حدیثو
Freak
- ارسالها
- 880
- امتیاز
- 21,844
- نام مرکز سمپاد
- -
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- -0
هرگز حدیث (وجود) حاضر غایب شنیده ایتا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
«شیخ بهایی»
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
سعدی
هرگز حدیث (وجود) حاضر غایب شنیده ایتا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
«شیخ بهایی»


ما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعداز این همه چشم انتظاریم
شهریار

دو چيز انده از دل به بيرون بردما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟
به جفا سازد و صد جور برای تو کشد؟
دی بنواخت یار من بنده غم رسیده رادو چيز انده از دل به بيرون برد
رخ دوست و اواز مرد خرد

اب روى از براى نان حرامدی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را
هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را
جوش نمود نوش را نور فزود دیده را
مولوی
دور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرماب روى از براى نان حرام
به تكين و طغان نخواهد داد

ديگ سود اميز مپز به كاسه سردور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرم
مجنونم و یک شاعرِ دیوانه ی دل شاد
دستم به جدایی برسد، رحم ندارم
بد شد گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد
شهریار
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند...ديگ سود اميز مپز به كاسه سر
كاين سيه كاسه نان نخواهد داد

يا ببايد ساخت با محنت به هر حالى كه هستدیگران چون بروند از نظر از دل بروند...
تو چنان در دل من رفته چو جان در بدنی...
مولانا
دیوانه تر از خویش کسی می جستميا ببايد ساخت با محنت به هر حالى كه هست
يا از اين سر منزل محنت قدم بايد كشيد
در اين دنيا كسی بی غم نباشددیوانه تر از خویش کسی می جستم
دستم بگرفتند و .... به دستم دادند
سعدی***
در دیاری که در او نیست کسی یار کسیدر اين دنيا كسی بی غم نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد
خاقانی
یک جــــــــهان از غمِ پنهانِ دلم آگاهنددر دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

یک نگاه توام از نقد دو عالم بس بودمیان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی تو میمیرم تبسم کردی و رفتی
نوشتم بی تو غمگینم نوشتم بی تو افسرده
مرا با این صفتها هم تجسم کردی و رفتی
من باشم و وی باشد و می باشد و نییک نگاه توام از نقد دو عالم بس بود
یک نظر دیدم و تاوان دو عالم دادم...!
یا رب نظری بر من سرگردان کنمن باشم و وی باشد و می باشد و نی
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
من گه لب وی بوسم وی گه لب می
من مست ز وی باشم و وی مست ز می

