موسسه حامی

موسسه غیر دولتی، غیر انتفاعی و غیر سیاسی حامی از ابتدای سال تحصیلی ۱۳۸۸ فعالیت های خود را در دبیرستان علامه حلی ۱ آغاز نمود.
این موسسه که توسط فارغ التحصیلان و دانش آموزان دبیرستان تاسیس شده و اداره میشود، مهم ترین هدف خود را فعالیت های فرهنگی  دانسته و اصلی ترین عرصه فعالیت های خود را فعالیت های خیریه ای قرار داده است.

لوگوی حامی
فعالیت­های انجام شده :
1. برگزاری بازارچه­ خیریه اول
2. جمع­ آوری کمک­های هفتگی دانش ­آموزان
3. تشکیل گروه ­های دانش ­آموزی تولید محصولات فروشی، دیداری- شنیداری و فضای مجازی سایت

طرح­ های آینده
1. طرح آیه های تمدن :
دراین طرح عده­ای از دانش­ آموزان دوره راهنمایی از مدارس محروم سطح شهر گزیده شده و به آن­ها طی دوره­ هایی دروس راهنمایی تدریس می­شود.
2. طرح جامع همیاری :
دراین طرح از طریق فضای مجازی ارتباط گسترده­ای بین تمام خیران برقرار می­شود تا هر کس بتواند از توانایی­ های دیگران برخوردار شده و از توانایی­ های خود برای تعامل با دیگران استفاده کند.
3. طرح حامی هنر جویان :
دراین طرح نوشته ­ها و به طور کلی فعالیت­ های هنری دانش­ آموزان جمع ­آوری و سپس در معرض عموم به نمایش و یا فروش گذاشته می­شود.

طرح­ های دیگر:
1. برگزاری اردوهای جهادی، امام علی(ع)، بازدید از خانه­ی سالمندان و دیگر موسسات خیریه
2. جمع­ آوری کمک­های هفتگی خیران
3. پخش صندوق ­های خانگی

برای اطلاعات بیشتر می توانید از طریق رایانامه (ایمیل)  و وبگاه (سایت) زیر با این موسسه در ارتباط باشید.
www.Hamihelli.ir
info@hamihelli.ir

اختراع دوباره چرخ!

لابد شما هم شنیده اید که «انجام فلان کار اختراع دوباره چرخ است»! حالا چرخ را واقعا دوباره اختراع کردن هنری است که هر کسی ندارد!

سال 2001 خبری پخش شد از تلاش یک مرد استرالیایی برای ثبت اختراع چرخ.

Keogh, who is a freelance patent lawyer himself, says that he applied for the patent in order to test this new class of new patents. He says that innovation patents are not examined in detail by the Australian patent office.

تلاش جالبی است! ولی حتما با شکست مواجه می شود! این پیش بینی همه از این ماجرا بود. چند وقتی از این قضیه خبری نشد تا اواخر سال در مراسم ig noble که در هشتمین روز از ماه اکتبر سال 2001 جوایز یازدهمین دوره خود را به تحقیقاتی می دهد که «اول مردم را می خندانند بعد به فکر فرو می برند». در این مراسم جایزه بخش تکنولوژی به طور مشترک به اداره ثبت اختراعات استرالیا و همان آقای Keogh برای ثبت نهایی اختراع چرخ اهدا شد!

TECHNOLOGY
Awarded jointly to John Keogh of Hawthorn, Victoria, Australia, for patenting the wheel in the year 2001, and to the Australian Patent Office for granting him Innovation Patent #2001100012.

بله! این اختراع رسما به مدت 3 ماه ثبت شد! (روی لینک آخر کلیک کنید تا سند ثبت این اختراع را از وبگاه اداره مربوطه بگیرید!) البته چون آقای Keogh هدفش صرفا آزمایش سیستم جدید ثبت اختراع الکترونیکی بوده دنبال کار را نگرفته! وگرنه الان باید مینوشتیم:

The Wheel (c) 2001-2021 John Keogh

شمایی از اختراع آقای Keogh:

The Invention of

سمینار 26 علامه حلی

به میمنت و مبارکی، بیست‌و ششمین سمینار دبیرستان علامه حلی‌ هم آغاز شد! توی مراسم افتتاحیه که خیلی طبق برنامه آغاز شد و به پایان رسید، رییس سمپاد هم با هیئت همراه + چندتا دوربین مزاحم صدا و سیما هم بودن!

