• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کی بریم پیش روان پزشک؟

ارسال‌ها
1,064
امتیاز
14,367
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین ۱
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1397
رشته دانشگاه
بیوتکنولوژی
کم و بیش از علائم بیماری های جسمی مطلع هستیم و میدونیم که در صورت مشاهده باید سریعا به پزشک مراجعه کنیم اما اغلب مراجعه به روان پزشک و روان شناس رو به شوخی و مسخره می‌گیرن و کی واقعا باید به روان پزشک مراجعه کرد؟
کی دیگه نمیشه با چند تا کتاب زرد یا نیمه زرد طی کرد؟
 
علائم افسردگی باز برای جامعه جا افتاده
×اینکه انگیزه برای انجام کار های گذشته رو نداری لذت قبل رو برات نداره نمیخوای از تخت خواب خارج بشی(اصلاحا میگن مشکل در انجام فعالیت عادی)
×احساس بی ارزشی داری از خودت متنفری
×احساس ضعف و نا امیدی داری
علائم کمتر بولد شده شامل:
×کمبود انرژی
×تغییر اشتها
×کمبود انرژی
علامت شدید:
×به طور مداوم فکر به مرگ و آسیب زدن به خود
شما ممکنه این علائم رو بلد باشی ولی با بروز اون ها به پزشک مراجعه نکنی و این قسمت اشتباه هست خیلی از این موارد با یک دوره دارو درمانی قابل حل هست و اشتبااه شما اینه که از خودت اینو دریغ می‌کنی و حالا هی تلاش می کنی روی این علائم غلبه کنی.
 
من تحصیلات مرتبط ندارم دیدگاه غیرتخصصی خودم رو میگم.

اولین قدم شما نباید برید پیش روانپزشک. باید به روانشناس مراجعه کنین و اون اگه صلاح دید شما رو به روانپزشک ارجاع میده.
یک باور اشتباه هم درباره روانشناسی وجود داره اونم اینه که وقتی مشکل روحی پیدا کردیم مثل دکتر میریم پیشش و اونم درمانمون میکنه و خوب میشیم.
در صورتی که روانشناس اینطوری کار نمیکنه. فقط مثل یه آینه خودمون رو به خودمون بازتاب میده و باعث میشه چیزایی که قبلا از دیدنشون غفلت کردیم رو بتونیم ببینیم یا به مسائل از یه زاویه جدیدی نگاه کنیم. روانشناسی باعث نمیشه چیزی «درست» یا «درمان» بشه بلکه باعث میشه بتونیم با درست نبودنشون بالغانه و سالم «کنار بیایم».

در رابطه با جواب سوالتون هم بنظرم همین که چنین سوالی به ذهن کسی برسه یعنی نیاز داره که با کسی صحبت کنه.
 
ام یه چیزی بگم از تجربه خودم. من خودم در برابر دارو گرفتن برای افسردگی و اضطراب خیلی گارد داشتم و می‌گفتم معتاد میشم(کلمه علمی بلد نیستم براش) و تا یه بازه طولانی ای هیچی مصرف نکردم و اون دوره کوتاهی که مصرف کردم هم خیلی دز پایینی بود. و خب در نتیجه در برابر مراجعه به روانپزشک هم گارد داشتم
این فکر من درسته؟ واقعا معتاد می‌شویم؟ یعنی می‌ارزه دارو گرفتن؟
 
ام یه چیزی بگم از تجربه خودم. من خودم در برابر دارو گرفتن برای افسردگی و اضطراب خیلی گارد داشتم و می‌گفتم معتاد میشم(کلمه علمی بلد نیستم براش) و تا یه بازه طولانی ای هیچی مصرف نکردم و اون دوره کوتاهی که مصرف کردم هم خیلی دز پایینی بود. و خب در نتیجه در برابر مراجعه به روانپزشک هم گارد داشتم
این فکر من درسته؟ واقعا معتاد می‌شویم؟ یعنی می‌ارزه دارو گرفتن؟
تجربه شخصی من به عنوان کسی که دارو دریافت می کردم معتاد کننده نبود و اروم آروم دوزش رو کم کردم تا پایان دوره. چیزی که بدنت برای سلامت بهش نیاز داره نمیتونه معتاد کننده باشه مثلا الان همه به غذا یا خواب معتاد هستند؟ اعتیاد به ایجاد نیاز غیر واقعی یا کاذب گفته میشه.
 
