- ارسالها
- 4,926
- امتیاز
- 29,764
- نام مرکز سمپاد
- .
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
قتل در کوچهی باریک ...
تهران خیابان ری پنجشنبه شب حدود ساعت۱۰:۴۵
کارگاه چوببری علی رضوی هنوز روشن بود همسایهها گفتند صدای جر و بحث کوتاهی از داخل شنیده شد و بعد سکوت
کمی بعد، پیکر علی جلوی در کارگاه پیدا شد زخم عمیقی در سینهاش بود و چاقوی خونی کنار بدن افتاده بود
ماموران پلیس به سرعت صحنه را بررسی کردند
تنها رد قابل توجه، جای کفشی بود که به سمت پشتکوچه میرفت
دوربین مغازه بقالی همان کوچه، زنی با مانتوی تیره را نشان میداد که چند دقیقه قبل از قتل وارد کوچه شده بود
سه نفر به عنوان مظنون معرفی شدند:
حمید: کارگر کارگاه _ که آخرین بار عصر قربانی را دیده بود
مینا: خواهر قربانی _ که بر سر ارث با او اختلاف داشت
مهسا (@Fallen Star): کارمند سابق کارگاه _ که چند ماه قبل به خاطر مسائل مالی اخراج شده بود
بازجویی ها:
حمید گفت: «من ساعت شش از کارگاه رفتم بعدش هم مستقیم رفتم خونه همسر و بچههام شاهدن» بررسی تصاویر دوربین مداربسته و تلفن و موقعیت او حرفش را تایید کرد
مینا گفت: «درسته با برادرم اختلاف داشتم اما اون شب خونه بودم حتی با دوستام تماس تلفنی داشتم» زمان تماسها همزمان با قتل بود
نوبت به مهسا رسید او در ابتدا گفت: «من خونه بودم تلویزیون میدیدم» اما بررسی موقعیت موبایلش نشان داد همان حوالی بوده وقتی پلیس اثر انگشت او را روی چاقوی صحنه جرم نشان داد چهرهاش تغییر کرد
در بازجویی بعدی مهسا سکوت طولانی کرد بعد با صدای آرام گفت:
«علی حقوق منو نمیداد چند بار خواهش کردم، چند بار دعوا کردم اون شب رفتم که پولم رو بگیرم. شروع کرد به تمسخر گفت حتی اگه ده سال دنبالم بیای چیزی بهت نمیدم عصبانی شدم چاقو رو برداشتم نمیدونم چی شد فقط میخواستم بترسونمش»
پرونده به دادگاه کیفری شماره یک تهران ارسال شد
قاضی پس از بررسی پرونده و اظهارات شاهدان پرونده را قتل عمد تشخیص داد
وکیل مدافع در تلاش بود که پرونده این قتل را غیرعمد جلوه دهد اما بی فایده بود و مهسا بعد از گذشت ۴ سال از این اتفاق اعدام شد
تهران خیابان ری پنجشنبه شب حدود ساعت۱۰:۴۵
کارگاه چوببری علی رضوی هنوز روشن بود همسایهها گفتند صدای جر و بحث کوتاهی از داخل شنیده شد و بعد سکوت
کمی بعد، پیکر علی جلوی در کارگاه پیدا شد زخم عمیقی در سینهاش بود و چاقوی خونی کنار بدن افتاده بود
ماموران پلیس به سرعت صحنه را بررسی کردند
تنها رد قابل توجه، جای کفشی بود که به سمت پشتکوچه میرفت
دوربین مغازه بقالی همان کوچه، زنی با مانتوی تیره را نشان میداد که چند دقیقه قبل از قتل وارد کوچه شده بود
سه نفر به عنوان مظنون معرفی شدند:
حمید: کارگر کارگاه _ که آخرین بار عصر قربانی را دیده بود
مینا: خواهر قربانی _ که بر سر ارث با او اختلاف داشت
مهسا (@Fallen Star): کارمند سابق کارگاه _ که چند ماه قبل به خاطر مسائل مالی اخراج شده بود
بازجویی ها:
حمید گفت: «من ساعت شش از کارگاه رفتم بعدش هم مستقیم رفتم خونه همسر و بچههام شاهدن» بررسی تصاویر دوربین مداربسته و تلفن و موقعیت او حرفش را تایید کرد
مینا گفت: «درسته با برادرم اختلاف داشتم اما اون شب خونه بودم حتی با دوستام تماس تلفنی داشتم» زمان تماسها همزمان با قتل بود
نوبت به مهسا رسید او در ابتدا گفت: «من خونه بودم تلویزیون میدیدم» اما بررسی موقعیت موبایلش نشان داد همان حوالی بوده وقتی پلیس اثر انگشت او را روی چاقوی صحنه جرم نشان داد چهرهاش تغییر کرد
در بازجویی بعدی مهسا سکوت طولانی کرد بعد با صدای آرام گفت:
«علی حقوق منو نمیداد چند بار خواهش کردم، چند بار دعوا کردم اون شب رفتم که پولم رو بگیرم. شروع کرد به تمسخر گفت حتی اگه ده سال دنبالم بیای چیزی بهت نمیدم عصبانی شدم چاقو رو برداشتم نمیدونم چی شد فقط میخواستم بترسونمش»
پرونده به دادگاه کیفری شماره یک تهران ارسال شد
قاضی پس از بررسی پرونده و اظهارات شاهدان پرونده را قتل عمد تشخیص داد
وکیل مدافع در تلاش بود که پرونده این قتل را غیرعمد جلوه دهد اما بی فایده بود و مهسا بعد از گذشت ۴ سال از این اتفاق اعدام شد








