!Khodam Hastam!
کاربر نیمهفعال

- ارسالها
- 19
- امتیاز
- 48
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- تـهران
پاسخ : جای زخم ...
رفته بودیم مشد ! 8ـ9 سالم بود...
دلم دوچرخه سواری خواست ...! یه ذره بازی کردم بد اومدم برم بالا (خونه خالم!) یه در شیشه ای داشتن این دره گیر کرده بود
من عقل کل هم فک میکردم هی باید بیشتر فشارش بدم

انقد فشارش دادم دره یه دفه به تیکه های کوچک تبدیل شد و روی من فرود آمد
منم جیغ کشیدم بعد همه همسایه ها اومدن پایین
یه تیکه از این شیشه ههـــ هم رفت تو دستم (یکم بالا تر از مچ دستم)
هیچی دیگه الانم هنوز جاش مونده هیچ وقتم خوب نمیشههههههه

رفته بودیم مشد ! 8ـ9 سالم بود...
دلم دوچرخه سواری خواست ...! یه ذره بازی کردم بد اومدم برم بالا (خونه خالم!) یه در شیشه ای داشتن این دره گیر کرده بود

من عقل کل هم فک میکردم هی باید بیشتر فشارش بدم

انقد فشارش دادم دره یه دفه به تیکه های کوچک تبدیل شد و روی من فرود آمد

منم جیغ کشیدم بعد همه همسایه ها اومدن پایین

یه تیکه از این شیشه ههـــ هم رفت تو دستم (یکم بالا تر از مچ دستم)

هیچی دیگه الانم هنوز جاش مونده هیچ وقتم خوب نمیشههههههه



که تابه خورد کنار چشمم و منو پارک و تاب غرق خون شدیم
بعد از برخورد به تاب پرت شدم روی زمین که پره سنگ بود 
اصولا انسانی هستم که زود گریه میشم و اونروز گریه نشدم





هیچ کدومشونم از حادثه ای مث تصادف نبودن همشون شیطنت خودم بوده 