ام یه چیزی بگم از تجربه خودم. من خودم در برابر دارو گرفتن برای افسردگی و اضطراب خیلی گارد داشتم و می‌گفتم معتاد میشم(کلمه علمی بلد نیستم براش) و تا یه بازه طولانی ای هیچی مصرف نکردم و اون دوره کوتاهی که مصرف کردم هم خیلی دز پایینی بود. و خب در نتیجه در برابر مراجعه به روانپزشک هم گارد داشتم
این فکر من درسته؟ واقعا معتاد می‌شویم؟ یعنی می‌ارزه دارو گرفتن؟
بیشتر از اینکه نگران قرصی باشی که دکتر بهت داده نگران خود دکتر باش. دکترت رو با وسواس و دقت انتخاب کن. بعدش هرچی تجویز کرد همون رو پیش برو.
 
علائم دوقطبی

این بیماری کمتر شناخته شده و خیلی به غلط داره جا انداخته میشه
علائمش شامل
×چند شب بی خوابی بدون خستگی در روز در دوره شیدایی یا نیاز به خواب بیشتر در دوره افسردگی

×افکار غیر منطقی انگار با افکارتون در حال کشتی گرفتن هستید. دائما یک فکر غلط توی ذهنتون تاب میخوره و جواب ها انگار قانعش نمیکنن

×مشکل عدم تمرکز

×داشتن حس و حال خوب در سطح بسیار بالایی باشد این یکی یکم پیچیده اس (یه حالت سرمستی الکی خوش)

×اعتماد به نفس زیادی که می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های نادرست شود.

×تحریک پذیری عصبی و زیاد از حد حساس بودن
 
فکر میکنم الا که شرایط جنگی هست و طبیعتا هیچکس زندگی عادی خودش رو نداره فرصت درستی برای اینکه بفهمیم افسرده هستیم یا نه نیست
 
بیشتر از اینکه نگران قرصی باشی که دکتر بهت داده نگران خود دکتر باش. دکترت رو با وسواس و دقت انتخاب کن. بعدش هرچی تجویز کرد همون رو پیش برو.
چطور دکتر درستی رو انتخاب کنیم؟
 
توی این مورد قطعا پوریا بهتر می‌تونه نظر بده.
@پوریا
یکم موضوع روانپزشک موضوع پیچیده ایه
من برا ADHD خودم پیش یه بابایی رفتم که تریلی اسمشو نمیکشید. به من خیلی کمک کرد. بعد همون رو معرفی کردم به یک دوستم چنان برخورد بدی باش شد که هنوز هر از گاهی ازش عذرخواهی میکنم.
ولی به صورت خیلی کلی، دکتری که از دیگران شنیدید برای شما وقت میذاره و صحبتتون رو میشنوه به جای اینکه سریع نسخه شو بده، دکتری که هیئت علمی دانشگاه معتبری در کشور باشه میتونه گزینه ی خوبی باشه.
اما مهمتر از اون اینه که بدونید ممکنه دکتر انتخابی شما نهایتا دکتر خوبی نباشه و این نباید باعث بشه کورکورانه تا ابد اعتمادتون رو بش حفظ کنید. من اگر درست یادم باشه شما باید در اوردر زمانی سه الی شش ماه از شروع درمان تغییرات ملموس رو احساس کرده باشید(ولو اگر مشکلتون کاملا برطرف نشده باشه) در غیر این صورت فقط دارید زمان رو از دست میدین.
پس علاوه بر اینکه تحقیقات گسترده کنید برای انتخاب دکتر مناسب، از تعویض دکتر خود هم نترسید(و البته تند تند هم این کارو نکنید)

یه چیز دیگه ای که یادم اومد تو انتخاب روانپزشک ممکنه کمک کنه اینه که یکسری نهاد خوشنام رو پیدا کنید(مثلا کلینیک روان فلان) که هم تبلیغاتش و فیدبک ها در موردش خوبه. بعد از اونجا دنبال پزشک خودتون بگردید.
 
