• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فخر فروشی به غیرسمپادی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع M.Rokni
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
فقط ب خانواده ی پدری..
اونم مامانم میفروشه.. من حال حرف زدنم باهاشون ندارم..
ولی ب اون دوستی ک فرز یک بود دوره اول و میگفت فرز یک دوره دو فقط واسه ماست و شماها اصلا واسه چی میاین ازمون و کلاس اینقدر میخونین و چهار قبول شد سلام میکنم...حال و احوال.. حیف ک دیگه ندیدمش بو سوختگیشو حس کنم😂😂😂

والا ب من بود ب هیچکی نمیگفتم.. حال دارینا
 
واقعا علاقه ای به فخر فروشی ندارم نه به خاطر این مسئله نه سر چیز دیگه ای
کلا دو بار اینکارو کردم که پشیمونم
واقعا دوسم هم‌ ندارم که بقیه بدونن
بدونن که چی
خودمم حس بدی میگیرم
اینم هست که بعضیا فکر میکنن ما "عجیبیم"
دومین باری که گفتم طرف ازم پرسید شما بازی هم میکنین ؟
موندم چی بگم
 
من الان آخرای دانشگاهمه و در مورد تجربه ی سمپاد/غیرسمپاد و روابط توی دانشگاه میخوام بگم که سمپادی بودن مزایای زیادی داره ولی وقتی بیاید تو جامعه معایبش رو هم شفاف میبینید.
من در قیاس با بیشتر دوست های غیرسمپادیم آدم با پشتکار خیلی کمتری بودم.نه فقط خودم،بیشتر رفیقام که سمپاد تهران،تبریز و رشت و سایر شهرهای بزرگ بودن این ویژگی در موردشون کمابیش وجود داشت.قطعا تفاوت های فردی وجود داره بحث صرفا مشاهده ی محدود خودم در یک جامعه ی آماریه.
البته عموما برخلاف چیزی که عنوان میشه بچه های سمپاد راحتتر و وسیعتر ارتباط برقرار میکردن تا بچه های بیرون اون.نه فقط با همدیگه،کلا.
برخلاف زمانی که دبیرستان بودم و علامه حلی از افتخارات بزرگ زندگیم بود الان به نظرم قضیه به اون شدت نیست.سمپاد برای ما جایی بوده که با بخشی از استعدادهامون آشنا شدیم و در بعضی موارد شکوفاشون کردیم.در عین حال پیچیدگی هایی هم چه در زمینه ی ارتباطی با بقیه و چه در زمینه ی تلاشگر بودن برامون ایجاد کرده.
در نتیجه چندان چیز خاصی برای فخرفروشی وجود نداره اصلا.تجربه ی جالب متفاوتیه صرفا.
 
من که خودم این کارو خیلی بد میدونم و کار بدیه که چیزایی که دیگران ندا نو بیشتر پز بدی که شاید حسرت بخورن ولی ی بار شیطون گولم زد اومدم به صورت نا محسوس پز بدم ی مسئله دادم دوستام اونا نتونستن حل کنن گفتن چقد سخته و چقد چیزای سختی می خونید شما بعد منم گفتم اینا که اسوناشه تازه بزا آسون بدم بهتون این یکی رو میتونید حل کنید بعد مسئله رو دادم از قبلیه سخ تر ولی به اونا گفتم آسون تره اونا هم نتونستن حل کنن گفتم بابا اینا خیلی آسونه
در صورتی که سوال دومیه رو خودمم جوابشو بلد نبودم😆😁
 
حال دارینا..
من دیگه خودمم حس خوبی نمیگیرم وقتی یادم میافته سمپادیم..
فاز من چقد باهوش و خفنم تو همون اواسط هفتم خوابید😐
 
من فقط به کسی که ازم میپرسه نمرت چنده و من برفرض بر اساس یکی از نمره هام
میگم ۱۹ و خورده ای و طرف میگه فشار بقول من بیست شودم صرفا میگم درسامون با هم فرق داره مقداری
دیگه از این پاکت شیرکاکائو بازیا در نمیارم که فخر بفروشم
 
Back
بالا