• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

روزي كه اولين نمره كمتو به مامانت نشون دادي

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع naseri
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
والدینم هیچوقت از لحاظ نمره بهم فشار نیاوردن ولی همیشه این انتظار میرفت که یکی از بهترین ها باشم
مستمر زیست سال دوم دبیرستان 14 شدم پایانترم دیگه نشستم خوندم 19 شدم :)
به کوچولوتر های سایت میخوام بگم که گور بابای نمره
نقاشی بکشین انشاء بنویسین طبع شاعریتون رو تقویت کنین
 
من عربی‌م افتضاح‌ه و اولین امتحان ۹ گرفتم.
نشون ندادم. برگه رو پشت بخاری گذاشتم.
هیچ ی هفته دو هفته گذشت مادرم برگه رو دید. هیچ گفتم نمره امتحان از ۱۰ بوده. بعد بارم رو پرتوپلا نوشتم. ب‌خیر گذشت. خطر مرگ وجود داشت.
 
اولین نمره کمی که گرفتم فکر کنم ریاضی هفتم بود مستمر شدم ۱۶.
بعد از بین اون همه ۲۰ ریاضی ۱۶ خیلی به چشم میومد
مامانم خندید گفت پیش میاد😂
ولی متاسفانه ابتدایی بخاطر رفتار نه چندان سالمشون کمال‌گرایی با من رشد کرد.
و دیگه مهم نبود که الان چطور رفتار می کنند چون اون روز خودم یادمه انقدر عصبی بودم از اتاق بیرون نیومدم.
اره خلاصه
 
اولین بار فکر کنم ۱.۵ شده بودم و صرفا یه فرمول نوشته بودم تو یه سوال. اما واکنش خاصی نشون ندادن و من هم تو آزمون های بعدی بیشتر درس خوندم.
ولی آخه اون آزمون مباحثش انگار از کتاب ریاضی یازدهم بود.
پ.ن: با این حال من پایین ترین نمره نبودم .....
 
من پایین ترین نمره ای که گرفتم همین یه هفته پیش دینی ۱۶.۵ شدم اصولا با عربی و دینی میونه خوبی ندارم😂😂
جالبه فیزیک و زیست و ریاضی ۱۸و۱۹ یهو عربی۱۷ دینی۱۶.۵
تازه معلم عربی و دینیمونم یکیه کلی بهم ارفاق کرد شاید ۹ نمره چون فکر میکردم افتادم کلا معلم خوبی نمره الکی با ارفاق زیاد میده🤣🤣
 
توی کل املای اول دبستان یه غلط داشتم اونم کلمه ی دیدم بود که نوشته بودم دی دم . مامانم همیشه می‌گفت اگه غلط داشته باشی اشکال نداره و فلان که من استرس نداشته باشم . اون روز خیلی ریلکس رفتم خونه و دفتر املامو نشون دادم . مامانم خیلی نگاه بدی کرد بهم و دعوام کرد منم میگفتم وا مگه همیشه نمیگفتی اشکال نداره غلط داشته باشم ؟ 😂
خلاصه اون روز تا شب من املا نوشتم و شد آخرین غلط کل اول دبستانم😂
 
من اصلا نشون ندادم نمره خوبارم نشون نمی‌دادم فقط کارنامه (فک کنم کلا زیاد در این موارد باهاشون حرف نمی‌زدم) دبستان که هیچی شاید اولین بار یه پرسش کلاسی بی خبر رو کلاس هفتم مطالعات اجتماعی ۱۵ گرفتم بعد هم بعد ها کلاس یازدهم ریاضی رو نمیدونم چند بود ولی ۱۲ ۱۳ گرفتم
 
اولین بار مدرسه کلاس اول مامان بابامو خواستن چون ریاضی 12شده بودم (این دسته های گندم لامصب یکان دهگان اینا رو یاد نمیگرفتم :)))
دعوام کردن :))
 
