• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سال ۱۴۰۴ برای شما چگونه گذشت!؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع عوگ رضا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ترکیبی از سه کارکتر سیزیف، انسان جنگ زده‌ی خاورمیانه‌ای و انسان ماجراجو.
درنهایت اونقدری باورنکردنی، رویایی و ترسناک بود که درخودم نمی‌بینم سال بعد سال بهتری بسازم.
 
نیمه‌ی اولش مرگ مجسم بود، کنکور داشتم و علاوه بر همه‌ی اتفاقات ناجالب مثل جنگ، باید کنکور، نصایح مشاور و حرف‌های خانواده رو هم به دوش می‌کشیدم.
الان مشکلات دیگه صد برابره، اما حداقلش فقط یه بدبخت هستم، نه یه کنکوری ِ بدبخت.
برام مثل همه‌ی سال‌های دیگه‌ی زندگیم نبود، یه سری آدم‌ها، موفقیت‌ها و برچسب‌ها به زندگیم اضافه شدن که فکر کنم تا چندین و چند سال آینده قراره باهام بمونن.
امیدوارم ۱۴۰۵، با خودش برای همه‌مون خوشبختی بیاره.
 
گویا برای بقیه همش گوشت بود ولی من حتی کالابرگ هم نداشتم.
 
زندگی آکادمیک : شکست خورده
زندگی عاطفی : شکست خورده
زندگی اجتماعی : شکست خورده
همه چیز واقعا نکبت بار بود
 
۶ ماه اول خوب بود
۶ ماه دوم زناخونه بود
 
مضخرف ترین سال ممکن بود. تمام اتفاقات عالم رو تو این سال لعنتی تجربه کردم که از خییلی هاشون هنوز گذر نکردم و نحسیش باهام ادامه داره و معلوم هم نیست چی بشه
 
عملا جز به جز نگاه میکنم سال خوبی بوده. از ۶ سالگی و پیش دبستانی به اینور اولین سالی بود که با درس و مشق سر و کار نداشتم:)) از نظر شغلی عملا نتیجه ی چندسال زحمتم رو یک جا امسال گرفتم. وارد رابطه ای شدم که حالا حالاها کار داریم احتمالا با هم.
اما این جنگ کثافت گه زد تو همه ی اینا. نگران رفیقامم که الان سربازن. نگران اون دوستمم که کنار شرکتشون پر پایگاهه و هر بار ساختمونشون میلرزه. نگران سال بعد خودمونم همینجا. نگران از دست رفتن همین سطح نازل پیش بینی پذیری شرایط تو کشورم.
در کل سالی بود که به چیزهایی که میخواستم رسیدم ولی زهرمارم شد. شاید اگه دستاوردی نداشت امسال برام راحتتر با شرایط کنار میومدم ولی بی حسم کرد امسال نسبت به هر پیشرفت و توسعه ی فردی ای.
 
ویدیوی پیرمرد خیاط.
 
جالب نبود به خصوص نیمه اول که وسط اون شرایط جنگی قرار بود آزمون تیزهوشان بدیم و فشار روحی ناجالبی داشت
 
404 EROR
 
سال بد/ سال باد/ سال اشک/ سال شک/ سال روزهای دراز و استقامت‌های کم/ سالی که غرور گدایی کرد/ سال پست/ سال درد/ سال عزا/ سال اشک پوری/ سال خون مرتضی/ سال کبیسه…
پ.ن: اینو شاملو برای دقیقا ۷۰ سال پیش نوشته.
 
مثل یک زخم بزرگ ؛ نمیدونم آیا من رو میکشه یا نه ولی مطمئنم اگر زنده بمونم جای این زخم رو تا ابد با خودم دارم .
 
Back
بالا