• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

نقدِ نوشته ها

  • شروع کننده موضوع
  • #21

parnian.d

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,470
امتیاز
6,402
نام مرکز سمپاد
فرزنگان1 بندرعبّاس
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : نقدِ نوشته ها

پیش نوشت: مرسی از همه ی کسایی که نقد کردن و هم چنان نقد می کنن. بچه ها، ما فقط چند نمونه از نوشته های هرکس رو میذاریم. اگه شما از اون نویسنده نوشته ای خوندید که بیشتر جا برای حرف داره، حتماً اون رو نقل قول کنید و نظرتون رو راجع بهش بگید. امتیاز داره :D قرار شد هر دوره ی نقد یک ماه طول بکشه.

من نوشته هات رو دونه دونه نقد میکنم. امیدوارم تهش یه دید کلّی از نوشته هات دستم بیاد.

بانوی گل سرخ و هفت تیر سیاه
من عاشق پاراگراف اولم. خیلی موسیقی داره.
واسه همین دوست نداشتم پاراگراف دوم انقدر سریع اون حال و هوا رو به هم بریزه. با توجه به این که اسم نوشته ت هم بانوی گل سرخه، شاید بد نبود کمی بیشتر ما رو تو اون فضا نگه میداشتی. اگه پاراگراف دوم نبود(این ها جملاتی ست...) فضا هم با این شدّت عوض نمیشد.
تاکیدت رو چاق و لاغری آدما جالبه.
اشاره به پست وبلاگت رو دوست نداشتم. یه حفره تو ذهن خواننده به وجود میاره که به ساختار نوشته ت نمیاد. بهتر بود یا بهش اشاره نمیکردی، یا اقلاً چند کلمه از اون پست میگفتی.
در مجموع اوج نوشته ت همون اولش بود و آخراش انگار رو دست انداز بودی. ریپ میزد نوشته. اما جمله ی آخر نجاتش داد. پایان خوبی بود.

مچگیری
خیلی دیالوگ قشنگیه. ولی آخرش رو دوست ندارم. نمیدونم دوست داشتم آخرش چه جوری باشه، اما جمله ی آخر بچه با شخصیتی که با جمله های قبلش تو ذهن من ساخت، همگون نیست.

Dead man blues
هروقت فهمیدم قضیه چیه نقدش میکنم :D

آلویی در پوست گوجه
پایانِ عالی! همین.

با دو نوشته ی بعدی ت ارتباط برقرار نمیکنم:-??

Fine girl
کلمه های غربی جزئی از نوشته ی تو هستن. تو ذوق نمیزنن، تا جایی که دایره ی خواننده هات رو زیادی کوچیک نکنن. تو این نوشته دایره خیلی کوچیک شد.
خلّاقیت خیلی خوبی داره و لذّت بردم. ایده رو سالم به مقصد رسوندی.

در مجموع:
قلمت پتانسیل بالایی داره و وقتی ثبات پیدا کنه خیلی بهتر میشه. نمیدونم منظورم از ثبات قلم واضحه یا نه. مثلاً ریپ زدن یه نشونه از عدم ثباته. یه جوری که انگار نویسنده تکلیف خودش رو درست نمیدونه. این باعث میشه منِ خواننده موقع خوندن نوشته ت یه جور تنش داشته باشم و نتونم خودم رو محو نوشته ت کنم. نمادین بگم: نمیتونم بهش تکیه بدم چون محکم نیست. ولی خوندن نوشته هایی با این سبک تو فضایی که بیشتر نوشته ها شبیه هم مینویسن حس خوبی به آدم میده و بیشتر بنویس!
به عنوان یکی از خواننده هات که نمیخواد دایره بیشتر از این براش تنگ بشه، پیشنهاد میکنم مواظب باشی که سبکت از سبک کسایی که دوسشون داری جدا بشه. چون خط گرفتن از آدما خوبه اما تو خط اونا راه رفتن نه(تاکید میکنم که در حال حاضر تقلید زننده ای رو توی نوشته هات حس نکردم و فقط برای بهتر شدن و پیشگیری میگم)

هم خوندنِ نوشته هات خوش گذشت، هم نقد کردن شون.
موفق باشی.

پ.ن: اگه نوشته ای از نظرتون باید بره تو شخصی نوشته ها هم، بگید که بررسی شه.
 
بالا