
( مهسا! کیک یزدی داری ؟ الهه ! آب بده ! سارا ! ساندویچ ! نیلوفرینا ! هر کوفتی !
)
دو سه نوع کیک بود ، نارنگیای مهسا.ق ، بیسکوییت مهسا و ... بعد اصلنم به روی خودمون نمی آوردیم که اینجا کلاسه و اینا 
معلمه ـم اومد ازین کار ما استفاده مفید کنه ، گف انرژی این مواد خوراکیتونُ ببینین چنده ! بعد دیگه ما با دهنِ پر تو کلاس راه میرفتیم : نیوشا اون کیکت کالریش خیلی کم بود بازم بیار ! اوی نگین ازین ساندیسا نخر کالریش زیاده ! و ...



اینو شما هواستون نبود خوردم 















) تا خرخره ، در حد مرگ ترشي خورديم . بعد رفتيم به معلمه گفتيم خانوم از قيافه و صدامون معلومه فشارمون افتاده پايين؟
)ما که کارمون خوردن سر کلاسه،منتها یه دفعه یکی از معلمامون دید،گفت نوش جان فقط برای منم نگه دار!!!!به نقل از Mr.Mamareza :از تجرببیاتتون در مورد خوردن تغزیه میوه و ... سر کلاس بگین(بدون اجازه معلم)



