Rhodium
مهمان
اسم: رهام
• سن: ۱۵ و اندی
• اگه بخوای خودت رو تو یک تا دو جمله به کسی معرفی کنی چجوری توصیف میکنی: سلام تیم بدید بازی کنیم
• سه تا کلمهای که فکر میکنی بقیه باهاش توصیفت میکنن: فوتبالی، رفیق، مودی
• اولین خاطرهای که از کودکیت تو ذهنته: دست مامانم رو گرفتم و دارم از مهد کودک برمیگردم و به سوال "غذا چی خوردی" مامانم، مث همیشه جواب "قورمه سبزی" میدم.
• فراموش نشدنیترین خاطرهی زندگیت: اون لحظه ای که چهره خواهرمو دیدم.
• چه ویژگی خوب یا بدی داری که بقیه درموردت نمیدونن: احساسی ام
• تعریفت از زندگی: زندگی مثل یه بازی میمونه، خط داستانی مشخصه، کودکی،بزرگسالی،کهنسالی و مرگ...حالا تصمیم با خودته که سریع بازیو تموم کنی و خط داستانیو پیش بری یا وسطش ماموریت فرعی بری و تو مپ بازی بچرخی و از بازی لذت ببری یا نه
• تعریفت از دوست داشتن و دوست داشته شدن: قابل توصیف نیست
• خودت رو زیر لیبل خاصی قرار میدی؟ اگه آره چی: خیر
• اگه بخوای زندگیت رو به چند برهه تقسیم کنی بر چه اساسیه: قبل راهنمایی،راهنمایی،دبیرستان،بعد دبیرستان
• تا به حال تصمیم گرفتی برخلاف جریان زندگی شنا کنی؟ اگه آره، کجا و چرا:
بله، المپیاد، چون دنبال چالش جدید بودم
• جایگاه فعلی خودت تو مسیر زندگی رو کوتاه توصیف کن: شرح حال ما رقص بود رو لب تیغ
• ترسی که ممکنه مانع از ادامه دادن مسیرت شه: ترس تا همین چندوقت پیش از موفق نشدن وجود داشت، ولی فعلا نه
• چی باعث میشه تو روزهای سخت دوام بیاری: اون لحظه که از پله های فرودگاه با دسته گل پایین میام
• با فکر کردن به چه چیزی احساس سبکی و آرامش میکنی: چیز خاصی نیست
• از انجام دادن چه کارهایی لذت میبری: فوتبال دیدن/بازی کردن، سریال دیدن، گیم زدن، بیرون رفتن با رفیقای درست،اهنگ گوش کردن، شیمی حل کردن/خوندن
• تفریح موردعلاقهات: فوتبال
• کتاب، فیلم، موسیقی و شعر موردعلاقهات:
کتاب: نزدیک ترین ارتباط من با کتاب داستانای ژول ورن بود
فیلم: Interstellar
موسیقی: Haghighat-Ho3ein
شعر: اهل شعر نیستم
• سه تا از بهترین و خاطرهانگیزترین عکسهایی که گرفتی:
بازی پرسپولیس-سپاهان
فیفا با رفقا
اخرین روز حلی ۶
• به چه هنری میپردازی یا دوست داری بپردازی: ساز میزنم و بهتره بگم میزدم.
• کلکسیون جمعآوری میکنی؟ اگه آره کلکسیون چی: کلکسیون جزوه
• از نظر خودت چه رنگیای: سیاه
• گیلتی پلژرت چیه: تک روی، شب بیدار موندن
• وجه ترسناکت چه شکلیه: والا خودمم ندیدم هنوز
• دوست داری چه هدیهای بگیری و متقابلا دوست داری چه هدیهای به بقیه بدی: کیت فوتبال، نمیدونم بقیه چه هدیه ای دوست دارن
• پنج تا از کاربرهایی که وایب خوبی ازشون میگیری رو تگ کن و یه جمله درموردشون بگو:
@Mva و @AYili برادر
@Strawberry مهربون و خوش قلب
@Makarov الگوی المپیادی و اخلاقی
@Artin... . تلاششو میستایم، یه شیر اسکرین وارزونمون نشه؟
@DarkLord از کرکتر و تلاشش خوشم میاد
• اولین چیزی که تو برخورد با آدمها توجهت رو جلب میکنه چیه: طرز نگاه کردنشون
• چه تایپ آدمهایی رو نمیتونی تحمل کنی: متقلب، معتبر هایی که گدا بودند، کسی که چند بار یه چیزو بهش بگی بازم تکرار کنه
• یه جمله به خود گذشته و آیندهات بگو: گذشته زیاد حساس و مودی بودی، آینده جان یادت باشه چه مراحلیو طی کردی
• بزرگترین آرزویی که دوست داری تا 5 سال آینده بهش برسی: طلای المپیاد
• به نظرت ده سال دیگه کجایی: دانشگاهو نمیدانم، ولی قطعا دارم تو حلی ۱ یا ۶ درس میدم
• دوست داری آدمها چطوری ازت یاد کنن: خواست، جنگید، و رسید به چیزی که میخواست
• سمپادیا و تاثیرش تو زندگیت: خیلی وقتا حرفایی که تو گلوم موند رو با گوش شنوا شنید، با ادمای فوق العاده ای اشنام کرد.
