• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شما یادتون نمیاد، قدیما...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
شما یادتون نمیاد ولی یه زمانی این آهنگه مد بود : هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی دل تو دلت نبود بزنی ذوقمو کورش کنی😂
 
شما یادتون میاد، یه زمانی ایران هنوز 80 میلیون نشده بود
 
شما یادتون نمیاد ، پایین اومدن از سرسره بادی ترسناک بود ، مخصوصا اون بزرگاش ، موقعی که میومدی پایین پوستت میسوخت ، همیشه هم ترس داشتیم یه نفر از پشت بزنه توی کمرمون
 
آخرین ویرایش:
شما یادتون نمیاد ، یکی از سرگرمی ها ، کشیدن نقشه خونه بود، بعضی موقع هم یه چیزی قایم میکردیم تا با نقشه پیداش کنیم
(کسی مثل من بوده؟)
 
آخرین ویرایش:
شما یادتون نمیاد ولی یه زمانی نهایت بازی که داشتیم پو ، تام سخنگو ، دزد و پلیس و انگری بردز بود
 
شما یادتون نمیاد ولی قدیما خونه مادر بزرگ با بچه ها خونه بالشتی درست می کردیم
 
شما یادتون نمیاد...
حقیقتا بنده توی کار کفن دفن بودم ، یه چیزی بر میداشتم میکردم زیر خاک(حتی چوب و سنگ ، اصلا اغلب چوب و سنگ) واسش قبر درست میکردم ، روش گُل میرختم ، گاهی با بقیه بچه ها هم واسش مراسم می‌گرفتیم
 
شما یادتون نمیاد، وقتی آدامس خرسی می‌گرفتیم ،یکی از سخترین کارها این بود که تتوش رو بچسبوندیم ، اغلب یا آب زیاد میزدیم یا کم و خراب میشد ، اصلا تنظیم میزان آب یه فوق تخصص محسوب میشد
 
شما یادتون نمیاد
فاتحه ها همیشه جایی بودن که بچه ها فامیل خیلی زیادتر بودن ، ما دلمون میخواست بازی کنیم ، بخندیم ، ولی نمیشد 😔 مراعات میکردیم و آروم فاصله می‌گرفتیم تا به حد مجاز میرسیدم و آنگاه بود که سیستم کنترل خاموش میشد... کی میتونست جلومون رو بگیره؟
 
آخرین ویرایش:
این رو هم برم ، آروم بشم برم
شما یادتون نمیاد
بچگی هام ، انگلیسی بلد نبودم، بچه هایی که چندسال ازم بزرگتر بودن و انگلیسی بلد بودن ، موقعی که باهاشون صحبت می‌کردیم باهامون انگلیسی صحبت میکردن و رو اعصاب راه میرفتم
حتی الان نمیدونم واقعا انگلیسی بود یا چرت و پرت
خودشون که میگفتن انگلیسیه
الان کره ای هم صحبت کنی سر در میارم
 
شما یادتون نمیاد قدیما ما خفنا از اینا داشتیم:

f142090_92459ab6b42014129ddb8e121599a17e8edec6fd_1657180765.webp
 
آخرین ویرایش:
شما یادتون نمیاد، یه زمانی آدامس باربی خیلی مد بود و کارت‌ باربی توش می‌تونست تو رو محبوب کلاس کنه.

سک‌سک شانسی محبوبی بود و داخلش یه سی‌دی، یه کتاب داستان، یه کتابچه پازل، یه شکلات و جایزه بود (شاید توش چیز دیگه‌ای هم بود، یادم نیست). بچگی من با اون سی‌دی‌ها می‌گذشت. کلا سی‌دی همه چیز بود. جایزه‌هاش هم عالی بود، کلی باربی، اسباب‌بازی و حتی مینی اسکارف گیرم می‌اومد.
 
شما یادتون نمیاد (نسخه جنوبی):
- یه زمانی همه جا شربت ویمتو سرو می‌شد.
- شانی خیلی زیاد و ارزون بود، توی دبیرستان از بوفه می‌گرفتیم.
- تنهااااا تفریح بچه‌ها پارک‌های بادی لب دریا بود.
- ماهی‌های کوچک مثل کفشک و بلاریگو و خساک بی‌ارزش و خیلی ارزون بودند. الان ماشالا لوکسند.
- نون‌‌های بربری و سنگک (و سایر غذاها و سوغاتی‌های شهرهای دیگه) پیدا نمی‌شدند، باید می‌رفتی سفر.
- موزیسین‌ها (به خصوص نی‌انبان‌زن‌های گرامی) سطح پایین و مطرب علاف دونسته می‌شدند (خداروشکر این رفع شد).
- همه حداقل یه دور رفته بودند دبی.
- تلویزیون کانال‌های عربی می‌گرفت و می‌نشستیم کارتون‌های مختلف با دوبله عربی می‌دیدیم.
- کولر‌های گنده‌ای داشتیم که غرغرغر صدا می‌داد و بهترین لالایی ممکن بود، به خصوص برای خواب ظهر.
- خیلی از خونه‌ها درخت انبه و جنبو داشتند.
 
Back
بالا