سمینار حلی‌ رو همه میشناسن، اولین سمینار پژوهشی تاریخ سمپاد، که تا امسال ادامه داشته و به دورهٔ ۲۶ رسیده. امسال سمینار یه مقداری با سمینارهای قبلی‌ فرق داشت، به خاطر قضیهٔ انحلال سمپاد و… سمینار امسال برای ما خیلی‌ مهم بود، چون همه به نوعی این سمینار رو سمبل سمپاد میدونن. به خاطر همین، هم بچه‌ها هم مسوولای مدرسه برای عالی‌ برگزار شدن این سمینار تلاش کردن. امسال برای اولین بار قراره چندتا مدرسه از خارج کشور هم برای بازدید از سمینار بیان! برای اولین بار تیزر سمینار از تلویزیون پخش شد، تعداد پروژه‌ها خیلی‌ بیشتر از سالهای قبل شده بود، واقعا کادر خیلی‌ خوبی‌ هم جمع شده بودن تا بهترین سمینار تاریخ حلی‌ (شایدم سمپاد، خدا رو چه دیدی؟!) رو بسازن. همهٔ کارهای برگزار کردن سمینار به عهدهٔ بچه‌های پایهٔ دوم هست، مثل فرزانگان (البته اونا از علامه حلی‌ تقلید کردن، مدرکش هم اینه که سمینار ما یک دوره بیشتر از کارگاه فرزانگان برگزار شده، تازه چند سال هم سمینار به علت مشکلات جوی برگزار نشد)، و تقریبا سوما هیچ نقشی‌ ندارن! اما اولا همیشه پروژه‌های خوبی‌ ارائه می‌کنن (جدی نگیرید، خواستم تحویلشون بگیرم). اهمیت سمینار تو علامه حلی‌ به قدری زیاده که بچه‌ها از کلاساشون میزنن تا بتونن روی پروژه‌هاشون بیشتر کار کنن (مثلا خود من، تو ۲هفتهٔ قبل سمینار فقط ۸ زنگ سر کلاس رفتم! تا شب هم مدرسه بودم، بعضی‌ شبها هم که مدرسه خوابیدیم، البته چون من تو کادر اجرائی سمینار بودم تونستم انقدر بپیچونم وگرنه مدرسه که هرج مرج نیست که)! تو این سمینار استعدادهای خیلی‌ از بچه‌ها کشف می‌شه، مثلا یه عده از بچه‌ها نشون دادن می‌تونن مهندس ساختمان بشن! چون یه حوض خیلی‌ قشنگ وسط حیاط درست کردن! یه عده دیگه هم تو رشتهٔ شستشو تخصص داشتن! خیلی‌ تمیز تونستن برزنتهای حیاط رو بشورن! یه گروه دیگه هم تو رنگکاری مهارت داشتن، تونستن ۱۰۰۰تا یونولیت رو تو ۲روز اسپری بزنن! خلاصه هر کسی‌ در حد وسعش کمک کرد به سمینار. نکتهٔ جالب دیگه هم این بود که عین مسابقه‌های فوتبال سمینار امسال اسپانسر داره! سمینار مثل اکثر دوره‌های قبل آخر سال برگزار می‌شه (از ۲۰ تا ۲۴ اسفند)، روزهای ۵شنبه و جمعه هم روز‌های بازدید عمومی‌ هست، هر کسی‌ خواست بیاد قدمش سر چشم بچه محلها! اگه متن اشکال داشت (که حتما داره)، به بزرگی‌ خودتون ببخشید، چون ساعت ۴ صبح تو مدرسه نوشته شده!

[این عکس ها قبل از افتتاح سمینار گرفته شدن، عکس های جدید در پست بعدی]

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 1

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 2

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم3

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 4

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 5

تلاش شبانه روزی برای احداث حوض ـ شیفت شب

اینم اثرات کار زیاد و خستگی مفرط!

اینم تیم خبره اسپری زنی!

