- ارسالها
- 228
- امتیاز
- 3,758
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- شهرکرد
- سال فارغ التحصیلی
- 1398
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستدوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
حافظ
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستدوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
حافظ
ده روز مهر گردون افسانه است و افسونتا توانی می گریز از یار بد
یار بد بدتر بود از مار بد
دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوسیار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می اید ...
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر مادی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمیکند
دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمیکند
حافظ
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
شب فراق نداند که تا سحر چند استتا نگريد طفلک حلوا فروش
ديگ بخشايش كجا آيد به جوش
مولانا
دیروز تو بودی و من کهنه سوارتا کی ای دلبــر
دلِ من بـار تنهایی کشد؟
ترسم از تنهایی،
احوالم به رسوایی کشد!
"سعدی"
دوست نباشد به حقیقت که اوروزکی چندی سخن کوتاه کرد *** مرد بقال از ندامت آه کرد
ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدیدوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
سعدی
یک شب آتش در نیستانی فتادای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی
وز کار بدت هیچ پشیمان نشدی
سوفی و فقیه و زاهد و دانشمند
این جمله شدی ولی مسلمان نشدی
در نعل سمند او شکل مه نو پیدایک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
مجذوب تبریزی
تا مادرتان گفت که من بچه بزادمدر نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالای صنوبر پست
