- ارسالها
- 274
- امتیاز
- 2,140
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 2
- شهر
- اهواز
- سال فارغ التحصیلی
- 1406
- دانشگاه
- چلغوزآبادِ آینده.
کاش چون برگ خزان رقص مرادیشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوبتر ز ماهی من اشتباه کردم!
نیمه شب ماه تماشا می کرد
کاش چون برگ خزان رقص مرادیشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوبتر ز ماهی من اشتباه کردم!
خیزید و خز آرید که هنگام (خزان) استکاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا می کرد
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییمخیزید و خز آرید که هنگام (خزان) است
باد خنک از جانب خوارزم وزانست
(یاری) اندر کس نمیبینیم یاران را چه شدما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
مگو شرط دوام دوستی دوری است، باور کن(یاری) اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
دوام دولت اندر حقشناسیستمگو شرط دوام دوستی دوری است، باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد
از دشمنان برند شکایت به دوستاندر خبر آمد که صاحبدولتی پرواز کرد
دفن شد پایین ِ پای دوست، دولت را ببین
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتداز دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
مردد میشود گاهی دلم در صبر و حق داردچنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
عاشق نشدی زاهد دیوانه چه میدانیروحی که نامت را به گوشم خواند، با آن طنین، دست مرا لرزاند
لوح دلم را سوی تو چرخاند، جوهر به رقص آمد، قلم چرخید
تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دارفکر بهبود خود ای دل، ز دری دیگر کن
درد عاشق، نشود به به مداوای حکیم

عزم آن دارم که امشب مست مستتو بیا مست در آغوش من و دل خوش دار
مستیَت با بغلت هر دو گناهش با من
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راستعزم آن دارم که امشب مست مست
پایکوبان کوزه ی دردی به دست
سر به بازار قلندر درنهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست..
فریاد میدارد رقیب از دست مشتاقان اوهر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توستفریاد میدارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را
بلا و زحمت امروز بر دل درویشای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
همان به که امشب تماشا کنیمبلا و زحمت امروز بر دل درویش
از آن خوش است که امید رحمت فرداست
امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردمهمان به که امشب تماشا کنیم
چو فردا شود فکر فردا کنیم
خورشید بیحفاظ نشسته به روی خاکامشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوب تر ز ماهی من اشتباه کردم

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعیدخورشید بیحفاظ نشسته به روی خاک
یا ماه بیملاحظه افتاده بین راه
