Setaaa
دانش آموخته مکتب هادس
- ارسالها
- 382
- امتیاز
- 4,160
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- کنگان
- سال فارغ التحصیلی
- 1408
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاکآن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد
چند روزیست قفسی ساخته اند از بدنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاکآن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردممرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزیست قفسی ساخته اند از بدنم
من از آن روز که در بند توام آزادممن خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
ای پادشه خوبان! داد از غم تنهاییمن از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
ای که خوبی های تو چون نقش بر دیوار جانای پادشه خوبان! داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی
مریدان به قوت ز طفلان کمندای که خوبی های تو چون نقش بر دیوار جان
یا صدایت چون پرستو گر بخواند بی ندا..
ای مسلمانان به فریادم رسیدمریدان به قوت ز طفلان کمند
مشایخ چو دیوار مستحکمند
آن می که چو زنجیر بپیچد بر خودای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلانآن می که چو زنجیر بپیچد بر خود
دیوانه شدم بیار بر دستم نه
بدو گفتم که مشکی یا عبیریفکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بودبدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
گویند بهشت حور و عین خواهد بودگر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
پس روی بهشت کس نخواهد دیدن
شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشدگویند بهشت حور و عین خواهد بود
آنجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ببینم خواب تو صبح آنچنان افسرده امشبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
و قد تُفَتّشُ عینُ الحیاتِ فی الظلماتِ
می رود صبح و اشارت می کندگر ببینم خواب تو صبح آنچنان افسرده ام
من مگر قابل نبودم که بدانم ماجرا؟
گل چو تو را دید به سوسن بگفتمی رود صبح و اشارت می کند
کاین گلستان خندهواری بیش نیست
لاله و گل زخمی خمیازه اندگل چو تو را دید به سوسن بگفت
سرو من آمد به گلستان من
با محتسبم عیب مگویید که او نیزلاله و گل زخمی خمیازه اند
عیش این گلشن خماری بیش نیست
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتبا محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو بستمعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
