• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و اهلی من قبلة العذارا
 
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
 
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شب
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: MOKA
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
یارم چو‌قدح بدست گیرد بازار بتان شکست گیرد
هرکس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که دست گیرد
 
تا عهد تو در بستم، عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد، نقص همه پیمان ها
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
Back
بالا