سمپادیا 88

نویسنده : مطهری و بذرکار
سال 87 سالی بود که خیلی ها اومدن توی فروم که از بین اونها بعضی ها اینجا فعال موندن و به رشد سایت کمک کردن. این تاپیک نگاهش به آیندست! یعنی ما می خوایم بدونیم توی این سالی که داره

بیشتر بخوانید
اسفند هاي دلگير

مي رسد بهار
تو كمي نفس بكش
من هميشه عاشق تو ، و گل تو بوده ام

بیشتر بخوانید
آفرين آفرينش…

نگاهباني،گراميداشت طبيعت و زيست بوم،جامعه اي آرام،آزاد و شاد،در گذر هزاران سال همواره براي ايرانيان وظيفه اي بزرگ و مقدس دانسته ميشده است.بسياري از آيينها ،جشنهاي ايراني و رقصهاي فولكور گذشته از باورهاي ديني و اساطيري از پديده هاي طبيعت برخاسته و از آن الهام

بیشتر بخوانید
در – بَند

او
دنیا که شروع شد، زنجیر نداشت، خدا دنیای بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت، شیطان کمک ش کرد.
دل، زنجیر شد، زن، زنجیر شد. دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه ی زنجیری!
خدا دنیا را بی زنجیر

بیشتر بخوانید
پسرک ، توپ و دنیا

پسرک کفشهای کتونی اش را پایش می کند. ( کتونی ها کمی گلی ، فرسوده شده و مناسب برای فوتبال خیابانی )

توپ چل تیکه اش را می زند زیر بغل و با شور در خانه را باز می کند. ( توپ چل

بیشتر بخوانید
پشت دیوار بلند سن

کارگردان,
پشت دیوار بلند سن نشسته
                                       می دهد فرمان
یک یک آدم ها
با سفارش های او در صفحه ی خاطر
با اشارت های دستانش
                                     به روی صحنه می آیند
 می گویند ,می خندند
پاره ای دست گروهی را
                                     با زنجیر می بندند
 آنکه

بیشتر بخوانید