• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
میگه که... احترام از یه شیطان یه فرشته میسازه و از یه فرشته یه شیطان...البته که شیطان هم اگه بهش احترام بزاری خودش یه فرشتس :)
 
کاش باران بودم و غم پنجره را می‌شستم
و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده
از سر عشق ندا می‌د‌‌ادم:
پاک کن پنجره از دلتنگی که هوا دلخواه است
گوش کن باران را که پیامی دارد
دست از غم بردار زندگی کوتاه است
باز کن پنجره را روز نو در راه است
 
کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از ندای درونی میکند، باید ناگفته بماند؛
همین که آن را بر زبان بیاوری و از آن لاف بزنی، بیهوده جلوه میکند و پست و بی مقدار می شود.

ایتالو کالوینو
 
پس چرا قشنگ زدن به ریشه
چرا حال من خوش نی اوضاع قشنگترم که میشه
جونو ما کندیم و اون ..مشنگ برنده میشه
اصن انگاری دیگه این بدن بدن نمیشه (منتظر انبوهی از دیسلایک ها هستم) :)
 
چه کسی میداند؟
که تو در پیله ی تنهایی خود، تنهایی؟
چه کسی می داند؟
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی...
ازصداي گذر آب چنان فهمیدم: تندتر ازآب روان، عمرگران میگذرد.
زندگی را نفسی، ارزش غم خوردن نيست !
آرزویم این است آنقدر سير بخندی كه ندانی غم چيست
 
بلدم شعر دو چشمت بسرایم به دمی
معنی واژه ی دل بردن و بستن بلدی؟

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت
پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟
 
دیدی دلشوره هام بیجا نبودن
چقد خالیه جات اینجا پهلو من
دیدی صورت من چقد شکسته
جه بغضای غریبی تو گلومن
دیدی قلب منو جر داده اینو دوری
دیدی اشکای قلمبه به این شوری
دیدی دیگه فقط کابوسه میمونی
دیدی بی من یه بی ناموس موزونی
دیدی از هر چی ترسیدی سرت اومد
دیدی پر شده عکسای بدت اونقد
که عادی شدی واسه بقال سرکوچت
دیدی؟ هان؟؟!!
 
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
 
هرگز به کمال نمی‌رسد
اما هرگز هم متوقف نمی‌شود.
 
نمیتونی بگی عوض شد نسبت به تو رفتارم
از دور و بر و اطرافیات بپرس دربارم

وقتی من پات وایسادم منم بدون حق دارم
ولی کسی پای من واینستاد به جز شلوارم
 
Back
بالا