• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شما یادتون نمیاد، قدیما...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
شما یادتون نمیاد ولی یه زمانی این آهنگه مد بود : هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی دل تو دلت نبود بزنی ذوقمو کورش کنی😂
 
شما یادتون نمیاد ، پایین اومدن از سرسره بادی ترسناک بود ، مخصوصا اون بزرگاش ، موقعی که میومدی پایین پوستت میسوخت ، همیشه هم ترس داشتیم یه نفر از پشت بزنه توی کمرمون
 
آخرین ویرایش:
شما یادتون نمیاد ، یکی از سرگرمی ها ، کشیدن نقشه خونه بود، بعضی موقع هم یه چیزی قایم میکردیم تا با نقشه پیداش کنیم
(کسی مثل من بوده؟)
 
آخرین ویرایش:
یه زمانی سرگرمی بچه ها کندن باغچه با قاشق برای پیدا کردن گنج بود
 
شما یادتون نمیاد ولی قدیما خونه مادر بزرگ با بچه ها خونه بالشتی درست می کردیم
 
شما یادتون نمیاد...
حقیقتا بنده توی کار کفن دفن بودم ، یه چیزی بر میداشتم میکردم زیر خاک(حتی چوب و سنگ ، اصلا اغلب چوب و سنگ) واسش قبر درست میکردم ، روش گُل میرختم ، گاهی با بقیه بچه ها هم واسش مراسم می‌گرفتیم
 
شما یادتون نمیاد، وقتی آدامس خرسی می‌گرفتیم ،یکی از سخترین کارها این بود که تتوش رو بچسبوندیم ، اغلب یا آب زیاد میزدیم یا کم و خراب میشد ، اصلا تنظیم میزان آب یه فوق تخصص محسوب میشد
 
شما یادتون نمیاد
فاتحه ها همیشه جایی بودن که بچه ها فامیل خیلی زیادتر بودن ، ما دلمون میخواست بازی کنیم ، بخندیم ، ولی نمیشد 😔 مراعات میکردیم و آروم فاصله می‌گرفتیم تا به حد مجاز میرسیدم و آنگاه بود که سیستم کنترل خاموش میشد... کی میتونست جلومون رو بگیره؟
 
آخرین ویرایش:
این رو هم برم ، آروم بشم برم
شما یادتون نمیاد
بچگی هام ، انگلیسی بلد نبودم، بچه هایی که چندسال ازم بزرگتر بودن و انگلیسی بلد بودن ، موقعی که باهاشون صحبت می‌کردیم باهامون انگلیسی صحبت میکردن و رو اعصاب راه میرفتم
حتی الان نمیدونم واقعا انگلیسی بود یا چرت و پرت
خودشون که میگفتن انگلیسیه
الان کره ای هم صحبت کنی سر در میارم
 
شما یادتون نمیاد قدیما ما خفنا از اینا داشتیم:

f142090_92459ab6b42014129ddb8e121599a17e8edec6fd_1657180765.webp
 
آخرین ویرایش:
شما یادتون نمیاد، یه زمانی آدامس باربی خیلی مد بود و کارت‌ باربی توش می‌تونست تو رو محبوب کلاس کنه.

سک‌سک شانسی محبوبی بود و داخلش یه سی‌دی، یه کتاب داستان، یه کتابچه پازل، یه شکلات و جایزه بود (شاید توش چیز دیگه‌ای هم بود، یادم نیست). بچگی من با اون سی‌دی‌ها می‌گذشت. کلا سی‌دی همه چیز بود. جایزه‌هاش هم عالی بود، کلی باربی، اسباب‌بازی و حتی مینی اسکارف گیرم می‌اومد.
 
شما یادتون نمیاد (نسخه جنوبی):
- یه زمانی همه جا شربت ویمتو سرو می‌شد.
- شانی خیلی زیاد و ارزون بود، توی دبیرستان از بوفه می‌گرفتیم.
- تنهااااا تفریح بچه‌ها پارک‌های بادی لب دریا بود.
- ماهی‌های کوچک مثل کفشک و بلاریگو و خساک بی‌ارزش و خیلی ارزون بودند. الان ماشالا لوکسند.
- نون‌‌های بربری و سنگک (و سایر غذاها و سوغاتی‌های شهرهای دیگه) پیدا نمی‌شدند، باید می‌رفتی سفر.
- موزیسین‌ها (به خصوص نی‌انبان‌زن‌های گرامی) سطح پایین و مطرب علاف دونسته می‌شدند (خداروشکر این رفع شد).
- همه حداقل یه دور رفته بودند دبی.
- تلویزیون کانال‌های عربی می‌گرفت و می‌نشستیم کارتون‌های مختلف با دوبله عربی می‌دیدیم.
- کولر‌های گنده‌ای داشتیم که غرغرغر صدا می‌داد و بهترین لالایی ممکن بود، به خصوص برای خواب ظهر.
- خیلی از خونه‌ها درخت انبه و جنبو داشتند.
 
Back
بالا