• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
همه سهم من از عشق تو غم بود ولی
دوست دارم که تو را شاد ببینم ای دوست
سلمان هراتی
 
یک لحظه داغم می‌کشی یک دم به باغم می‌کشی
پیش چراغم می‌کشی تا وا شود چشمان من
نمی‌خواهم که از خوبان شکایت بر زبان رانم
همان بهتر نپرسد هیچ‌کس حال خرابم را
 
الا یا ایها الساقی ادر کاثا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
اگر جنگیده بودم دست‌کم حسرت نمی‌خوردم
ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم
 
اگر جنگیده بودم دست‌کم حسرت نمی‌خوردم
ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم
ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم
جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: 001
Back
بالا