• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

انگیزه ندارم! چکار کنم؟

inspiration

کاربر فعال
ارسال‌ها
41
امتیاز
116
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین2
شهر
اصفهان
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

یه چیزی بگم؟ منم اصلا انگیزه ندارم، یه استرسی دارم ولی اصلا سازنده نیست.خیلی سرزنشم میکنن ولی من واقعا حس درس خوندنم نمیاد :( میترسم از روزی که بیاد و بگم کاش زمان برمیگشت.کسایی که فکر میکنن ممکنه انرژی منفی بگیرن نخونن ولی من واقعا چیکار کنم که جوگیر بشم درس بخونم؟؟ :((
 

robo94

عــلــــی (مهندس سابق)
ارسال‌ها
783
امتیاز
1,705
نام مرکز سمپاد
دبيرستان شهيد اژه اى
شهر
اصفهان/تهران
سال فارغ التحصیلی
91
دانشگاه
تـــهـــران (دانشکده فنـے )
رشته دانشگاه
مهندسی بــرق
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

نتيجش جلو چشته بيا به من نگاه كن! ... بدترين جمله اى كه يه كنكورى ميتونه بگه همينه "حس درس نمياد!" بعد همه ميگن برو 3-4 روز درس نخون حسش مياد اما باور كن حسشم بياد زودى ميره چون خودتى كه دارى ميگى اينو .. خيليا هستن كه از سال سوم مثه سگ درس ميخوندن بعدشم تو دانشگاه همونطورين پس اونا چطورى حس درس دارن؟ كمتر از اونايى؟.. من باختم و بريدم و باور كردم كمتر از اونام و اين باعث شد كه حتى كمتر از اونايى بشم كه به گرد پامم نميرسيدن .. بسته به خوندن آدم، آدم ميتونه تعيين كنه كه تو كنكور مثلا قطعا زير 200 ميشه حتى اگه شب كنكورم خوابش نبره و استرس داشته باشه مثه يكى از دوستاى من كه اگه خوابش برده بود 2رقمى ميشد اما نشد ولى خب ميگم با اين كه بد داده اما بازم رتبش بد نشده چون خودشو گارانتى كرد! - تو هم بايد بتونى خودتو گارانتى كنى... اگه پيشت بودم تا ميديدم ميگى حس درس نيست محكم ميخوابوندم تو گوشت كه سال ديگه همين موقع مثه من از آسمون و زمين تو گوشى نخورى (شرمندم شايد بدت بياد ولى باور كن واقعيته)

پ.ن : من دیشب با موبایل بودم نمیدونستم دخترین اگه میدونستم نمیزدم تو گوشتون : دی
 

ali jahangiri

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,079
امتیاز
8,420
نام مرکز سمپاد
شهید قدوسی
شهر
قم
مدال المپیاد
طلای المپیاد دانشجویی -مکانیک
دانشگاه
شریف
رشته دانشگاه
مکانیک
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از inspiration :
یه چیزی بگم؟ منم اصلا انگیزه ندارم، یه استرسی دارم ولی اصلا سازنده نیست.خیلی سرزنشم میکنن ولی من واقعا حس درس خوندنم نمیاد :( میترسم از روزی که بیاد و بگم کاش زمان برمیگشت.کسایی که فکر میکنن ممکنه انرژی منفی بگیرن نخونن ولی من واقعا چیکار کنم که جوگیر بشم درس بخونم؟؟ :((
یه کاری بکن
هر روز ربع ساعت یا ده دقیقه به ساعت مطالعت اضافه کن.
تا اینکه به حد ٍ دل خاه برٍ3
فقط جوگیر نشو!
 

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

آقا منم از اون دسته آدماییم که حسه درسم نمیاد. یعنی میشینم بخونم واقعا خوابم میبره. ولی یک کاری که کردم خیلی کمک بزرگی بود بهم این بود که پارتای درس خوندنم رو زمانش رو کم کردم اما تعداد رو بیشتر کردم. الان نیم ساعت درس میخونم. یک مقدار استراحت, بعد نیم ساعت دیگه. اینطوری میشینم میخونم. البته درسته نمیتونم روزی مثلا بیشتر از 5 ساعت بخونم (رکوردم 4 ساعته :)) ) اما خوب حداقل باعث میشه بخونم. اگه همینکار رو نکنم روزی دو ساعت بیشتر نمیخونم.
اگرم مسائل جانبی جلو درس خوندنت رو میگیره (مثه من کامپیوتر و نت یا تلویزیون مثلا یا موبایلت یا هر چی ) برو یک کتابخونه که کمی از خونتون دوره ثبت نام کن. من قبل ماه رمضون عصرا میرفتم کتابخونه. واقعا خوب بود. چون کامپیوتری نبود که جلو درس خوندنم رو بگیره. میتونی مثلا موبایلتم نبری. بعد اگه یک کتابخونه ای بری که یک مقداری شلوغم باشه جو درس خوندن اونا هم میگیرت. یک بار امتحان کن.
 

