چه روزایی داشتیم ما راهنمایی

آزمون سمپاد که میشد معلم زیستمون میومد سرکلاس به مراقب میگفت میخام یه سوالو برای بچها توضیح بدم بعد مراقبه که میرفت همه بچهارو ساکت میکرد یه دفترچه بچهارو میگرفت شروع میکرد کل سوالای زیست و زمین رو به ترتیب گزینه میگفت آخرشم میگفت کسی جانمونده؟

تازه سوال شیمی هم جواب میداد ولی نه همیشه
یادش بخیر...

ولی جزء بهترین معلمایی بود که داشتیم نشد یه بارنمره ای غیر از بیست تو کلاس باشه چون همیشه با عشق درس میداد...
+یکی از ضایعترین تقلبامونم برمیگرده به امتحانای روشنا(که احتمالا همتون میدونید چیه)یادمه تا قبل سال دهم همه کتاب میوردن و از روی کتاب مینوشتن مراقبم کاری نداشت ولی یهو بخشنامه اومد که نه امسال خیلی سفت و سخت بگیرین هیج دانش آموزی حق نداره تقلب کنه
ماهم که نمیدونستیم چیکار کنیم فهمیدیم که سوالات رو فرستادن برای مدارس هی دنبال سوالات میگشتیم که ببینمشون و فردا امتحانشو بدیم که اتفاقی داشتم تو سیستم معاون پرورشی یه فایل میریختم براش که دیدم به به سوالا که اینجان

منم یه خنده شیطانی به دوستم که کنارم بود زدمو و سریع تو فلش خودم ریختم

وقتی برگشتم از مدرسه سوالارو فرستادم برای اون بچه هایی که دهنشون چفت و بست داره ...خودمم رفتم سراغ جوابا دیم خیبی زیاده حال ندارم بنویسم منم نشستم تک تک پاراگرافارو از تو کتاب قیچی کردم و درآوردم

فردا من که تموم کردم همه کاغذ جوابامو دادم پشت سریم گفتم نوشتی بده بعدی

خلاصه اوناهم فکر کرده بودن ما خوندیم که انقدر نمره کال داشتیم

+هنوزم بابت کتابم عذاب وجدان دارم که مثل جیگرزلیخا شد