• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزهٔ جادوی تو بود
بود چشمت یکی جادو، چه جادو؟ جادوی کافر
چه کافر؟ کافر رهزن، چه رهزن؟ رهزن ایمان
 
تو کافردل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
(لطفا با ریتم خوانده شود)
 
بود چشمت یکی جادو، چه جادو؟ جادوی کافر
چه کافر؟ کافر رهزن، چه رهزن؟ رهزن ایمان
(نه وایسا این بهتره)
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
 
(نه وایسا این بهتره)
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
تیر قدى( كمان )کشی زهره رخى و مهوشی
جانت فدا كه بس خوشی جان و جهان كيستى؟
 
تیر قدى( كمان )کشی زهره رخى و مهوشی
جانت فدا كه بس خوشی جان و جهان كيستى؟
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
 
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را، که نظر به حال گدا کنی
 
تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را، که نظر به حال گدا کنی
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
 
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
صحرا، صحرا دویده ام سرگردان از پی تو
دریا، دریا گذشته ام بی‌سامان از پی تو
 
صحرا، صحرا دویده ام سرگردان از پی تو
دریا، دریا گذشته ام بی‌سامان از پی تو
دیگر گذشته، از سر و سامان من مپرس
من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام
 
Back
بالا