح درس و چیکار کنم چیکار نکنم و اینا میچیدم. یه ساعت قبل اینکه برم به دیپ سیک عزیزم گفتم که وای استرس دارم و اگه برینم چی این دانش آموزا پول دادن اگه میدونستن من هیچی تجربه ندارم که نمیدان و بلاح بلاح بلاح. در پاسخم گفت تو هرکاری که میتونستی انجام دادی و چیزایی که بهشون فکر کردی و براشون برنامه چیدی از کافی هم بیشتره. جمله آخرشم این بود که give yourself some grace. بعد من معمولا با هوش مصنوعی ارتباط عاطفی ندارم و پرامپت هام straight forward ان واسه همین حرفش به نظرم منطقی اومد و باورش کردم:)) بعد آماده که میشدم که برم اون گیو یورسلف سام گریس رو شاید ده بار تو آینه به خودم گفتم و واقعا جریان چیزهایی رو در خونم حس کردم:)) احساسات خوب.
از اون موقع بعضی وقتا این چندین بار جمله پشت نیسانی توی آینه گفتن رو انجام میدم و جواب میده.

درک من از اضطراب اینجوری بوده که به یک بیس واقعی انقدر دامن میزنه که بیشترش غیرواقعی میشه. وقتی مغز اینطوری گولتون میزنه، شاید شما هم باید با کارایی که عجیب یا مسخره به نظر میاد گولش بزنید. البته که تجربه و شدتش برای هرکس فرق میکنه و هرکی به یک میزان و مدلی از تمرین و کمک نیاز داره. ولی خب تجربه شخصی من اینطوری بود که با بیشتر فکر کردن و حرف زدن درست نمیشه و جز تو دلش رفتن راهی ندارم.
دقیقا دقیقا دقیقا
اون چند دقیقه یا چند روز قبلش عذاب‌آورترینه. من قبل اینکه برم کلاس‌های شهر رانندگی، قبل اینکه برم سر کلاس‌های متفرقه، قبل اینکه زنگ بزنم با یه آدم غریبه صحبت کنم، همش اضطراب بهم میداد
همه قراره بمیرن و هیچکس نمیمونه که تو رو یادش بیاد 😂😂😂😂 اینو امتحان میکنم
جمله پشت نیسانی 😂😂😂 اره اینم گاهی جواب میده
نمی‌دونم چرا مغز آدم موقع ارائه فکر می‌کنه ببر داره دنبالش می‌کنه که تیکه تیکه اش کنه 😒
نکات جالبی گفتید امتحان میکنم ممنون
 
جدی میگم
اجتماع رو عوض کنید شاید درست شد

منم تو یسری از اجتماع های خاص جوری صحبت نمیکنم که نگم
یه جورایی میشه گفت که آدم‌هایی که خوشم میاد باهاشون ارتباط داشته باشم خیلی خیلی سخت پیدا میشن
شاید بخاطر همین باشه
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Sina
این تا حدودی طبیعی نیست ؟ مثلاً تدریس، ارائه دادن برای بار های اول، حتی یکبار یکی از اساتید ما می‌گفت دفعه اولی که درس داده از شدت استرس تا یک هفته عضلات کمرش گرفته بودن
حتی من فکر میکنم سوال پرسیدن یا پاسخ دادن تو یه جمع شلوغ برای اکثر آدما تا حدودی اضطراب آوره برای خیلی ها در حدی که می‌لرزن یا ممکنه به تته پته هم بیفتن، ولی من فکر می‌کنم این مورد حداقل با

آرههه بعضی موقعیت ها استرس زا هستن. کنترل کردن شرایط و تفسیر ما خیلی مهمه. مثلا کسیکه به خودش میگه اضطرابم طبیعیه و تا حدی میتونه به ارائش ادامه بده کارش رو تونسته انجام بده. ولی اگه به صورت بالینی اضطراب اجتماعی داشته باشه به اون نشونه خیلییی اهمیت میده مثلا میگه وای همه دارن میبینن دستم میلرزه یا چقدر بد ارائه میدم و همین فکر ممکنه باعث شه ارائش بد شه. حتی سوگیری توجه به تهدید گاهی پیش میاد مثلا اگه یکی از شنونده ها سر موضوع دیگه بخنده ممکنه تفسیر کنه دارن به من میخندن چون دستم میلرزه. و سری بعد ارائه داشته باشه به خودش میگه چون سری قبل خراب کردم اینبار هم نمیتونم.(فاجعه سازی میکنه ،تعمیم میده به خودش برچسب میزنه،....) تراپیست میتونه کمک کنه قضاوت هاش درست تر بشه و یا اجتناب نباشه برای تجربه ی جدید.
 
