• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود
دیشب تو را به ما سر مهر و وفا نبود
آن گرمی و محبت و شور و صفا نبود
(بچه تو خسته نشدی؟)
 
در دیاری که درو نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیوفتد به کسی کار کسی
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
 
دوستی کِی آخر آمد؟ دوست‌دار‌ان را چه شد؟
خون چکید از شاخِ گل، بادِ بهار‌ان را چه شد؟
 
دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آرزوی خویش
دل به جان آمد ز وحشت دل شکاران را چه شد؟
زاهدان سنگدل بستند اگر کشتی به خشک
همت دریا رکاب میگساران را چه شد؟
 
  • لایک
امتیازات: .e.
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
در خرابات مغان ساغر مستانه زدند
می رنگین به خم عشق که بد مالامال
دوره کرده قدح و جام به پیمانه زدند
 
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح الهبوا یا ایها السکارا
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
انا المسموم ما عندی بتریاق ولاراقی
ادرکاسنا ونا ولها الا یا ایها الساقی
 
  • لایک
امتیازات: f.hn
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
تجلی عشق در دل‌های شیدا است
توسن خیال در دشت محبت می‌تازد.
تسکین دل‌ها در یاد توست، جانا!
 
Back
بالا