• سن: ۱۵ و اندی
• اگه بخوای خودت رو تو یک تا دو جمله به کسی معرفی کنی چجوری توصیف میکنی: سلام تیم بدید بازی کنیم
• سه تا کلمهای که فکر میکنی بقیه باهاش توصیفت میکنن: فوتبالی، رفیق، مودی
• اولین خاطرهای که از کودکیت تو ذهنته: دست مامانم رو گرفتم و دارم از مهد کودک برمیگردم و به سوال "غذا چی خوردی" مامانم، مث همیشه جواب "قورمه سبزی" میدم.
• فراموش نشدنیترین خاطرهی زندگیت: اون لحظه ای که چهره خواهرمو دیدم.
• چه ویژگی خوب یا بدی داری که بقیه درموردت نمیدونن: احساسی ام
• تعریفت از زندگی: زندگی مثل یه بازی میمونه، خط داستانی مشخصه، کودکی،بزرگسالی،کهنسالی و مرگ...حالا تصمیم با خودته که سریع بازیو تموم کنی و خط داستانیو پیش بری یا وسطش ماموریت فرعی بری و تو مپ بازی بچرخی و از بازی لذت ببری یا نه
• تعریفت از دوست داشتن و دوست داشته شدن: قابل توصیف نیست
• خودت رو زیر لیبل خاصی قرار میدی؟ اگه آره چی: خیر
• اگه بخوای زندگیت رو به چند برهه تقسیم کنی بر چه اساسیه: قبل راهنمایی،راهنمایی،دبیرستان،بعد دبیرستان
• تا به حال تصمیم گرفتی برخلاف جریان زندگی شنا کنی؟ اگه آره، کجا و چرا:
بله، المپیاد، چون دنبال چالش جدید بودم
• جایگاه فعلی خودت تو مسیر زندگی رو کوتاه توصیف کن: شرح حال ما رقص بود رو لب تیغ
• ترسی که ممکنه مانع از ادامه دادن مسیرت شه: ترس تا همین چندوقت پیش از موفق نشدن وجود داشت، ولی فعلا نه
• چی باعث میشه تو روزهای سخت دوام بیاری: اون لحظه که از پله های فرودگاه با دسته گل پایین میام
• با فکر کردن به چه چیزی احساس سبکی و آرامش میکنی: چیز خاصی نیست
• از انجام دادن چه کارهایی لذت میبری: فوتبال دیدن/بازی کردن، سریال دیدن، گیم زدن، بیرون رفتن با رفیقای درست،اهنگ گوش کردن، شیمی حل کردن/خوندن
• تفریح موردعلاقهات: فوتبال
• کتاب، فیلم، موسیقی و شعر موردعلاقهات:
کتاب: نزدیک ترین ارتباط من با کتاب داستانای ژول ورن بود
فیلم: Interstellar
موسیقی: Haghighat-Ho3ein
شعر: اهل شعر نیستم
• سه تا از بهترین و خاطرهانگیزترین عکسهایی که گرفتی:
بازی پرسپولیس-سپاهان
فیفا با رفقا
اخرین روز حلی ۶
• به چه هنری میپردازی یا دوست داری بپردازی: ساز میزنم و بهتره بگم میزدم.
• کلکسیون جمعآوری میکنی؟ اگه آره کلکسیون چی: کلکسیون جزوه
• از نظر خودت چه رنگیای: سیاه
• گیلتی پلژرت چیه: تک روی، شب بیدار موندن
• وجه ترسناکت چه شکلیه: والا خودمم ندیدم هنوز
• دوست داری چه هدیهای بگیری و متقابلا دوست داری چه هدیهای به بقیه بدی: کیت فوتبال، نمیدونم بقیه چه هدیه ای دوست دارن
• پنج تا از کاربرهایی که وایب خوبی ازشون میگیری رو تگ کن و یه جمله درموردشون بگو:
@Mva و @AYili برادر
@Strawberry مهربون و خوش قلب
@Makarov الگوی المپیادی و اخلاقی
@Artin... . تلاششو میستایم، یه شیر اسکرین وارزونمون نشه؟
@DarkLord از کرکتر و تلاشش خوشم میاد
• اولین چیزی که تو برخورد با آدمها توجهت رو جلب میکنه چیه: طرز نگاه کردنشون
• چه تایپ آدمهایی رو نمیتونی تحمل کنی: متقلب، معتبر هایی که گدا بودند، کسی که چند بار یه چیزو بهش بگی بازم تکرار کنه
• یه جمله به خود گذشته و آیندهات بگو: گذشته زیاد حساس و مودی بودی، آینده جان یادت باشه چه مراحلیو طی کردی
• بزرگترین آرزویی که دوست داری تا 5 سال آینده بهش برسی: طلای المپیاد
• به نظرت ده سال دیگه کجایی: دانشگاهو نمیدانم، ولی قطعا دارم تو حلی ۱ یا ۶ درس میدم
• دوست داری آدمها چطوری ازت یاد کنن: خواست، جنگید، و رسید به چیزی که میخواست
• سمپادیا و تاثیرش تو زندگیت: خیلی وقتا حرفایی که تو گلوم موند رو با گوش شنوا شنید، با ادمای فوق العاده ای اشنام کرد.




)