inspiration

کاربر فعال
ارسال‌ها
41
امتیاز
116
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین2
شهر
اصفهان
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

دستتونم سنگینه هاااا درد گرفت!!! :))
من میدونم که اگه بخوام با این شیوه پیش برم دانشگاه ... هم قبول نمیشم ولی خب چه کنم که رودست سیب زمینی رو تو بیخیالی زدم :D
میدونم که بعدا پشیمون میشم ولی خب چیکار کنم انگیزه ندارم!! آقا مثلا طرف واسه رتبه 1 رقمی تلاش میکنه یا مثلا برق شریفو میخواد ولی من هنوووووووووز نمیدونم چی دوست دارم که براش تلاش کنم :((
هنوز مسئله کنکور برای من درونی نشده :(( ملت دارن خودشونو میکشن من اینجا نشستم میگم انگیزه ندارم، حسش نیست.لعنت به من :((
(خود درگیری تا کجا آخه؟؟!!)
 

n.r

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
704
امتیاز
3,527
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
علوم پزشکی تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از inspiration :
دستتونم سنگینه هاااا درد گرفت!!! :))
من میدونم که اگه بخوام با این شیوه پیش برم دانشگاه ... هم قبول نمیشم ولی خب چه کنم که رودست سیب زمینی رو تو بیخیالی زدم :D
میدونم که بعدا پشیمون میشم ولی خب چیکار کنم انگیزه ندارم!! آقا مثلا طرف واسه رتبه 1 رقمی تلاش میکنه یا مثلا برق شریفو میخواد ولی من هنوووووووووز نمیدونم چی دوست دارم که براش تلاش کنم :((
هنوز مسئله کنکور برای من درونی نشده :(( ملت دارن خودشونو میکشن من اینجا نشستم میگم انگیزه ندارم، حسش نیست.لعنت به من :((
(خود درگیری تا کجا آخه؟؟!!)
سردرگمی...
ببین شاید میترسی درست فک کنی چی میخوای. چون مثلا اگه بخوای منطقی فک کنی تو خودت توانایی اون رشته ای که میخوای رو نمیبینی. که اینم ناشی از خود کم بینیه(تو دخترا شایع تره :D)
یه چیز دیگه که باعث این میشه تنبلیه! سال کنکور سال سخت و وحشتناکی نیس. ولی باید واردش بشی تا متوجه بشی! اینکه بشینی بیرونه میدونو بگی انگیزه ندارم یکی بیاد انگیزه بده که نمیشه...سال کنکور مهمترین مشاور و همراه خودتی! هیشکی نمیتونه مجبورت کنه که درس بخونی اگه خودت نخوای. هدفت کنکور نیس؟ خب مشخص کن چیه!
یه کتاب رشته های دانشگاه هست به احتمال زیاد مشاورتون داره برو بگیر مطالعه کن ببین چی میخوای. یا تو اینترنت تحقیق کن. یا برو پیش مشاور تست بده ببین تو چه زمینه ای استعدادت بیشتره.
 

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

این مشکل هدف نداشتن رو من هم دارم :D

واقعا نمیدونم چی میخوام بخونم و چقد باید برای علاقم تلاش کنم چون علاقه ای ندارم
 

n.r

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
704
امتیاز
3,527
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
علوم پزشکی تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از BUG :
این مشکل هدف نداشتن رو من هم دارم :D

واقعا نمیدونم چی میخوام بخونم و چقد باید برای علاقم تلاش کنم چون علاقه ای ندارم
ببینم قبل سال کنکورم وقتی فک میکردین هیچ علاقه ای نداشتین؟؟؟
 
  • شروع کننده موضوع
  • #29

One Minute

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
352
امتیاز
571
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شـــــاهی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از "نیلوفر" :
ببینم قبل سال کنکورم وقتی فک میکردین هیچ علاقه ای نداشتین؟؟؟

