ili
شاید این قرن، یک قرن دلوزی باشد! قرنِ دلو
- ارسالها
- 855
- امتیاز
- 13,998
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
- دانشگاه
- حوزه علمیه قم
- رشته دانشگاه
- شیطان پرستیِ آنتوان لاوی(ص)
من مغالطه های رایج که در رابطه با این کیس هست، رو می نویسم. شما نظر خودتون رو بنویسید.
حقیقتش، امیدی ندارم که توی یک جامعه این شکلی که تا بیخ و بن زنستیزه، تغییر شگرفتی در ساختار های اجتماعی رخ بده؛ ولی کورسوی امیدی می گذارم برای دیگران.
پژمان جمشیدی یک آدم محبوب و شناخته شده است! این آدم هیچ وقت با آبروش بازی نمی کنه
این حرف گسلایت کردن هست،یعنی با این حرف ها راوی به خود و روایتش شک می کنه《آیا حافظه ام به درستی یاری می کنه؟》،《شاید اون لحظه راضی بودم؟》
قبل از این که کیس، حتی به دادگاه بره توی مرحله ی قبل گیر می کنه چون راوی باید در مقابل اعتبار و سرمایه ی اجتماعی فرد باایسته.
حالا تعریف سرمایه ی اجتماعی چیه؟(این متن رو از اینترنت گرفتم)
) به ضرر کمپانی ها یا پروژه های هنری تموم می شه( مخصوصا ایران که بعد از ۴۰۱ امثال پژمانجمشیدی توی تمام فیلم ها حضور داشتن)
ضمن این که استدلال هایی شبیه "چرا فردی با این همه آبرو و اعتبار باید چنین کاری کند؟" سلامت اخلاقی فرد رو با سرمایه اجتماعی/ مادی ش یکی می کنه!
قربانی سازی از متجاوز:
DARVO که می شه ترکیبی از Deny / Attack / Reverse Victiom and Offender
این می تونه حتی توی دادگاه هم به کار بره، به جای این که به روایت بپردازن، به این می پردازن که چقدر راوی صحت عقلی سالمی/ اعتبار اجتماعی پایینی داره!
《بی اعتبار کردن قربانی》
من سعی کردم خلاصه چیزهایی که فعلا به ذهنم می رسن، اگر تونستم کامل تر بعدا تکمیلش می کنم.
حقیقتش، امیدی ندارم که توی یک جامعه این شکلی که تا بیخ و بن زنستیزه، تغییر شگرفتی در ساختار های اجتماعی رخ بده؛ ولی کورسوی امیدی می گذارم برای دیگران.
پژمان جمشیدی یک آدم محبوب و شناخته شده است! این آدم هیچ وقت با آبروش بازی نمی کنه
این حرف گسلایت کردن هست،یعنی با این حرف ها راوی به خود و روایتش شک می کنه《آیا حافظه ام به درستی یاری می کنه؟》،《شاید اون لحظه راضی بودم؟》
قبل از این که کیس، حتی به دادگاه بره توی مرحله ی قبل گیر می کنه چون راوی باید در مقابل اعتبار و سرمایه ی اجتماعی فرد باایسته.
حالا تعریف سرمایه ی اجتماعی چیه؟(این متن رو از اینترنت گرفتم)
لازم به ذکره سرمایه ی اجتماعی فرد، می تونه تبدیل به سرمایه ی مادی بشه. مثلا وقتی دانشجوی محبوب و ورزشکار و پولدار به دانشجویی که تحت بورسیه ی دانشگاهه تعرض می کنه، دانشگاه می دونه با اخراج یا تعلیق کردن دانشجوی پولدار داره سرمایه های اجتماعی و مادی خودش تحت فشار می گذاره. یا کیس استادی بازیگر های محبوب مثلا( نه یکی مثل پژمان جمشیدیسرمایه اجتماعی به زبان ساده، یعنی ارزش و قدرتی که از شبکهی روابط و اعتماد ما با دیگران به دست میآید.
این سرمایه، پول یا مهارت شخصی شما نیست؛ بلکه ثروتی است که در روابط شما نهفته است. فکر کنید یک حساب بانکی نامرئی از اعتبار، اعتماد و ارتباطات دارید که در مواقع نیاز میتوانید از آن برداشت کنید.
این مفهوم سه جزء اصلی دارد:
۱. شبکهها (Networks)
این یعنی چه کسانی را میشناسید. خانواده، دوستان، همکاران، همسایگان، اعضای یک تیم ورزشی یا هر گروه دیگری که در آن عضو هستید. کمیت و کیفیت این روابط، اندازه شبکه شما را مشخص میکند.
۲. اعتماد (Trust)
این **چسبی است که شبکهها را به هم متصل نگه میدارد**. یعنی شما و اعضای شبکهتان به یکدیگر اعتماد دارید، روی حرف هم حساب میکنید و باور دارید که به هم آسیب نمیزنید. بدون اعتماد، شبکه فقط مجموعهای از آشنایان بیفایده است.
۳. هنجارهای عمل متقابل (Norms of Reciprocity)
این یک قانون نانوشته در شبکههای قوی است که میگوید: **"من امروز به تو کمک میکنم، چون میدانم تو هم در آینده به من کمک خواهی کرد."** این بدهبستان متقابل
(نه لزوماً مالی)، موتور محرک شبکههای اجتماعی است.
) به ضرر کمپانی ها یا پروژه های هنری تموم می شه( مخصوصا ایران که بعد از ۴۰۱ امثال پژمانجمشیدی توی تمام فیلم ها حضور داشتن)ضمن این که استدلال هایی شبیه "چرا فردی با این همه آبرو و اعتبار باید چنین کاری کند؟" سلامت اخلاقی فرد رو با سرمایه اجتماعی/ مادی ش یکی می کنه!
قربانی سازی از متجاوز:
DARVO که می شه ترکیبی از Deny / Attack / Reverse Victiom and Offender
این می تونه حتی توی دادگاه هم به کار بره، به جای این که به روایت بپردازن، به این می پردازن که چقدر راوی صحت عقلی سالمی/ اعتبار اجتماعی پایینی داره!
《بی اعتبار کردن قربانی》
من سعی کردم خلاصه چیزهایی که فعلا به ذهنم می رسن، اگر تونستم کامل تر بعدا تکمیلش می کنم.





