- ارسالها
- 2,604
- امتیاز
- 23,629
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- قیدار
- سال فارغ التحصیلی
- 1399
اصلا مگه نیازی به اینکه ضرورت عقلانی داشته باشه هست؟نه ضرورت عقلانی داره نه تجربی!
پ.ن: بهتر نیست تو یکیش بحث کنیم؟ آدم قاطی میکنه

اصلا مگه نیازی به اینکه ضرورت عقلانی داشته باشه هست؟نه ضرورت عقلانی داره نه تجربی!


اره.ببینید درباره فرض ها باید چیزیو بگم:اصلا مگه نیازی به اینکه ضرورت عقلانی داشته باشه هست؟
پ.ن: بهتر نیست تو یکیش بحث کنیم؟ آدم قاطی میکنه![]()
چرا باید دلیل بیارم؟ آخه مسئله اینه که اینم جزو اصول منطقهاره.ببینید درباره فرض ها باید چیزیو بگم:
شما باید برای فرض ها دلیل بیارید.مگر فرضهای بدیهی،یعنی چیزایی که پر واضحن.
اما شما نه تنها دلیلی برای فرضتون ارائه نکردید،بلکه حتی فرضی بدیهی هم نیست.
پس ضرورتی برای فرضتون وجود نداره.



من مبگم جهان فردا نابود میشه.شما میپرسید چرا؟ من میگم همینجوری! قبول میکنید؟چرا باید دلیل بیارم؟ آخه مسئله اینه که اینم جزو اصول منطقه
و من هنوز قبولش نکردم :)
در ضمن.جدا از این تاپیک.من لزومی برای ضرورت داشتن برای همه چیز نمیبینم![]()
من نه قبول می کنم و نه رد میکنم.صرفا هیچ نظری نمیتونم بدم.من مبگم جهان فردا نابود میشه.شما میپرسید چرا؟ من میگم همینجوری! قبول میکنید؟
چرا؟

افرین! باید "دلیل" بیارم تا قبول شه! این واقعیتی کاملا واضحه!مصث من نه قبول می کنم و نه رد میکنم.صرفا هیچ نظری نمیتونم بدم.
چون هنوز به درستیش مطمئن نیستیم!خب من گذاشتم تو برنامم.ممنون :)ی پیشنهاد به درد بخور!
برای اینکه از کفه کف مشکلت حل شه برو کتاب " شناخت" شهید مطهری رو بخون.

بعضی مسایل اونقد ابتدایین که موقع بیانشون اگ از لغات درست استفاده نکنی کاملا به گمراهه میری. مسئله اصلی اینه که تو ذهنت یه مفهومی به اسم "درست" رو در نظر گرفتی و فکر میکنی که باید وجود خارجی داشته باشه.1-اصلا چرا باید با استدلال یه مطلبی رو قبول کرد؟
2-نمیشه گفت تنها راه برای پذیرش اعتقادات استدلاله.استدلال صرفا چیزیه که "ما" قبولش داریم.شاید درست نباشه!
3-استدلال همچنین معیاری برای رد اعتقادات هم نیستچون هنوز به درستیش مطمئن نیستیم!

شما معیار دیگه ای داری؟1-اصلا چرا باید با استدلال یه مطلبی رو قبول کرد؟
2-نمیشه گفت تنها راه برای پذیرش اعتقادات استدلاله.استدلال صرفا چیزیه که "ما" قبولش داریم.شاید درست نباشه!
3-استدلال همچنین معیاری برای رد اعتقادات هم نیستچون هنوز به درستیش مطمئن نیستیم!