منم مثل ایشونم :D

سالای قبل انگیزه زیاد بود ولی امسال اصلا هیچی !
 

n.r

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
704
امتیاز
3,527
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
علوم پزشکی تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از One Minute :
منم مثل ایشونم :D

سالای قبل انگیزه زیاد بود ولی امسال اصلا هیچی !
خیلی خب پس مشکل پیدا شد. سال قبل همه یه علاقه هایی داشتیم. ولی یهو اومدیم سال کنکور همش پرید! چرا؟ چون حوصله درس خوندن نداریم! تنبلیم! سخته! 4 تا آزمون دادیم اونی که میخواستیم نشده دپ زدیم. اینجا تا خودتون نخواین هرچقدرم بقیه تلاش کنن فایده نداره.
ببینین اگه واقعا نمیدونید واسه چه رشته ای میخواید بخونید خب برید تحقیق کنین. از 4 تا دانشجو بپرسین با مشاور مشورت کنین. الان واسه پیدا کردن انگیزه و هدف چیکار کردین؟؟؟
 

inspiration

کاربر فعال
ارسال‌ها
41
امتیاز
116
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین2
شهر
اصفهان
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

الان من واقعا سردرگمم ولی سالای قبل میدونستم که مثلا فیزیک کوانتوم و اینا رو دوست دارم ولی به خاطر همین خودکم بینی که میگید فکر میکنم که نمیتونم.
تنبلم که هستم و این 1-2 تا آزمونم که دادم بد شد خیلی اعصابمو ریخت به هم X-(
تازه به یه چیزی که خیلی علاقه دارم توی رشتم نیست(فلسفه دوست دارم :D ) و بعضی وقتا سوالایی که توی این زمینه ذهنمو مشغول میکنه باعث میشه یه چند وقتی بی خیال درس بشم.
بعد اینکه گفتید هدفت کنکور نیست مشخص کن چیه؟ حالا مثلا من مشخص کردم چه فایده ای داره وقتی که در نهایت راهم از کنکور میگذره؟ :-<
و اما در مورد راهایی که واسه پیدا کردن علاقم رفتم،در این مورد تلاش چندانی نکردم ولی تا همین جاشم فهمیدم که علاقه اصلیم توی رشتم نیست :|
 
  • لایک
امتیازات: ghezi

robo94

عــلــــی (مهندس سابق)
ارسال‌ها
783
امتیاز
1,705
نام مرکز سمپاد
دبيرستان شهيد اژه اى
شهر
اصفهان/تهران
سال فارغ التحصیلی
91
دانشگاه
تـــهـــران (دانشکده فنـے )
رشته دانشگاه
مهندسی بــرق
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از inspiration :
الان من واقعا سردرگمم ولی سالای قبل میدونستم که مثلا فیزیک کوانتوم و اینا رو دوست دارم ولی به خاطر همین خودکم بینی که میگید فکر میکنم که نمیتونم.
تنبلم که هستم و این 1-2 تا آزمونم که دادم بد شد خیلی اعصابمو ریخت به هم X-(
تازه به یه چیزی که خیلی علاقه دارم توی رشتم نیست(فلسفه دوست دارم :D ) و بعضی وقتا سوالایی که توی این زمینه ذهنمو مشغول میکنه باعث میشه یه چند وقتی بی خیال درس بشم.
بعد اینکه گفتید هدفت کنکور نیست مشخص کن چیه؟ حالا مثلا من مشخص کردم چه فایده ای داره وقتی که در نهایت راهم از کنکور میگذره؟ :-<
و اما در مورد راهایی که واسه پیدا کردن علاقم رفتم،در این مورد تلاش چندانی نکردم ولی تا همین جاشم فهمیدم که علاقه اصلیم توی رشتم نیست :|
(:|
الان دیگه سال پیش دانشگاهی هستی و دیگه نباید تامل کنی اینجا سر اینکه حالا اصن من چرا دارم ریاضی-فیزیک میخونم وقتی فلسفه دوس دارم .. چون اگر بخوای از اون تصمیم ها بگیری ریسکش بالاست از این نظر که مثلا اگه یهو ریاضی-فیزیک رو ول کنی بری سر فلسفه یه شوک اساسی به خودت و اطرافیانت وارد میکنی که اصلا" از لحاظ روحی به جایی میرسی که شاید افسرده بشی

