- ارسالها
- 602
- امتیاز
- 12,583
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- سمنان
- سال فارغ التحصیلی
- 1402
- دانشگاه
- علامه طباطبایی
- رشته دانشگاه
- روانشناسی
دیروز کتاب سینوهه رو برداشتم و شروع کردم به خوندنش
(وقتی ۸ سالگی ام که با مامانم رفته بودیم بیرون و مامانم گفت برا تولد بابام بگیریمش خیلی خندیدم و هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی بخونمش )
خیلی جالب بود کتابش
و در کنار جالبی و زیباییش من همش یه دستم جلوی دهنم بود تا از چیزای وحشتناک کتاب و زندگی (نسبتا) کثیفی که مردم باستان(۳۵۰۰ سال پیش) داشتن حالم بد نشه و عذر میخوام*بالا نیارم
خب چیکار کنم
وقتی نوشته (طبیب هاشون)دست مجروح جنگی رو میکندن و باقی مونده دستش رو تو روغن داغ قرار میدادن :-s توقع دارین مثل قبل به زندگی ام ادامه بدم ؟
یک ماه پیش هم دبیرمون یه کتاب به من هدیه داد . معروفه اما من نخونده بودمش 《آفتاب در حجاب》
تا صفحه دوم همه چی خوب بودا
اما از صفحه سومش زدم زیر گریه و تا اخر کتاب کلشو گریه کردم . فکر میکنم از اون موقع یکم ادم شدم
(وقتی ۸ سالگی ام که با مامانم رفته بودیم بیرون و مامانم گفت برا تولد بابام بگیریمش خیلی خندیدم و هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی بخونمش )
خیلی جالب بود کتابش
و در کنار جالبی و زیباییش من همش یه دستم جلوی دهنم بود تا از چیزای وحشتناک کتاب و زندگی (نسبتا) کثیفی که مردم باستان(۳۵۰۰ سال پیش) داشتن حالم بد نشه و عذر میخوام*بالا نیارم
خب چیکار کنم
وقتی نوشته (طبیب هاشون)دست مجروح جنگی رو میکندن و باقی مونده دستش رو تو روغن داغ قرار میدادن :-s توقع دارین مثل قبل به زندگی ام ادامه بدم ؟
یک ماه پیش هم دبیرمون یه کتاب به من هدیه داد . معروفه اما من نخونده بودمش 《آفتاب در حجاب》
تا صفحه دوم همه چی خوب بودا
اما از صفحه سومش زدم زیر گریه و تا اخر کتاب کلشو گریه کردم . فکر میکنم از اون موقع یکم ادم شدم