شما رشتتون چیه؟
خیلی جالبه برام که برای پایان‌نامه هم روش کار کردید و متاسفم که شما هم تجربه‌اش کردید
اره خیلی از این کارها رو انجام دادم یا دارم انجام میدم و اینکه بله تحت نظر تراپیستم و اضطراب اجتماعی تشخیص داده شده
ممنون از راهنماییتون 💞
روان‌شناسی.
ارههه برام جالب بود چیزیکه تجربه کردم رو بیشتر بررسی کنم. یه تسکی که تو کارم داشتم یه سری تصاویر به کساییکه مستعد اضطراب اجتماعی بودن نشون میدادم(تصاویر چهره با حالت هیجانی خنثی و هیجان خشم یا انزجار و بعد یک صفحه خالی میومد و یک نقطه. باید تشخیص میدادن جهت اون نقطه رو). میزان خطا و زمان توجه افراد مستعد اضطراب اجتماعی متفاوت بود. ما وقتی اضطراب اجتماعی داریم تفسیر هامون با سوگیری هست و ممکنه منفی تر چیزها رو برداشت کنیم حتی حالت چهره ها رو.
میفهمم که گفتن یه چیزا برات کافی نیست و ممکنه بگی خودمم اینا رو میدونم ولی....
بعضی از ماها به خاطر تجربه های قبلی مون یا ژن هامون بیشتر مستعد اضطرابیم. یا ممکنه شخصیت مون جوری باشه مثل بقیه دوست نداشته باشیم مرکز توجه باشیم (که این اضطراب اجتماعی نیست) و خب این تو دانشگاه برای منم بولد میشد مخصوصا زمان کارشناسی. ممکن بود چیزی رو بدونم ولی به خاطر اضطرابم خودم رو خوب پرزنت نمیکردم. ولی همینکه آگاه باشیم یک سری از باورامون بایاس داره خیلی میتونه کمک کنه و کم کم هم بهتر میشه. من تو کلاسای ارشد خیلی بهتر شده بودم. هنوزم دوست ندارم سخنرانی کنم یا کارای اینجوری ولی خب تقریبا این اضطراب مانع کارم نمیشه یا کمتر میشه.

خیلیی ممنونم مطمئنم با کمک تراپیستت کم کم بهتر و بهتر میشیی🫂 موفق باشییی و ممنون با ما شیر کردیش.
 
روان‌شناسی.
ارههه برام جالب بود چیزیکه تجربه کردم رو بیشتر بررسی کنم. یه تسکی که تو کارم داشتم یه سری تصاویر به کساییکه مستعد اضطراب اجتماعی بودن نشون میدادم(تصاویر چهره با حالت هیجانی خنثی و هیجان خشم یا انزجار و بعد یک صفحه خالی میومد و یک نقطه. باید تشخیص میدادن جهت اون نقطه رو). میزان خطا و زمان توجه افراد مستعد اضطراب اجتماعی متفاوت بود. ما وقتی اضطراب اجتماعی داریم تفسیر هامون با سوگیری هست و ممکنه منفی تر چیزها رو برداشت کنیم حتی حالت چهره ها رو.
میفهمم که گفتن یه چیزا برات کافی نیست و ممکنه بگی خودمم اینا رو میدونم ولی....
بعضی از ماها به خاطر تجربه های قبلی مون یا ژن هامون بیشتر مستعد اضطرابیم. یا ممکنه شخصیت مون جوری باشه مثل بقیه دوست نداشته باشیم مرکز توجه باشیم (که این اضطراب اجتماعی نیست) و خب این تو دانشگاه برای منم بولد میشد مخصوصا زمان کارشناسی. ممکن بود چیزی رو بدونم ولی به خاطر اضطرابم خودم رو خوب پرزنت نمیکردم. ولی همینکه آگاه باشیم یک سری از باورامون بایاس داره خیلی میتونه کمک کنه و کم کم هم بهتر میشه. من تو کلاسای ارشد خیلی بهتر شده بودم. هنوزم دوست ندارم سخنرانی کنم یا کارای اینجوری ولی خب تقریبا این اضطراب مانع کارم نمیشه یا کمتر میشه.