خیلی وقتا هست که آدم توی یه راه داره میره و نمیدونه چیکار داره میکنه یا واسه چی میره کلی جون میکنه (روایت داریم (:| بانو سوسانو به یه جایی که رسیدند نعره زدن و به باباشون گفتن من نمیدونم چرا تا الان جنگیدم و اینا و بچه هام دپرسن و همین شر و ورا ... ولی مطمئننا" تو حرکت بوده و دائم تلاش میکرده تا شده ملکه ی گوگوریو :P .... صرفا مثال بود زیادم ربط نداشت ) اما مطمئننا" اگر سر جات وای سی تا مثلا فکر کنی که حالا چیکار کنم فرصتات میسوزن و زمان رو از دست میدی

اینکه بدونیم چرا و اینا هیشکی نمیدونه ... باور کن ... الان همه اینا که دارن میرن یا رفتن دانشگاه تو این فکران .... برم و مدرک و بگیرم و یه پارتی و یه جا کار بگیرم و پول و زن و زندگی یا حالا مجردی برم دنیا رو بگردم عشق و صفا (که چی بشه؟!) ..... برم اپلای کنم و خارج و ادامه تحصیل و اینا (بازم که چی بشه!؟) ..... برم ... که چی بشه؟! ^-^ ...... دیگه اوناشون که میخوان بگن ما فلانیم و هدف والا و معنویات و اینا رو میبینیم میگن آدم باید پیشرفت کنه و به سعادت برسه همین چیزا که بازم دقت کنی دارن شعار میدن و نمیدونن در واقع هدفشونو صرفا دارن یه z..ری میزنن

الان تو داری سر 18 سالگی میگی فکر می کنم به هیچ چی علاقه ندارم؟! .... حالا میخوای چیکار کنی؟! ..... ول کنی بری انسانی ؟ عمرا" این کارو بکنی الان ..چون وقتش نیست.. بهترین کار اینه که توی همین رشته ای که داری موفق باشی و یه دانشگاه درست و حسابی بری .... الان چاره ای نداری جز خوندن واسه کنکور چون هر کار دیگه بکنی فرصتت از دست رفته ... اگه بلند مدت نگاه کنی میبینی جوونی آدم تا 30 سالگیه (از لحاظ روحی رو هم باید دید) 12 یا 13 سال داری .... تو این کشور هم که ارزش آدما به دانشگاه و رشتست ;;) ... و اگه توی رشته درست و حسابی تحصیل کنی در آینده دستت باز تره واسه هر کاری که میخوای بکنی! ... ادامه تحصیل تو همون رشته، بری خارج، بری فلسفه، مزدوج بشی، و .... خب باید در هر زمینه ای میری بدونی که هر کار میخوای بکنی خودت باشی که تعیین کننده باشی نه اینکه زمان ها رو از دست داده باشی و اینقدر گزینه هات محدود باشن که بذاری روزگار واست تعیین کنه چیکار کنی دقیقا" مثه انتخاب رشته کنکور که رتبه های کمتر از 150 میبینی چقدر آزادن کلی گزینه دارن که چی چی برن کوجا برن ولی کم کم که رتبه میره بالا محدود میشی و باید قید رشته و دانشگاه رو بزنی منم منظورم اینه که جوری نباشه که مثلا 4 سال دیگه قید خارج رفتن رو بزنی یا حالا قید هر کاری که میخوای بکنی رو بزنی ... منظورم اینه که هر کاری که میخوای بکنی واست امکانش باشه ... الان فهمیدی؟ :-"

پس اگه الان حتی هدف هم نداری که چی چی بخونی حداقل هدفت رو زندگی و آیندت قرار بده


من بعضی مواقع که میبینم تا این حد روشنفکرم واقعا" غبطه میخورم :-< :-"
 

inspiration

کاربر فعال
ارسال‌ها
41
امتیاز
116
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین2
شهر
اصفهان
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