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

گرافیتی ای که به مناسبت سمینار روی دیوار پیاده شد

حوض با اعمال شاقه! 1

حوض با اعمال شاقه! 2

حوض با اعمال شاقه! 3

… و یونولیت ها بریده میشوند 1

… و یونولیت ها بریده میشوند 2

… و یونولیت ها بریده میشوند 3

شستشو… 1

شستشو… 2

شستشو… 3

شستشو… 4

شستشو… 5

هوگر 88

سلام بر تمام سمپادی ها

هفته های اخر اسفند هفته های همایش هاست/

امسال هم قرعه همایش مرکز اموزشی شهید سلطانی کرج به نام ما سال سومی ها افتاد/

چهارمین همایش دستاوردهای علمی پژوهشی مرکز اموزشی شهید سلطانی کرج

هوگر 88

نام مرتفع ترین کوه اساطیری ایران

امسال هوگر 88 در بیش از 15 زمینه و با حضور 293 نفر در حوزه علمی و اجرایی برگزار میشه.و این افتخاری برای تیم اجرایی که از 830 نفر مدرسه 300 نفر تو این مجموعه فعالیت میکنن/.

تمام عکس های تیم اجرای با دوربین G10 cannon  که 14.7 مگا پیکسل گرفته شده و نمیتونم تو فرصت کوتاه از همایش عکس بزارم اما از پوستر یک عکسی گذاشتم/.

خلاصه از همه شما عزیزان سمپادی دعوت میکنم از این همایش دیدن کنید/.

و از تمامی کسانی که همایش 87 رو دیدن میخوام انتقاد ها و ایده هاشون رو ارائه بدن،مخصوصا فرزانگان کرج که فکر کنم کل همایش پارسال حفظ شدن :ق

 هوگر

 

شما پلوتو را جا انداخته‌اید!

امروز داشتم از سر بیکاری و بی حوصلگی بعد از امتحان stumble می‌کردم به این مطلب در ضمینه‌ی نجوم برخوردم! نامه هایی است از طرف بچه‌های کلاس‌های اول دوم و سوم دبستان های آمریکا در مورد ماجراهای پلوتو و سیاره بودن یا نبودن اون.

نامه اول نظر من رو جلب کرد. تقریبا همه‌ی نامه ها خیلی جالب بودند. پیشنهاد ‌می‌کنم حتما همه‌شان را بخوانید!

این نامه  مربوط می‌شوند به قبل از تصمیم رسمی در این مورد. سال ۲۰۰۰ موزه علوم طبیعی آمریکا بخش یک بخش جدید شامل مدل سیارات و زمین و … افتتاح می‌کند ولی در میان آنها خبری از مدل پلوتو نیست. Will هفت ساله متوجه این موضوع می‌شود و در نامه ای سعی می‌کند به مسئولین موزه توضیح دهدکه پلوتو چه شکلی است!

متن نامه از این قرار است:

نامه ی اول روی اول

نامه ی Will Galmot درباره گم شدن پلوتو. روی اول

موزه‌تاریخ طبیعی عزیز!

شما پلوتو را جا انداخته اید. لطفا یک مدل از آن تهیه کنید. پلوتو این شکلی است.

پلوتو یک سیاره است

دوستدار شما

Will Galmot

لطفا صفحه را بگردانید

و در روی دوم یک نقاشی از پلوتو می‌بینیم:

نامه اول روی دوم

روی دوم نامه‌ی Will

یک نقاشی از پلوتو

۲۵ مارچ ۲۰۰۰

توسط

Will Galmot

من ۷ ساله ام!