خیلیی ممنونم مطمئنم با کمک تراپیستت کم کم بهتر و بهتر میشیی🫂 موفق باشییی و ممنون با ما شیر کردیش.
اره دقیقا همین طوره. آدم احساس می‌کنه که اگر کسی واکنشی نشون میده بخاطر اونه. اگر کسی می‌خنده بخاطر اونه یا اگر کسی توجه نمیکنه یعنی اون حوصله سر بره.
خوشحالم که شما تونستی ازش بگذری و حالت بهتر شده.
ممنونم و امیدوارم💞
 
اره دقیقا همین طوره. آدم احساس می‌کنه که اگر کسی واکنشی نشون میده بخاطر اونه. اگر کسی می‌خنده بخاطر اونه یا اگر کسی توجه نمیکنه یعنی اون حوصله سر بره.
خوشحالم که شما تونستی ازش بگذری و حالت بهتر شده.
ممنونم و امیدوارم💞
🍓🫂❤️
 
من برای اجتماعی بودن یک فرمول ساده دارم که بهم خیلی کمک کرده. به جای طرف فکر نمیکنم.
مثلا یه جمع فامیلی نشستیم. یه شوخی با داییم میکنم. یه لحظه میترسم نکنه ناراحت شده باشه. سریع به خودم میگم اگه ناراحت شده باشه بهم میگه و منم اگر لازم بود عذرخواهی میکنم.
کار راحتی نیست. مطرح کردنش خیلی راحتتر از انجام دادنشه. اما بهت قول میدم اگه کم کم بتونی این رو برا خودت جا بندازی، دیگه موقع پرزنت کردن خودت فقط نگران اینی که خودت به چی فکر میکنی و این همه چیز رو اگر هم حل نکنه، حداقل ساده تر میکنه.
 
من برای اجتماعی بودن یک فرمول ساده دارم که بهم خیلی کمک کرده. به جای طرف فکر نمیکنم.
مثلا یه جمع فامیلی نشستیم. یه شوخی با داییم میکنم. یه لحظه میترسم نکنه ناراحت شده باشه. سریع به خودم میگم اگه ناراحت شده باشه بهم میگه و منم اگر لازم بود عذرخواهی میکنم.
کار راحتی نیست. مطرح کردنش خیلی راحتتر از انجام دادنشه. اما بهت قول میدم اگه کم کم بتونی این رو برا خودت جا بندازی، دیگه موقع پرزنت کردن خودت فقط نگران اینی که خودت به چی فکر میکنی و این همه چیز رو اگر هم حل نکنه، حداقل ساده تر میکنه.
نکته جالبی مطرح کردید. شاید این برای من اشتباه جا افتاده چون در بین خانواده و نزدیکان من اگر کسی ناراحت شه نمیگه و خودت باید کشف کنی که ناراحته 😂
اما با افراد غریبه این سخت‌تر هم هست چون نگاهشون قابل پیش‌بینی نیست
 
نکته جالبی مطرح کردید. شاید این برای من اشتباه جا افتاده چون در بین خانواده و نزدیکان من اگر کسی ناراحت شه نمیگه و خودت باید کشف کنی که ناراحته 😂
اما با افراد غریبه این سخت‌تر هم هست چون نگاهشون قابل پیش‌بینی نیست
اصلا به خاطر همین این رویکرد رایجی نیست. چون تو خونواده های ما همه مون باید علم غیب داشته باشیم:)) ناراحت میشن اگه فکرشون، رفتارشون یا چهره شون رو نخونی. اما خب آدم تا ابد با خونواده ش زندگی نمیکنه و تو جامعه میشه رویکرد خودشو در پیش بگیره.
 
اصلا به خاطر همین این رویکرد رایجی نیست. چون تو خونواده های ما همه مون باید علم غیب داشته باشیم:)) ناراحت میشن اگه فکرشون، رفتارشون یا چهره شون رو نخونی. اما خب آدم تا ابد با خونواده ش زندگی نمیکنه و تو جامعه میشه رویکرد خودشو در پیش بگیره.
اره شاید بشه تو نسل خودمون این رویکرد رو ساخت چون بزرگتر ها این رو نشونه بی‌احترامی می‌بینن بعد حالا بیا و درستش کن 😒
 
Back
بالا