همه حرفاتو قبول دارم دقیقا همین طوره که میگی.
و این رو هم قبول دارم که این علاقه ممکنه در طول تحصیل در آدم ایجاد بشه.
ولی اگه ایجاد نشد 4 سال باید جون کند و واحدا رو پاس کرد به امید اینکه اشکال نداره یه روز به جایی که میخوام میرسم. بعد که چشاتو وا میکنی میبینی که اااا خب من بخوام برم خارج یا کاریو که میخوام بکنم باید یه منبع درآمدی داشته باشم بدون پول که نمیشه.بعدش میری دنبال کار،حالا مثلا دانشگاه و تحصیلتم خوب بوده و زود جذب کار میشی.حالا باید خوب کار کنی تا پول مورد نیازتو بدست بیاری.بعدش چشماتو که باز میکنی میبینی 30-40 سالت شده و تو به جایی که میخواستی نرسیدی و شدی یه آدم معمولی مثل هر آدم دیگه ای و نشستی داری بچه هاتو بزرگ میکنی(من اینا رو واسه آدمایی میگم که مثل من چیزی رو که دوست داشتن دنبال نکردن و هرچقدر تلاش کردن آخرش توی جریانات زندگی گم شدن نه واسه آدمایی که به هرحال اراده بلندی داشتن و زندگی همیشه بر وفق مرادشون بوده) این زندگی نامه آدماییه که یه روز حرفای منو میزدن و الان دارن به همین حرفا میخندن و میگن خیال خامه.
من چرا حس درس خوندن ندارم؟ به خاطر همین زندگی و آینده ای که معلوم نیست به کجا ختم میشه.چرا هدف و انگیزه ندارم؟ به خاطر همین حرفا
همین الانو نگاه کن کی داره واسه من تصمیم میگیره؟ خودم یا روزگار؟ خودت میگی جامعه واسه اون جور آدما بیشتر ارزش قائله.میگی مجبوری که فلان کنی تا بعدا بتونی خودت باشی. بعدنم مثه الان چه فرقی میکنه؟؟؟؟در هر صورت یه آدمی مثل من یا باید چشم و گوششو ببنده و مثه یه بچه خوب زندگیشو بکنه یا اینکه بشینه حسرت بخوره تا بمیره.
حال میکنید چقد فضا رو پر انرژی مثبت کردم؟ میبند چقدر امیدوارم؟
الان ملت میکشنم به فوش!!! :D

ببخشید اگه اسپمه پاکش کنید... :(
 

Weeping Angel

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,416
امتیاز
4,205
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
تهران
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از inspiration :
همه حرفاتو قبول دارم دقیقا همین طوره که میگی.
و این رو هم قبول دارم که این علاقه ممکنه در طول تحصیل در آدم ایجاد بشه.
ولی اگه ایجاد نشد 4 سال باید جون کند و واحدا رو پاس کرد به امید اینکه اشکال نداره یه روز به جایی که میخوام میرسم. بعد که چشاتو وا میکنی میبینی که اااا خب من بخوام برم خارج یا کاریو که میخوام بکنم باید یه منبع درآمدی داشته باشم بدون پول که نمیشه.بعدش میری دنبال کار،حالا مثلا دانشگاه و تحصیلتم خوب بوده و زود جذب کار میشی.حالا باید خوب کار کنی تا پول مورد نیازتو بدست بیاری.بعدش چشماتو که باز میکنی میبینی 30-40 سالت شده و تو به جایی که میخواستی نرسیدی و شدی یه آدم معمولی مثل هر آدم دیگه ای و نشستی داری بچه هاتو بزرگ میکنی(من اینا رو واسه آدمایی میگم که مثل من چیزی رو که دوست داشتن دنبال نکردن و هرچقدر تلاش کردن آخرش توی جریانات زندگی گم شدن نه واسه آدمایی که به هرحال اراده بلندی داشتن و زندگی همیشه بر وفق مرادشون بوده) این زندگی نامه آدماییه که یه روز حرفای منو میزدن و الان دارن به همین حرفا میخندن و میگن خیال خامه.
من چرا حس درس خوندن ندارم؟ به خاطر همین زندگی و آینده ای که معلوم نیست به کجا ختم میشه.چرا هدف و انگیزه ندارم؟ به خاطر همین حرفا
همین الانو نگاه کن کی داره واسه من تصمیم میگیره؟ خودم یا روزگار؟ خودت میگی جامعه واسه اون جور آدما بیشتر ارزش قائله.میگی مجبوری که فلان کنی تا بعدا بتونی خودت باشی. بعدنم مثه الان چه فرقی میکنه؟؟؟؟در هر صورت یه آدمی مثل من یا باید چشم و گوششو ببنده و مثه یه بچه خوب زندگیشو بکنه یا اینکه بشینه حسرت بخوره تا بمیره.
حال میکنید چقد فضا رو پر انرژی مثبت کردم؟ میبند چقدر امیدوارم؟
الان ملت میکشنم به فوش!!! :D

