• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
میـــتوان در سـن کـــم مـانند یک انســان پیر
قامتی خم؛ دست لرزان؛ درد بسیاری کشید..
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 
دل فروشی میکنی گویا گمان کردی که باز
با غرورم می‌خرم آن را در این بازار نه
شهریار
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
(شک دارم درست گفته باشم:‌))
 
Back
بالا