گفتم منم تجربه ی شخصیمو بگم
من از تابستون بعد دهم تا فروردین یازدهم برای کنترل استرسم دارو میخوردم و مطلقا هیچ عوارضی نداشت
مامانم به دکتر اصرار کرد که خوب شده قطع کنیم و قطع کردیم
نتیجه ی وحشتناکی داشت
کل بدنم به هم ریخته بود. کل تایم امتحان نهایی و بعدش جنگ 12 روزه من پریود بودم. یعنی فاکینگ 30روز
و در آخر نتیجه ی داغون امتحانات.
بعد از اون دوباره رفتم پیش روانپزشک و اینسری همون دارویی که عوارض نداشت، عوارض شدید داشتم
دندون قروچه! وقتی حواسم نبود یا خواب بودم دندونام رو محکم فشار میدادم. صبحا تا یک ساعت از درد فک و دندون هیچی نمیتونستم بخورم و دندونامم شروع کرد به خراب شدن
کندن پوست سر‍!
حالا اینسری برای عوارضش یه دارو دیگه هم میخورم
خواهشا نسبت به داروخوردن گارد نگیرید
و اجازه بدید دکتر تصمیم بگیره
 
فکر میکنم الا که شرایط جنگی هست و طبیعتا هیچکس زندگی عادی خودش رو نداره فرصت درستی برای اینکه بفهمیم افسرده هستیم یا نه نیست
افسردگی با ناراحتی ناشی از جنگ و تخریب و ویرانی پیش آمده یا نگرانی از مرگ خودمون و عزیزانمون و پیش آمد ها دیگه جنگ متفاوت هست و البته میتونه تشدید کننده هم باشه یعنی درصد افسردگی بالاتر ببره و اتفاقا اهمیت داره که شما حالت روحیتون رو جدی بگیرین و حداقل با یه فردی که میدونی میشه باهاش صحبت کرد و تسکین دهنده هستند گفتگو کنید یا اگر همچین فرد در کنار شما نیست از مشاوره روان شناسی استفاده کنید. در نهایت اون روانشناس ماهر باید تشخیص بده شما فقط جنگ زده هستین یا حالت های روحی افسردگی رو هم دارین.
 
  • لایک
امتیازات: DAMUS
یه نکته مهم بنظرم اینه که انتخاب روان پزشک هم درست باشه
یه تجربه که یکی از نزدیکان داشتن این بود که فرد افسردگی شدید داشت و میخواست خودش رو راحت کنه وقتی به روان پزشک این موضوع رو میگه روان پزشک میگه:نه بهت نمیخوره این کار رو انجام بدی:/

برای تشخیص افسردگی یا وسواس میشه از نقشه مغز استفاده کرد بعد شاید برای روند درمان بجز دارو نیاز باشه نوروفیدبک هم انجام بدین
 
یه چیزی که شاید مرتبط باشه به تاپیک هم اینه که مقاومت در برابر درمان دارویی رو کنار بذاریم. اغلب این باور وجود داره که روان‌درمانی درمان اصلیه بعد دارودرمانی. در صورتی که در اختلالات روان در صورتی که فرد کرایتریا اون‌ها رو پر کنه دقیقا برعکسه. دارودرمانی خط اصلی درمان هست و در کنار اون روش‌هایی مثل CBT پیشنهاد میشه.
 
