• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خم مهری گر به دلها می فشاند روزگار
دانه از بهر درودن می دماند روزگار
به گرد خویش گشته‌ام، سوار این چرخ‌وفلک
بس است تکرار ملال،‌ ز روزگار خسته‌ام
 
عمر گران‌مایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
شدم از دست ،یک باره ز دستِ عشق تا دانی
در این مستی اگر جرمی کنم تا رو نگردانی
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌
 
شدم از دست ،یک باره ز دستِ عشق تا دانی
در این مستی اگر جرمی کنم تا رو نگردانی
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌
زین دست که دیدار تو دل میبرد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را
 
دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌
 
دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌
سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید
نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
 
Back
بالا