فلسفه اسلامی بر فرض های غلطی بنا سده.از جمله معروفتریناش که الان یادمه:اوه اوه!
شما حرف ی سری آدم بی سواد رو شنیدی که اینجوری فکر می کنی راجبش!
با احساسات و تعصب هم نگاه نکن!
منم نگفتم نباید آشنا شد
"اتفاقا" باید همه جورشو بلد باشه ی آدم ولی اول کار نره سراغ کتابایی که نویسنده هاش معلوم نیست چند چندن با خودشون وافکار آدمو به پوچی میل میدن.
من میگم که "انسان" نمیتونه معیار درستی داشته باشه.حتی نمی تونیم معیار هارو مقایسه کنیم! به هیچ وجه نمیشه گفت استدلال بهتر از فحش دادنه!شما معیار دیگه ای داری؟
استفاده از استدلال،به حدی بدیهیه که نمیشه ثابتش کرد! مثل قوانین اقلیدس!
thomasyoung : اتفاقا باید با همه فلسفه ها اشنا شد،نه فلاسفه داغون اسلامی که پایه های فلسفشون شدیدا زیر سواله!
من اینطور برداشت کردم که فلسفه غرب رو تنها فلسفه درست ندونیم. و فکر میکنم که شما فقط به فلسفه غرب باور دارید! بهتره فلسفه شرق و غرب کنار هم باشن(صرف نظر از تناقض هایی که دارن)نود درصدشو قبول دارمبعضی مسایل اونقد ابتدایین که موقع بیانشون اگ از لغات درست استفاده نکنی کاملا به گمراهه میری. مسئله اصلی اینه که تو ذهنت یه مفهومی به اسم "درست" رو در نظر گرفتی و فکر میکنی که باید وجود خارجی داشته باشه.
درست ینی چی ؟ فرض کن که دو نفر میرن تو اتاق و یکیشون کوررنگی داره. رو پرده اویزون تو اون اتاق یه سری رنگ نمایش داده میشه ( که رندومه و هیچ کس خارج از اتاق نمیدونه چی هستن ) و اون دو نفر نظرای متفاوتی درباره اون رنگ ها میدن. میتونی بگی کدومشون کوررنگی داره ؟ ( بدون این که وارد اتاق شی )
جواب درست نه هست. در حقیقت کسی کور رنگی نداره و صرفا دو برداشت متفاوت از یک اتفاق هست. ذهن اون فرد فلان فرکانس رو یک جور تفسیر میکنه، ذهن اون یکی همون فرکانس رو یک جور دیگه تفسیر میکنه. هیچ کدوم از این تفسیرها مطلقا درست نیستن. هر تفسیر و نگاه تو محدوده دید هر فرد معتبره.
حالا سوال این ک کدومشون دارن رنگ درست رو اعلام میکنن سوال بی معنییه، چون معیاری خارج از ذهن ادم ها برای تشخیص رنگ نداریم و سوال درست اینه : "از نظر فلان شخص کدومشون رنگ رو درست اعلام میکنن "
امیدوارم منظورمو خوب رسونده باشم
ولی اولا که ما مطمئن نیستیم که "حتی یک نفر" جواب درستو داده باشه.و ثانیا اگه جواب ها مفهوم یکسانی رو برسونه چی؟ مثلا یکی بگه سیاه و یکی بگه مشکی! و ثالثا اینکه بازم اینجا یه نوع تقلیدی عمل میکنیم.کسی که کوررنگی داره از نظر "ما" اشتباه میکنه/ولی من میگم ما نمیتونیم بگیم درسته یا نه.یا ما اشتباه میکنیم،یا اون، یا هردو! و ما مطلقا نمیتونیم بگیم کی درست فکر میکنه!
ببخشید اگه توضیحام کوتاهن،راستش یکم عجله درم.]
یعنی شما انقدر با منطق اسلام و اسلام آشنایین؟
چرا فقط تیتر میگین ؟
رئالیسم تو هنرم هست
یکم توضیح بدین!
شما داری میگی منطق ارسطویی! منطق اسلامی هرچی که ارسطو میگرو قبول داره؟
شما که اینو میگید یکم توضیح بدید . ممنون :)