ببخشید اگه اسپمه پاکش کنید... :(

ایول میبینم که مثل خودمی :D
این کاریه که من کردم و از کارم راضیم (لازم به ذکره که اصلاَ رتبه ی خوبی نیاوردم 3000 تجربی و نمی گم کار درستی بوده)
من از سال دوم دبیرستان علاقه داشتم که بزارم برم. سال پیش دانشگاهی قضیه جدی شد خیلی ها هم سعی کردن که جلوم رو بگیرن ولی من به راه خودم ادامه دادم. وسط پیش دانشگاهی واسه تافلم خوندم و رفتم تافل دادم (98 شدم) و این پروسه ی اقدام کردن خودش یکو نیم ماه منو قشنگ گرفت. امسال هم دارم دوباره اقدام می کنم و دوباره دارن جلوم رو می گیرن و میگن بشین درستو بخون. من که والا راضیم چون حداقل می دونم کاری که دوست داشتم رو انجام دادم نه کاری که بقیه به من تحمیل کردند.
 

brano

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
421
امتیاز
1,046
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
همدان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

به نقل از inspiration :
همه حرفاتو قبول دارم دقیقا همین طوره که میگی.
و این رو هم قبول دارم که این علاقه ممکنه در طول تحصیل در آدم ایجاد بشه.
ولی اگه ایجاد نشد 4 سال باید جون کند و واحدا رو پاس کرد به امید اینکه اشکال نداره یه روز به جایی که میخوام میرسم. بعد که چشاتو وا میکنی میبینی که اااا خب من بخوام برم خارج یا کاریو که میخوام بکنم باید یه منبع درآمدی داشته باشم بدون پول که نمیشه.بعدش میری دنبال کار،حالا مثلا دانشگاه و تحصیلتم خوب بوده و زود جذب کار میشی.حالا باید خوب کار کنی تا پول مورد نیازتو بدست بیاری.بعدش چشماتو که باز میکنی میبینی 30-40 سالت شده و تو به جایی که میخواستی نرسیدی و شدی یه آدم معمولی مثل هر آدم دیگه ای و نشستی داری بچه هاتو بزرگ میکنی(من اینا رو واسه آدمایی میگم که مثل من چیزی رو که دوست داشتن دنبال نکردن و هرچقدر تلاش کردن آخرش توی جریانات زندگی گم شدن نه واسه آدمایی که به هرحال اراده بلندی داشتن و زندگی همیشه بر وفق مرادشون بوده) این زندگی نامه آدماییه که یه روز حرفای منو میزدن و الان دارن به همین حرفا میخندن و میگن خیال خامه.
من چرا حس درس خوندن ندارم؟ به خاطر همین زندگی و آینده ای که معلوم نیست به کجا ختم میشه.چرا هدف و انگیزه ندارم؟ به خاطر همین حرفا
همین الانو نگاه کن کی داره واسه من تصمیم میگیره؟ خودم یا روزگار؟ خودت میگی جامعه واسه اون جور آدما بیشتر ارزش قائله.میگی مجبوری که فلان کنی تا بعدا بتونی خودت باشی. بعدنم مثه الان چه فرقی میکنه؟؟؟؟در هر صورت یه آدمی مثل من یا باید چشم و گوششو ببنده و مثه یه بچه خوب زندگیشو بکنه یا اینکه بشینه حسرت بخوره تا بمیره.
حال میکنید چقد فضا رو پر انرژی مثبت کردم؟ میبند چقدر امیدوارم؟
الان ملت میکشنم به فوش!!! :D

ببخشید اگه اسپمه پاکش کنید... :(
ببين مجبوري
تنها اختيار تو اينه كه جبر رو باور كني يا نه!
(البته من درباره درس نگفتم ها!:دي)
 

n.r

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
704
امتیاز
3,527
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
علوم پزشکی تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

دوست من رتبه ش 2 رقمی کشوری شده اما هیچی از تجربی دوس نداره. گفت اگه خانواده م میزاشتن یه سال دیگه میخوندم ریاضی میدادم.
اما الانم تصمیم گرفته بره تو یه سری دوره شرکت کنه و مدرکی یه دوس داره رو در کنار دندون بگیره.
من پیشنهادم اینه برو دفترچه رو بگیر ببین امکانش هست از ریاضی بری فلسفه(من دیدم یه فلسفه و عرفان داشت تو دفترچه ریاضی) و بعدم اینکه برو با چند تا از آدمایی که فلسفه میخونن حرف بزن. شاید تو دانشگاه فلسفه ی مورد علاقه ی تو بررسی نشه(ما معمولا نسبت به رشته های دانشگاه توهم داریم!)
بعدم اینکه شاید باید بری یکم جلوتر تا علاقه ت مشخص بشه.

