• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب امدی
سنگ دل ، این زودتر میخواستی حالا چرا
 
یارا قدحی پر از کن از ان داروی مستی
تا از سر صوفی برود علت هستی
 
یک جام شراب صد دل و دین ارزد

یک جرعهٔ می مملکت چین ارزد

(خیام)
 
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟
 
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
 
یک روز ز بند عالم آزاد نیم

یک دمزدن از وجود خود شاد نیم

(خیام)
 
یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد
 
ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
 
دردیست به جانم ولی نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی
 
پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم
مگو آزادخواهی شد ، که من زندانی دهرم
 
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست
شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید
 
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
(تاثیر نهایی ادبیات)
 
Back
بالا