واقعا دارودرمانی>>>
 
در طوفان، تلاش برای ساختن کشتی بی معناست...
این روزا دسترسی به متخصص خیلی آسون تر شده، میتونین مجازی ویزیت بشین، تراپی برین و کمی در خاورمیانه بهتر تاب بیارین اینو هم بدونین که آدم ضعیفی نیستید با کمک گرفتن از دیگران بلکه‌ شما عاشق زندگی هستین.
به پزشکتون اعتماد کنین، دوره درمان دارو رو طی کنید و همزمان با روانپزشک تراپی هم برین پیش روانشناس حرفه ایی که البته کم پيدا میشه اما بهترین متخصص در زمان بحران در دسترس ترین اونه نه بهترین. خط 1480 رایگان سازمان بهزیستی هم خیلی میتونه کمک کنه اگه دسترسی ندارید (نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه با روانشناس میتونید صحبت کنید بیشتر هم امکانش هست که باید قطع کنید و داخلی روانشناس رو مجدد بگیرید).
انجمن روانشناسی ایران هم این روزا ویزیت رایگان روانپزشک و روانشناس رو فراهم کرده که میتونید استفاده کنید. سایتشون
https://clinic.iranpa.org/
 
یکی از اساتید روانپزشکی به طنز و کنایه میگفت به نظرم تو آب لوله کشی همه مردم ایران باید SSRI بریزن ( داروهای مهارکننده باز جذب سروتونین../..همون داروهای ضد افسردگی ضد اضطراب)...اعتقادش این بود که زندگی تو ایران بدون مصرف داروهای ضد افسردگی و اضطراب امکان پذیر نیست...

حالا کلیاتش که شوخی بود ولی تاحدی حقیقت تلخی هم توش هست...

در مورد نگرانی برای اعتیاد داروها هم بگم که اکثرا پروتکل مصرف و قطع مشخص دارند و اعتیاد اور نیست....در کل برای کسی که طبق تشخیص پزشک مصرف دارو لازمه،کفه مصرف کردنش به شدت به شدت به شدت سنگیتر از کفه عوارض هست...
 
بیشتر از اینکه نگران قرصی باشی که دکتر بهت داده نگران خود دکتر باش. دکترت رو با وسواس و دقت انتخاب کن. بعدش هرچی تجویز کرد همون رو پیش برو.
ام یه چیزی بگم از تجربه خودم. من خودم در برابر دارو گرفتن برای افسردگی و اضطراب خیلی گارد داشتم و می‌گفتم معتاد میشم(کلمه علمی بلد نیستم براش) و تا یه بازه طولانی ای هیچی مصرف نکردم و اون دوره کوتاهی که مصرف کردم هم خیلی دز پایینی بود. و خب در نتیجه در برابر مراجعه به روانپزشک هم گارد داشتم
این فکر من درسته؟ واقعا معتاد می‌شویم؟ یعنی می‌ارزه دارو گرفتن؟
کاملا با مهدی موافقم، تجربه ای که من از مصرف دارو داشتم با مراجعه به روان پزشک نابلد فقط حالم بدتر شد، به حدی وحشتناک شد که من نمیتونستم از تختم بلند شم و احساس می کردم تنها چیزی که منو به زندگی وصل میکنه این قرصه‌ست. خودم قرصا رو قطع کردم(که بله، نباید یهو دوز رو قطع می‌کردم)ولی باور کن حالم خیلی بهتر شد. بعدش رفتم پیش یه روانپزشک دیگه و کلا گفت نباید اون دارو رو مصرف میکردم.
به هر حال پیشنهاد من اینه تا جایی که می‌تونی خودت به خودت کمک کن، خودت رو دوست داشته باش فقط با همین قاعده میتونی خودتو نجات بدی، اگه خیلی اوضاع وحشتناک شد برو مشاور(تازه باید خیلی شانس بیاری مشاوره بافکر باشه)، بعد روانشناس، در درجه ی آخر روانپزشک.
و یادت نره تا زمانی که خودت تغییری رو نخوای صورت نمیگیره.
 
Back
بالا