چرا نمیشه؟!من میگم که "انسان" نمیتونه معیار درستی داشته باشه.حتی نمی تونیم معیار هارو مقایسه کنیم! به هیچ وجه نمیشه گفت استدلال بهتر از فحش دادنه!
چرا فکر میکنی بدیهیه؟ به نظر من به هیچ وجه بدیهی نیست.صرفا میراثی از اجدادمونه. اصلا فرض کنیم که بدیهیه! ما مطلقا مجاز به این نیستیم که بگیم چون بدیهیه پس درسته و نیازی به اثباتش نیست!
در ضمن: همه قبول دارن که قوانین اقلیدس چیزای درستین.ولی بر چه اساسی؟ غیر از اینه که چون نتونستیم مثال نقض پیدا کنیم قبولشون داریم؟
فلاسفه داغون اسلامی؟ بر چه اساسی این حرفو میزنی؟
منظور ایشون این نبود که فقط فلسفه اسلامی بخونیدمن اینطور برداشت کردم که فلسفه غرب رو تنها فلسفه درست ندونیم. و فکر میکنم که شما فقط به فلسفه غرب باور دارید! بهتره فلسفه شرق و غرب کنار هم باشن(صرف نظر از تناقض هایی که دارن)
نود درصدشو قبول دارمولی اولا که ما مطمئن نیستیم که "حتی یک نفر" جواب درستو داده باشه.و ثانیا اگه جواب ها مفهوم یکسانی رو برسونه چی؟ مثلا یکی بگه سیاه و یکی بگه مشکی! و ثالثا اینکه بازم اینجا یه نوع تقلیدی عمل میکنیم.کسی که کوررنگی داره از نظر "ما" اشتباه میکنه/ولی من میگم ما نمیتونیم بگیم درسته یا نه.یا ما اشتباه میکنیم،یا اون، یا هردو! و ما مطلقا نمیتونیم بگیم کی درست فکر میکنه!
یعنی میگی چون "مجبوریم و معیار دیگه ای نداریم" اینطوری فکر می کنیم؟
این که فرقا رو بگی خیلی فرق داره با اینکه مقایسه خوبی و بدی رو کنی :)چرا نمیشه؟!
یعنی فرقی بین اژدها و سگ وجود نداره؟! :/
شما حتی خودتونم استدلالو قبول دارید! چون به دنبال دلیل استدلال اوردنید و بارها پرسیدید "چرا؟"
خیر؛ این قضایا ضرورتی منطقی دارن.
فلسفه شرق فلسفه ای غیر علمیه.
این موضوع در برخی موارد خیلی استثنا صدق میکنه.



ما با "استدلال" پی به وجود یا تخیلی بودن سگ و اژدها میبریم.این که فرقا رو بگی خیلی فرق داره با اینکه مقایسه خوبی و بدی رو کنی :)
من فقط چون مجبورم از استدلال استفاده می کنم.
میشه وقتی جواب میدی بگی منظورت کدوم حرفمه؟
علمی بودن صرفا نمیتونه دلیل بر درست بودن باشه :) به همون دلایلی که تو 5 صفحه اخیر بحثش کردیم :)
کدوم موضوع؟![]()
بازم حرفای تکراری شد کهما با "استدلال" پی به وجود یا تخیلی بودن سگ و اژدها میبریم.
راهی غیر از استدلال برای تشخیص درست و نادرستی یک چیز نیست! ما با استدلال به این خوبی جهانو توضیح دادیم پس الکی نیست که بگید کشکه!اتفاقا میتونه! علم جهان بیرونو با موفقیت توصیف کرد اما فلسفه اسلامی فقط در تخیلات سیر کرد!
اینکه نشه واقعیت و برداشتو تشخیص داد.مثل همون مثال کوررنگی.