Justice، عدالت

این متن نقدی است به مطالب وبلاگ جسد زنده تحت عنوان  تبعیض در خدمت عدالت: (حتما قبل از خواندن مطالب زیر این پست وبلاگ جسد زنده را بخوانید)

در ابتدا مثالی آوردید که برایم جالب بود و گفتید عدالت حتی فراتر از مساوات است؟ فراتر از آن را نمی دانم چیست ولی در حد همان مساوات هم به نکته مهمش توجه نکردید. مساوات در بین چه کسانی؟ مثال زدید که حضرت امیر در توزیع بیت المال به تازه‌مسلمان‌ها همان‌قدر از بیت‌المال می‌پرداخت که به صحابه‌ی کبار رسول‌الله. اما نکته مهمی را در آن نادیده انگاشتید؟ شرایط بهره مند شدن آنها از بیت المال آن بود که مسلمان باشند، چراکه آن بیت المال حکومت مسلمین بوده است. پس آنها به واسطه مزیتی که نسبت به دیگران داشتند از بیت المال بهره مند شدند. در مثال دیگر هم آوردید: “طبق نص صریح قرآن هم زانی و هم زانیه باید «به طور مساوی» صد ضربه شلاق بخورند!” بلی! اما شاهدی هم که در اثبات آن فعل شهادت داد هم باید 100 ضربه شلاق بخورد؟ مشخصا خیر چون از عدل به دور است. آن دو به واسطه مزیت منفی که برای خود ایجاد کردند موستوجب “حد” بوده اند. این قانون طبیعی و عقلانی بشری است که هر کس به سبب مزیت ها و معایبش پاداش گرفته و جزا می بیند، اما به تناسب آن. پس این مقدم شما از دید بنده کمی مشکل منطقی دارد. حال بپردازیم به تالی…

————–

نتیجه گیری های شما نیز اصولا مطلق است: آیا همه سمپادی ها مغرورند و بی منطق؟ ایا به واسطه پاسخ بی منطق بعضی از این دوستان به نقد شما باید آنها را با توجه به ذهنیت قبلی خود بی منطق بنامیم؟؟ نمیشود این “هویت کاذب” که می گویید را به همه و یا حتی اکثر سمپادی ها نسبت داد.

شما به گروه بندی اشخاص اشاره کردید که مثلا: “اولین سؤالی که از دوستان جدید در دانشگاه می‌پرسند این است: سمپادی هستی؟ و الخ”. ایا به نظر شما این آسیب است؟ انسان بخواهد یا نخواهد در گروه زندگی می کند و بالطبع نسبت به گروهی که عضو آن بوده و یا هست توجه بیشتری نشان می دهد و به همین سبب است که وقتی با شخصی که از همان گروه برخواسته است احساس نزدیکی بیشتری کند تا دیگران. این جزء طبیعت انسان است. همانطور که اگر شما یکی از اقوام را در دانشگاه ببینید به او احساس نزدیکتری می کنید تا شخصی دیگر. شاید بگویید همه ما ایرانی هستیم و یکسان. آری! اما نه تنها در ایران بلکه در همه جوامع بشری گروههای کوچکتر هستند که کشور را تشکیل می دهند و هدف همه شان اعتلای آن کشور است. اما زمانی هم میهن بودن نمود کامل تری پیدا می کند که شما به عنوان فردی را در فرانسه ببینید که هموطن شماست و طبیعتا به او نزدیکی بیشتری دارید تا شخصی از برزیل.

————-

دیگر اینکه اعتراض داشتید به قشر بندی آموزش و پرورش :

“چه چیزی استعداد را مشخص میکند؟ آیا آزمونی در انتهای دوران پنج ساله‌ی دبستان؟ یا سوم راهنمایی؟ …”

استعداد چیزی است که هنوز راه دقیقی برای شناسایی آن شناخته نشده و متاسفانه به سبب بافت وارونه اجتماعی ما استعدادها تنها باید به مهندسی و یا پزشکی منتهی شوند، که این خود جای نقد بسیار دارد اما می دانیم که بدون ساختن بنیان ها اجتماعی مناسب نمی توان انتظار داشت که اگر مثلا آشپزی هم وارد این مدارس شود و جامعه برای رساندن فرزندانش به آنجا باز هم تلاش داشته باشد.

اما اینکه آیا می توان استعداد را با امتحان شناسایی کرد نکته ایست بسیار جالب! قبلا هم گفته ام، متاسفانه بشر راه بهتری برای آن نمی شناسد که با آن بتواند خود را بسنجد! شاید روزی آن ابزار هم بدست آمد ولی تا آن زمان آیا باید روند زندگی را متوقف کرد؟ تنها صحبت از این نابرابری کافی نیست، مسئله فراتر از این است چراکه هم در کنکور و هم در آزمون ورودی تیزهوشان تنها راه موجود همین است و تنها کاری که می توان کرد تدریجی کردن این امتحانات متمرکز است که نتیجه بهتری بدهد، در غیر این صورت باید آنقد منتظر بمانیم تا آفتاب دولتمان بدمد و روش نوینی یافت شود.