یادش بخیر چهارم دبستان بودم برای یک ماه تمام درس نمیخوندم و مامانم تهدیدم میکرد که بخون اگر بد بشه نمره ات من میدونم و تو و اینا
و من امتحان ریاضی رو 15 شدم
خلاصه بخوام بگم عین چی کتک خوردم از مامانم و مثل اسب تو خونه میدویدم
بعدش مامانم ناراحت شد که دعوام کرده و اون شد اولین و آخرین باری که خانواده ام نمره ام رو چک کردن و بهش اهمیت دادن
 
ابتدایی بودم و نمره‌م خیلی کم شده بود، مامانم انقدر دعوام کرد که تا صبح کنار بخاری نشستم گریه کردم🤣
 
نمره کم خیلی نگرفتم ولی اگرم گرفتم همرو به خانواده گفتم ، ری اکشنشون هم همیشگی بوده

"تجربه بشه برای دفعه بعدی"
اینم اضافه کنم، بعد این کنکورمو خراب کردم گفتن خسته نباشی همینکه سالمی کافیه(بعید بدونم)

نمرات دانشگاهم دیفرانسیل ۳ دهم شدم میانترم گفتم گفتن وای به حال قایقایی که تو میخوای بسازی
 
مامانم گفت تلاش کن بار بعدی بهتر بشی و نمرتو الان نشون بابا نمی‌دم
 
فارسی رو شدم ۱۳
اتفاق خاصی نیفتاد. فقط نمیدونم چرا فردا صبحش کمرم کبود بود؟
 
  • خنده
امتیازات: Rmita
نمره که نه ولی یادمه رتبه کنکورم رو دیدم، مادرم پرسید چند شده؟ گفتم فلان.
لبخند رو لبش محو شد، پدرم از اون سمت گفت داره شوخی می‌کنه اصلا امکان نداره :))
 
پنجم دبستان همه نمره‌هام بیست بود به جز جغرافی که شدم هیجده. خانواده یه جوری رفتار کردن انگار قتل مرتکب شدم.

من واقعا نمیدونم این همه اهمیت دادن والدین ایرانی به نمره از کجا میاد.
من نه الان که معدلم نوزدهه بهم مدال دادن نه اون موقع که دانشگاه کارشناسی معدل یه ترمم سیزده شد و در شرف اخراج بودم اومدن کسی کتکم زد.
شاید این چیزا موقع درس خوندن خیلی مهم بنظر برسه وای نیم نمره امتحان نهاییم کم شد حالا تاثیرش توی کنکور بدبختم میکنه ولی وقتی آدم توی کار و زندگی بیفته میبینه چقدر بی‌اهمیت بودن. مخصوصا وقتی ببینی آدمای مثل خودت دارن زیردست کسایی کار میکنن که با دیپلم مدرسه عادی و حتی پایینتر اومدن توی بازار کار و گردش مالیشون چند ده میلیارد تومن در ماهه.
فک کنم بدآموزی دارم اینجا 😂😂😂
 
کلاس هفتم بودم من ازین بچه خرخونا بودم که ۱۹.۷۵ هم افت داشت اون موقع بعد اجتماعی رو۱۷ شده بودممم مامان بابام شاغل بودن و بعد مدرسه معمولا می‌رفتیم خونه مادربزرگم
منم خیلی عصبانی بودم رفتم برا مرغا غذا بریزم یه فکری به سرم زد
رفتم کاغذه رو خیس کردم قشنگ انقد تیکه تیکه کردم که تجزیه‌ بشه بعد انداختم جلو مرغا
فرداش سر یه کلاس دیگه که بودیم یهو معلم اجتماعی گفت شاهکار هاتون رو به مامان باباتون بدین امضا کنن
حالا من بودم و کاغذ توی دل و روده مرغا
هیچی دیگه خودم رفتم گفتم تو یه کاغذ نوشتن ک دیدن نمره مو و تلاشمو بیشتر میکنم و ازین حرفا
 
دبستان بودم فکرکنم قابل قبول گرفته بودم، بعد مامانا باید برگه رو امضا میکردن. گفتم صبح نشونش بدم که سریع امضا کنه و برم مدرسه و فرصت نداشته باشه جرواجرم کنه. برگه رو جرواجر کرد :))
 
Back
بالا