خانواده شما تا چه اندازه تو زندگیتون مداخله میکنند و چقدر آزاد هستید؟ چقدر به خودتون حق انتخاب میدن و چه مرزهایی واستون تعیین کردند؟ به نظرتون چقدر منصفانهست؟
در بعد تحصیلی:حقیقتا من اصلا نمیخواستم تجربی بخونم از همون راهنمایی ک اومدم سمپاد واقعا عاشق ریاضی بودم حتی یادمه اولین امتحانی ک از طرف خود سمپاد اومد یکی از ۳ نفری ک توی منطقه کامل شده بود خودم بودم خانواده ام قبل ترش بهم میگفتن ک نمیذاریم بری ریاضی ولی من ب شوخی میگرفتمش و پیش خودم میگفتم ی کاریش میکنم تا اینکه دوم راهنمایی همون تایم امتحان های خرداد اومدم خونه و ب مامانم گفتم که مامان میخوام برم ریاضی.مامانم شروع کرد که اینده شغلی نداری و اینا (چرت و پرت) بعد گفتم ی رشته ای میخونم که راحت اپلای کنم بعد میدونید چی گفتن بهم؟گفتن ک ما توی ایرانش بهت اعتماد نداریم بذاریم بری خارج؟ واقعا وقتی ب این حرفاشون فکر میکنم خنده ام میگیره الان ولی بالاخره اونا موفق شدن و من رفتم تجربی و الان انقدر ذهنم از ریاضی حالش بهم میخوره حتی برای امتحان ترم امسال نه به کلاس هام گوش دادم نه چیزی خوندم تموم فرجه رو توی سایت بودم و داشتم وقت تلف میکردم فقط نرم بالا سرش و دو نمره کم اوردم وقتی امتحان رو دادم
در بعد مالی:فعلا که سنی ندارم بخوام خرجم رو خودم بدم ولی واقعا کنکور رو بدم خودم رو جدا میکنم ازشون و الان به بعد هم دیگه نمیذارم و نمیخوام که خرجی بکنن
در بعد مذهبی:من روی اعتقاداتم به شدت متعصبم و حرف حرف خودمه خداروشکر با اون تفکرات اسلامی🤡شون نمی تونن نظرم رو عوض کنن و پوششم هم آزاده خیلی آزاد و به هیچ کسی هم این موضوع ربطی نداره
در بعد روابط:من خانواده ام روی روابطم حساسه و من این موضوع رو همون بچگی متوجه شدم و ب نظرم خانواده ام نباید انقدر حساسیت ب خرج میداد چون بچه مجبور میشه بهت دروغ بگه پنهان کنه و من طی همه این سال ها حتی کوچیکترین روابط با همجنسم رو ازشون پنهان میکردم و واقعا از این کار حالم بهم میخوره ولی انگار خودشون دوست دارن دروغ شنیدن رو