• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

وصیتنامه‌‌ت رو بنویس

سلام به همگی مرسی تشریف اوردین ولی ای کاش موقعی که زنده بودم انقد کرم نمی ریختین.
دوست عزیزم مقلب به (هلو) که قرار نیست این پیامو ببینی چون توی این سایت نیستی خودت دیگه رمز گوشیمو میدونی بزن بازش کن قبل اینکه مامان بابام محتویات توش رو ببین هرچی پیام رسان و اپ هم هست پاک کن با چتام ابروم میره.
مامان منو ببخش که این خاک بر سری جات رو تو گوشیم داشتم تازه خیلیاشو پاک کردم .امیدوارم دست به واتپد و نوت ها نرسه.
بابا ببخشید پستای توی اینستا رو سین نمیزدم...
همه ی عزیزانی هم که پشت سرتون بد گفتم... لابد حقتون بوده.
بجا خرما هم ابنبات چوبی بدین.
مرسی بای اون دنیا میبینمتون
 
اگه به مرگ طبیعی مردم که این:
من از آن که گردم به مستی هلاک
به آیین مستان بریدم به خاک
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید
به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
مبادا عزیزان که در مرگ من
بنالد به جز مطرب و چنگ زن
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب
آیین مستان سدخلیل رو هم بذارید بخونه و عش کنید.
 
وصیت میکنم وقتی مُردم سر مزارم موزیک های پلی لیستمو پخش کنید !
 
جسدم رو آتيش بزنین و خاکسترم رو نگه دارین=)
 
سلام؛ قراره بمیری. احتمالاً یه سری حرف‌ها هست که باید به بقیه بگی. اینجا، توی وصیتنامه‌ت، بنویسشون.
بعد مردنم همه باید خوشحالی کنن چون من خودم از بعد از مردنم خوشحال ترینم
 
(چه ایده ی نابی.احسنت)

من مردم‌. یادم بود که میمیرم ولی الان که تو اینو میخونی برام دیگه چندان فرقی نمیکنه. منتها وقتی داشتم مینوشتمش فرق میکرد.
پس یادت نره. میمیری.
بقیه شو بهتر یا بدتر از من انجام میدی خودت. فقط برام مهم بود اونو یادت نره.
ضمنا، با صدای خودم نخون اینا رو. من مردم مثلا **خل.
شب به خیر.
 
این وصیت نامه رو چند وقتیه که تو سرم دارم


ولی گویا مرگ ناگهانی‌تر از اونیه که بتونیم تو تقویممون روزی رو براش علامت بزنیم
پس امشب می نویسمش:

• لطفا سعی کنید روز خاکسپاریم بیاید پیشم. منو تنها نذارید. نمی دونم چند نفرتون انتظار کشیدن منو دیدین، ولی اون روز سر من مدام می چرخه و رو انگشتهای پام بلند می شم تا ببینم کی می رسید؛ منتظرم نذارید. اگه گریه هم کردین که دمتون گرم. 😁

• هر وقت یاد من افتادید یه کار کوچولو، در حدی که ازتون بر میاد برام انجام بدین. اگه انقد خوش بخت بودم که وقتی دستتون بند بود یادم افتادین و هیچ کاری نمی شد بکنید، لبخند بزنید؛ من می بینم.

•لطفا دلتون برام تنگ شه و اگه تونستید بهم سر بزنید.

• باهام حرف بزنید. من عاشق قصه و ماجراجویی ام؛ برام قصه بگید، از تجربیات جدیدتون بگید، از این که با یه آدم جدید حرف می زنید، از این که یه زبان جدید یاد گرفتین، از کتابی که اخیرا تمومش کردین و به نظرتون مزخرف بود، از این که تو حیاط خونتون یاکریما اومدن و تخم گذاشتن، به گل جدیدتون هر چند وقت یه بار آب می دین، از سفری که رفتین، از لباسی که خریدین، از خواب عجیبی که دیدین، از کرم جدیدی که استفاده کردین، از روتینی که به روزتون اضافه کردین...

• بعد از این که حرفاتون تموم شد یادتون باشه که این دختر دیگه نمی تونه زندگی و تجربه کنه، اما شما می تونید. پس قشنگ زندگی کنید تا دفعه بعد که قراره باهام حرف بزنید، حرفای بیش‌تری داشته باشید.

• لطفا نزدیک قبرم بلال زیاد کباب کنید، اگرچه دیگه بلال دوست ندارم ولی دوست دارم ببینم بلال می خورید.


این رو بعد از این که آیسان تنهامون گذاشت نوشتم
شاید در آینده ادیت شه
اگر فرصتی بود

+ اگر رفتین بهشت اون جا دنبال من بگردید، سراغ منو از خدا بگیرید و بهش بگید بیارش این جا، بدون فائزه خوش نمی‌گذره
 
اون داستانه رو شنیدین که یه مادری تو بچگی یه چشمش رو میده به پسرش و پسرش وقتی بزرگ میشه چون مادرش زشته ولش می‌کنه ، و بعد از سال ها که مادره میمیره تو وصیت نامش می‌نویسه من برای تو این کارو کردم و.....
و به پسره کلی عذاب وجدان میده
اگر قصد کردم وصیت نامه بنویسم شاید یه همچین چیزی نوشتم ، چیزایی رو می‌نویسم که عذاب وجدان بگیرن
شاید یه سری سوالا رو هم بنویسم که هیچوقت نتونستم ازشون بپرسم ، تا بفهمن من نفهم نبودم
برای خواهرم هم یه وصیت نامه محرمانه می‌نویسم تا یه راز های مخوفی رو از تو خانواده بفهمه
همینا
 
Back
بالا