اعتراف میکنم تو خونه تنها بودم و خوابم برد(اصلا خوابم سنگین نیستا ولی نمیدونم چرا اون شب اونجورخوابم برد) مامانم اومد هرچی در زد من نفهمیدم بعد از چند ساعت بیچاره فک کرد واقعا یه بلایی سرم اومده(به قفل ساز گفته بودن بیاد قفلو بشکنه کل خاله هام اومده بودن پشت در ببینن چم شده) مامانم و خاله هام گریه میکردن اما من اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم غش غش میخندیدم
اعتراف میکنم پنج شیش سالم بود یا شاید کمتر رو منصور خواننده کراش بودم میخواستم باش ازدواج کنم میرفتم جلو اینه اهنگش پلی میکردم :«یه روز میام به جستجو فقط بخاطر تو ...عشقو میذارم پیش رو فقط بخاطر تو .....دنیا رو عاشق میکنم فقط بخاطر تو غرق شقایق میکنم فقط بخاطر تو ((: » فک میکردم اینا رو برا من خونده و خودمو مخاطب اهنگش قرار میدادم ......اصن دلم برا خودم کباب شد
اعتراف میکنم کلاس دوم دبستان انقدر بد منو خواهر دوقلوم ارغوان همو زدیم که دیه از کلاس دوم به بعد با هم تو یه کلاس نبودیم ، مامانم منو برا کلاس الف ثبت نام میکرد ارغوان و کلاس ب !