من در گذشته ي نه چندان دور (يني تا همين 5 -6 روز پيش ) تصورم اين بود كه هيچ تفاوتي با بقيه نداريم .. و اگر هم باشه صرفا در ميزان سخت كوش بودن ه .
اما از وقتي نهايي ها شرو شده و ميرم حوزه و بچه هاي بقيه ي مدارس ُمي بينم .. واقعا يه اين نتيجه رسيدم كه با بقيه فرق داريم .
شايد وقتي بين خودمون هستيم زياد متوجه ويژگي هاي خاص مون نشيم اما وقتي در كنار بقيه قرار ميگيريم اين اختلاف و تفاوت بيشتر ديده ميشه .
من باورم نمي شد كه در فاز فكري ، رفتار ها ، حتي ويژگي هاي ظاهري با بقيه فرق داشته باشيم .
اما داريم ..
اصلا نمي دونم چطور توضيح بدم .. يه شعور خاصي در شوخي هامون ، حرف زدن هامون و به طور كلي در رفتار بچه هاي سمپاد هست .
حالا نمي دونم شايد اون بچه هايي كه من باهاشون برخورد داشتم خيلي وضعشون خراب بوده .
اما قطعا و قطعا اختلاف و تفاوت بسياري مابين بچه هاي سمپاد و مدارس ديگه هست كه غير قابل چشم پوشي يه.
فرقمون نوع نگاهمون به همه چیزه در ضمن من با غرور و اینا هم مخالفم اکثریت کسایی که من می شناسم اصلا خجالت می کشند بگند سمپادیند و فرزانگان و از این جور چیزا من خودم هم بدم می آد آخه چیه؟ فکر می کنند از دماغ فیل افتادیم
علایقمون هم یک خورده فرق می کنه و کلن بیش تر به طرز فکر بر می گرده
خب بچه های سمپادی معمولا از لحاظ درسی بهتر از دانش اموزاای مدرسه های دیگه هستن ولی خیلی هاشون تلاششون کمتر از حد نرماله لاقل در مورد من صدق میکنه که این به ضررشون تموم میشه بعضی هامون جدا مغروریم که این جدا خیلی بده مثلا من کسایی رو دیدم که راحت جلو معلممون درمیان البته بیشتریاتون با این افراد مواجه شدید
یه زمانی فرقمون به طرز نگاه به مسایل و طرز فکر بود خلاقیت بیشتری داشتیم حتی شاید کمی استعداد بیشتر تو بعضی موارد اما در حال حاضرک طرح هر ایرانی یک سمپاد داره اجرا میشه هیچ فرقی نداریم تقریبا!!
من ميگم تفاوت عمدمون اينه که ماهاکلن اززندگي يه چيز ديگه ميخواهيم واون اعتمادبه نفسي که همه ازش ميگن وچون رومون کارشده يکمي هم بلندپروازيم که درنتيجه بلندهمتمون ميکنه درباره منم صدق ميکنه شمارونميدونم اميدوارم مفهوم رسيده باشه!