• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

Maedeh :)

Starting...
ارسال‌ها
296
امتیاز
4,714
نام مرکز سمپاد
اسحاق حسينی/فرز2
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
1402
كاش باراني ببارد قلب ها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر كند

قطره قطره رقص گيرد روي چتر لحظه ها
رشته رشته مويرگ هاي هوا را تر كند

بشكند در هم طلسم كهنه اين باغ را
شاخه هاي خشك و بي بار دعا را تر كند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحي شگفت
سرزمين سينه ها تا ناكجا را تر كند

چترهاتان را ببنديد اي به ساحل مانده ها
شايد اين باران كه مي بارد شما را تر كند

+ جليل صفربيگي
 

PD

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
851
امتیاز
9,938
نام مرکز سمپاد
علامه حلی(شهدا)
شهر
شهربابک
سال فارغ التحصیلی
1401
از بس که ملول از دل دلمرده‌ خویشم
هم خسته بیگانه، هم آزرده خویشم

این گریه مستانه من بی سببی نیست
ابر چمن تشنه و پژمرده خویشم

گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت
من نوحه سرای گل افسرده خویشم

شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپرده خویشم

پی کرد فلک مرکب آمالم و در دل
خون موج زد از بخت بد آورده خویشم

ای قافله! بدرود، سفر خوش، به سلامت
من همسفر مرکب پی کرده خویشم

بینم چو به تاراج رود کوه زر از خلق
دل خوش نشود همچو گل از خرده خویشم

گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه گوی وطن مرده خویشم

مسکین چه کند حنظل اگر تلخ نگوید؟
پرورده این باغ، نه پرورده خویشم
 

شایلین

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
8
امتیاز
28
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اندیمشک
سال فارغ التحصیلی
1402
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
می شنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم

زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

آخرین منزل ما کوچه‌ی سرگردانی است
دربه‌در در پی گم کردن مقصد رفتیم

مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم

فاضل نظری =D>
 

ra-na

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
29
امتیاز
314
نام مرکز سمپاد
frz
شهر
ناکجا آباد
سال فارغ التحصیلی
1400
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند

هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند

حافظ
 

Sss.lll

Am#Ma
ارسال‌ها
37
امتیاز
320
نام مرکز سمپاد
Farz1
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1402
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کم رنگ
زندگی باید کرد
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید رویید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم
روزگارت آرام ....

____________________________________
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند


دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند


خداحافظ
 
آخرین ویرایش:

mumoot

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
10
امتیاز
3
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
دین راهگشا بود و تو گمگشتۀ دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی
….
آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟
….
این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی
….
مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه، کافی‌ست ببینی
….
ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی
….
هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک‌سایۀ فردوس برینی
….
ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی
….
شاعر: فاضل نظری
 

Mo_reza4

کاربر فعال
ارسال‌ها
32
امتیاز
32
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ابهر
سال فارغ التحصیلی
1403
تو مَـر دیـو را مـردمِ بـد شنــاس

کســی کــو نــدارد ز یــزدان ســپاس

هـر آن کـو گذشـت از رَهِ مردمـی
ز دیــوان شــمر مَشْـمُرَش ز آدمــی



دو بیت پایانی داستان اکوان دیو
 

Mo_reza4

کاربر فعال
ارسال‌ها
32
امتیاز
32
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ابهر
سال فارغ التحصیلی
1403
شنیدم که یک بار در حله‌ای
سخن گفت با عابدی کله‌ای
که من فر فرماندهی داشتم
به سر بر کلاه مهی داشتم
سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق
گرفتم به بازوی دولت عراق
طمع کرده بودم که کرمان خورم
که ناگه بخوردند کرمان سرم
بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش
که از مردگان پندت آید به گوش


حکایتی از بوستان سعدی
 

ra-na

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
29
امتیاز
314
نام مرکز سمپاد
frz
شهر
ناکجا آباد
سال فارغ التحصیلی
1400
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

مولانا
 

armin_att

.BlurryFace.
ارسال‌ها
413
امتیاز
8,172
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهر ری
سال فارغ التحصیلی
1398
رشته دانشگاه
مهندسی برق
بنشین مرو ، چه غم که شب از نیمه رفته است

بگذار تا سپیده بخندد به روی ما ...

بنشین ببین که دختر خورشید صبحگاه

حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما

بنشین مرو ، هنوز به کامت ندیده‌ام

بنشین مرو ، هنوز کلامی نگفته‌ایم

بنشین مرو ، چه غم که شب از نیمه رفته است

بنشین که با خیال تو شب‌ ها نخفته‌ام

بنشین مرو ، که در دل شب در پناه ماه

خوشتر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش ...

یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست

بنشین مرو ، حکایت ِ وقت دگر مگو

شاید نماند فرصت دیدار دیگری
 

zeynabgol

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
472
امتیاز
1,188
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
رشته دانشگاه
پزشکی
روی به دریا کنم و سر به صحرا فکنم
اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
هلهله جنگ بر این گنبد مینا فکنم
مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟
 

nafaass

کاربر جدید
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
1
امتیاز
3
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1400
پشت دیوار دلم دخترکی میرقصد
دختری شاد و رها ز غصه ها میرقصد
گرچه از شرم نگاه دگران پنهان است
ولی با ناز و طرب شادی کنان میرقصد
 

asiww

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
229
امتیاز
3,770
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
Ard
سال فارغ التحصیلی
1399
ملک جمشید ندارم که ز تو بوسه خرم
اینک اینک من و دل، گر به دلی خرسندی
 
بالا