• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
به غیر آنکه دل و دانشم بشد از دست
دگر بگو که ز عشقت چه طرف بربستم
 
خیلی مشکله، بیا بیرون ازون دنیای خوشگلت
این دفعه فکتو خرد میکنم اگه بدی فردای خوبی رو مژده بهم
من ازین انتظار، ازین انتظار افتضاح
ازین آدمای توخالی پر سر و صدا
حالم بهم می خوره

-بهرام
 
می‌گویند برایت خواب‌های خوشی را آرزومندیم.
خواب زیبا به چه کارمان می‌آید؟
وقتی ما گرفتار بیداری دردناکی هستیم

#محمود_درویش
 
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می‌دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگی‌ست
گفت: زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم ارمنی‌ست

-پروین اعتصامی
 
نسیم نیست، نه. بیم است. بیمِ دار شدن
که لرزه می فکند بر تن سپیداران

-حسین منزوی
 
مرا در آغوش گیر که شاید فردایی نباشد...
 
بشنو ای جلاد!
می‌رسد آخر
روز دیگرگون
روز کیفر
روز کین خواهی
روز بار آوردنِ این شوره زار خون

زیر این باران خونین
سبز خواهد گشت بذر کین
وین کویر خشک
بارور خواهد شد از گلهای نفرین

ابتهاج
 
از اینجا مهربانی پر گرفته است
زمین هم شکل خاکستر گرفته است
به قول ذهن دلگیر فروغم
جهان را قهر شب، در بر گرفته است

کاش از شاخه سرسبز حیات
گل اندوه مرا می‌چیدی
کاش در شعر من این مایه عمر
شعله‌ی راز مرا می‌دیدی

_فروغ فرخزاد
 
ارغوان می‌بینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند
مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجره‌ی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟

_ابتهاج
 
+چه اتفاقی میفته؟

-تو میبازی. اما من همه چیزمو روت شرط میبندم.

+مگه تو همیشه طرف برنده رو نمیگیری؟

-چیزی نیست. من که به هر حال تو این زندگی به فنا رفتم؛ حتی اگه همه چیزمو شرط ببندم بازم چیز زیادی نیست.
 
Back
بالا