ولی کلا اینو میگم این فکرا مخصوصه دوران کنکوره! (تا حدو 50%) من خودم میگفتم یعنی چی بشینم 10 ساعت بخونم؟ که چی؟ میرم 4 تا کتاب میخونم یه کار جدید یاد میگیرم واسه آینده م هم مفید تره!
 

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

راجب خودم بگم که نه :D قبلا هم هیچگونه علاقه ای نداشتم :D
 

**NAVID**

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,158
امتیاز
1,995
نام مرکز سمپاد
شهید قدوسی(Qom Nodet)
شهر
قم
مدال المپیاد
یه سال شیمی خوندم!
دانشگاه
Tehran PolyTechnic
رشته دانشگاه
هوافضا - کامپیوتر
پاسخ : پاسخ : مشکلات کنکوری‌های ۹۲

من هدف دارم . حس درس خوندن دارم . اما . . .

سال اول دبیرستان جز نفرات اول پایه بودم . تراز کانون7600 اینا . بعد رفتم تو کار رباتیک . نوبت دوم یک نمره معدلم پسرفت کرد شدم 18.80 . بعد سال دوم مطلقا درس نخوندم روبات ساختم . اما به خاطر پتانسیلی که از سال سوم راهنمایی خونده بودم داشتم ترازهام نیومد زیر 7000 . سال سوم روباتیکو بوسیدم گذاشتم کنار . گفتم بر میگردم به اوج دوباره تو کانون میشم 1 استان. اما هرچی خوندم نشد. تراز هام 6500 به زور میشد. دپرس شدم اساسی . خیلی زوره کسایی که پارسال پیارسال به گرد پات نمیرسیدن حالا جون بکنی بشون نرسی . هی گفتم من میتونم . من میتونم . اما هرچی بیشتر خوندم بدتر شد . دیگه هیچ راهی به ذهنم نمیرسه . گیر کردم بدجور . :( سال سوم زورمو زدم نشد. چهارم هم اینطور باشه :-ss :-ss :-ss :-ss
 
  • لایک
امتیازات: ghezi

absolute

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
100
امتیاز
76
نام مرکز سمپاد
farzanegan esfarayen
شهر
bojnord-esfarayen
مدال المپیاد
olampiyad adabi marhale av val
دانشگاه
server cloud not found!!!
رشته دانشگاه
server cloud not found!!!
پاسخ : انگیزه ندارم! چکار کنم؟

دقیقا مشکل منو داری ی ی ی
 

unique777

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
599
امتیاز
1,365
نام مرکز سمپاد
F a r z a n e g a n
شهر
NeY SHaboUr
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : انگیزه ندارم! چکار کنم؟

بچه ها منم مثل شما بودم. واسه همین دو ماه اخر اصن ول کردم همه چیز رو. حرفای دوستام خیلی روم تاثیر گذاشت و یکی از دلایل بد شدن رتبه م همین بود.

الان هنوز مهر هم شروع نشده. به نظر من بهترین روش واسه انگیزه گرفتن یکی قرار گرفتن تو جریان رقابته یکی هدف محکم.
هدفتونو همه جا بنویسین و مستند " راز" رو ببینین.
با وسایلاتون و کتاباتون حرف بزنین تا جذبشون بشین.
انقدر نگین انگیزه ندارم. انگیزه که از هوا نمیاد شما برین بگیرینش. فقط و فقط خودتون میتونین به خودتون انگیزه بدین.
یک تصمیم قاطع بگیرین و برای هر دفه ای که باز از این فکرا کردین خودتونو تنبیه کنین.

و به عنوان کسی که واقعا تجربه ش کرده یک نگاه به من بکنین. بعد وقتی رتبه تون میاد هزار تا پشیمونی میاد سراغتون... :)
 
بالا