• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من به خود می‌گویم:
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟
مصدق
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع
گرچه دربانی میخانه فراوان کردم

حافظ
 
یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
چشم بینا جان آگاه و دل بیدار ده
هی فلانی زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی‌خواهی
مهدی اخوان ثالث
 
یا رب تو آشنا را محلت ده و سلامت *** چندان که بازبیند دیدار آشنا را
 
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی ست
گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ میفروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست
دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی میدانم
پرده ام بی جان است
خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهی ست

سهراب
 
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی ست
گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ میفروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست
دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی میدانم
پرده ام بی جان است
خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهی ست

سهراب
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو ،این چه نگاه کردن است ؟
 
آیینه چون نقش تو بنمود راست
خودشکن آیینه شکستن خطاست
 
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی

هوشنگ ابتهاج
 
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی

هوشنگ ابتهاج
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

مولانا
 
درد دندان دارم و دردم نمی داند کسی
داور دادار داند درد دندان مرا
 
از آن لب کز در صدآفرین است
نصیب بیدلان دشنام کردند

عراقی
 
آخرین ویرایش:
دلا دوشم دلا دوشم دلادوش
به حق گنبد سبز سیه پوش
 
Back
بالا