خب چرا درست و غلط مطلق وجود داره ؟ دلیلت چیه ؟فکر کنم مشکل ما آدما همینه برای اینکه خودمم خیلی درگیرشم!
ما با استفاده از ذهن محدودمون نمی تونیم شاخص ثابتی رو پیدا کنیم برای تشخیص درست و غلط مطلق و تهش به این میرسیم که درست و غلط نداریم و همه چیز بستگی داره به اینکه چجوری میبینیم! در صورتی که اینطور نیست و درست و غلط هست و تعریف میشه.
:)
مسئله سر اینه ک جواب درست معنی نداره. هر کی ی جوابی میده و میتونه طبق مجموعه عقایدش درست یا غلط باشه ولی جواب هیچ کس درست نیست. جواب هر کس تو نگاه خودش درسته نه به صورت مطلقمن میگم که "انسان" نمیتونه معیار درستی داشته باشه.حتی نمی تونیم معیار هارو مقایسه کنیم! به هیچ وجه نمیشه گفت استدلال بهتر از فحش دادنه!
چرا فکر میکنی بدیهیه؟ به نظر من به هیچ وجه بدیهی نیست.صرفا میراثی از اجدادمونه. اصلا فرض کنیم که بدیهیه! ما مطلقا مجاز به این نیستیم که بگیم چون بدیهیه پس درسته و نیازی به اثباتش نیست!
در ضمن: همه قبول دارن که قوانین اقلیدس چیزای درستین.ولی بر چه اساسی؟ غیر از اینه که چون نتونستیم مثال نقض پیدا کنیم قبولشون داریم؟
فلاسفه داغون اسلامی؟ بر چه اساسی این حرفو میزنی؟
منظور ایشون این نبود که فقط فلسفه اسلامی بخونیدمن اینطور برداشت کردم که فلسفه غرب رو تنها فلسفه درست ندونیم. و فکر میکنم که شما فقط به فلسفه غرب باور دارید! بهتره فلسفه شرق و غرب کنار هم باشن(صرف نظر از تناقض هایی که دارن)
نود درصدشو قبول دارمولی اولا که ما مطمئن نیستیم که "حتی یک نفر" جواب درستو داده باشه.و ثانیا اگه جواب ها مفهوم یکسانی رو برسونه چی؟ مثلا یکی بگه سیاه و یکی بگه مشکی! و ثالثا اینکه بازم اینجا یه نوع تقلیدی عمل میکنیم.کسی که کوررنگی داره از نظر "ما" اشتباه میکنه/ولی من میگم ما نمیتونیم بگیم درسته یا نه.یا ما اشتباه میکنیم،یا اون، یا هردو! و ما مطلقا نمیتونیم بگیم کی درست فکر میکنه!
یعنی میگی چون "مجبوریم و معیار دیگه ای نداریم" اینطوری فکر می کنیم؟
به هر حال دلیل نمیشه که درست و غلط وجود نداشته باشن.یه مثال خیلی ساده میزنم(فعلا فرض می کنم که ما از صحت بعضی چیزا مطمئنیم):مسئله سر اینه ک جواب درست معنی نداره. هر کی ی جوابی میده و میتونه طبق مجموعه عقایدش درست یا غلط باشه ولی جواب هیچ کس درست نیست. جواب هر کس تو نگاه خودش درسته نه به صورت مطلق



خب تو از کجا میدونی ک حقیقت اینه ک اسم تو حامده.به هر حال دلیل نمیشه که درست و غلط وجود نداشته باشن.یه مثال خیلی ساده میزنم(فعلا فرض می کنم که ما از صحت بعضی چیزا مطمئنیم):
اسم من حامده.اسم مستعارم غضنفره.تمام مردم منو به نام غضنفر میشناسن.همه هم فکر میکنن که درست فکر می کنن.ولی حقیقت چیه؟ چیزی که فقط من میدونم.یعنی من حامدم.
این قضیه هم که درست و غلط مطلق وجود داره یا نه میشه گفت یه چیز تقریبا بدیهیه.
البته شایدم وجود نداره و من فکر می کنم وجود داره
ارسطو: من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ چیز نمیدانم.
پ.ن: البته شاید منظورش یه چیز دیگس ولی شما فرض کنید منظورش اینیه که من میگم![]()