———-

در جای دیگر گفتید: “آیا توجه به سمپاد و نخبگان صوری پرورش‌یافته در آن باید ما را از توجه به مدارس دولتی غافل کند؟ در قسمت پیشین بحث به «هویت کاذب نخبه‌گان» پرداختیم که یکی از نتایج مستقیم آن این است که دغدغه فارغ التحصیلان سمپاد به جای «آموزش و پرورش»، «سمپاد» است؛ البته اگر دغدغه‌ی پول اجازه بدهد.”

این دغدغه پول اولا فقط در سمپادی ها نیست و به علت اینکه بیشتر شکل طعنه دارد تا نقد، از آن می گذرم. اما در مورد مدارس دولتی باید متذکر شوم دلایل مشکلات مدارس دولتی به قرار زیر است:

1- عدم برنامه ریزی مناسب آموزش و پرورش یا بهتر است بگوییم عدم اجرای برنامه های مسکوت مانده سیستم آموزشی.

2- عدم تخصیص بودجه مناسب و کافی

3- عدم توانایی کافی معلمان که ریشه در ضعف مالی آنها و همچنین شیوه های نادرست گزینش و آموزش معلمین است.

حال گمان می کنید تقصیر سمپاد و سمپادی ها و یا حتی وجود آنهاست که این مصائب را برای آموزش و پرورش به بار آورده؟ علت موفقیت بالاتر سمپادی ها توجه درون سازمانی آنها به موارد فوق و رفع پاره ای از آنان است که البته بخش سوم چندان در توانایی سازمان “سمپاد” نمی باشد، چراکه اینان همان دبیران اموزش و پرورشند و نمی توان کاری در این جهت طبق قوانین موجود انجام داد.

پس برای مدارس دولتی، آموزش و پرورش است که باید به فکر باشد، نه سمپاد! سمپاد کارهایی که باید انجام شود با درایت خویش و در محدوده خویش می کند ( بخوانید می کرد) و نمی توان گفت وجود سمپاد باعث این مصائب است.

همچنین دغدغه سمپادی ها بسیار فراتر از “سمپاد” است اما به دلیل اینکه کسی حرفشان را نمی شنود و در برنامه ریزی و اجراییات نقشی عمده ندارند زمانی که کار به انحلال سمپاد که نهادی بارور و علمی است می رسد عصبیت بر آنها غلبه کرده و اینگونه موضع می گیرند که این تک نهال علمی حیطه آموزش دبیرستان و راهنمایی را حفظ کنند.

——-

گفتید: “«خود ویژه ‌پنداری» برای نوجوانی در سنین بلوغ، در حالت عادی وجود دارد [به علت نفس بلوغ] اما این‌که او در محیطی رشد کند که این عارضه تشدید شود و خود را از هم سن و سالان و همسایگان و دوستان و اقوام برتر ببیند، خطر بسیار عظیمی دارد.”

خود القای نخبگی غرور نمی آورد اما وقتی این نوجوان می بیند که هم استعدا بالاتری نسبت به بسیاری دارد و هم نتایج بهتری نسبت به انان می گیرد، لاجرم باید خود را برتر ببیند! نکند انتظار دارید خود را پایین تر ببیند؟! واقعیتی است که باید بپذیرد و عموما به آن بسنده نکرده و از این برتری برای خدمت به ایران و جهان استفاده می کنند که نمونه هایش در همان مقاله اقای امیرخانی دیده می شود.

آری خطر عظیمی است اما نکته مهم این است که وقتی این استعداد ها به بلوغ فکری در سنین بالا تر می رسند و عقب ماندگی کشورشان را می بینند متوجه می شوند که این برتری ذهنی کافی نیست و باید تلاش کرد و به فکر اعتلا بود. این روحیه برتری حویی در زمان خود می تواند بسیار مفید هم باشد/.