• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار دبیر ما یه سوال تو امتحان نوشته بود که جوابش صورت سوال بعدی بود و 3.5 نمره داشت.
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتی دبیر زیستمون توی راهنمایی هست که تا الان یادم مونده.این بنده خدا دسیپرینی داشت که نگو. می خواست بگه خزندگان و پرندگان،گفت" پزندگان و ...پزندگان و خرندگان نه ببخشید ... منظورم پخندگان و خزندگانه..."
سوتی های تاریخی زیاد داشتیم ولی الان فقط همین یادم بود.
 
پاسخ : سوتی‌ها

خیلی یادم نیست ولی یه بیمزه اشو بگم:
سال دوم معلم زبان اومد سر کلاس گفت : خدا سلام!
میخواست بگه خداحافظ!
(مسخره)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه دفعه با یه نفر رفتیم تو مغازه . بعد بین در های مغازه درز گیر گذاشته بودن. هر دفعه که در باز و بسته می شد یه صدای خاصی میداد. بعد اون یارو که با من بود به صاحب مغازه گفت چقدر ماشین ها اینجا ترمز می کنن!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ای وای...........
من دیروز می خواستم جلوی یکی از استادامون از یه استاد دیگه بگم با اسم کوچیک صداش کردم
به جای اینگخ فامیلیه استادرو بگم گفتم آقا میثم این طوری گفتن
حالا این استاده چی فکر می کنه در مورد من؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار تو مدرسه برقا رفت به من گفتن به کلاسا بگم که زنگه منم اولین کلاس که رفتم گفتم درسه معلمه یه جوری نگام کرد و همه ساکت شدن
منم تصحیح کردم بچه های کلاس خندیدن
ولی آخرش واقعا بد میشه
من یکی که از خجالت آب میشم.
 
پاسخ : سوتی‌ها

يك بار يه جايي مسئول پاسخگويي به يه عده اي بودم
بعد مادر يك دانشجو اومد پيشم و مي گفت دختر من اسم ليلا است سه روزه تو افتاب مياد اينجا ول يجوابشو نميدن و كلي اعتراض
از بس اين گفت دخترم تو آفتاب اومده اينجا;D
من اومدم ازش بپرسم دخترت ترم چنده
گفتم : حالا اين افتابه خانوم ترم چند هستن ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار يكي از بچه ها داشت كنفرانس مي داد ...

چند تن از فرزانگاني هاي موچك تر از ما هم حضور داشتن !!!
يادم نيست براي يكي از اين فرزانگاني ها چه اتفاقي افتاد كه (يادمه ،‌ نبايد بگم !!!) اين دوست ما هل كرد گفت " اگه قبول كنيم cat ميشه apple !!! بايد قبول كنيم كه ... (همه خنديدن حرفش قطع شد !!!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلماي ما راه ميرن سوتي ميدن!
يه بار معلم زيست وقتي داشتيم مي رفتيم آزمايشگاه گفت بچه ها يه ورق و يه كاغذ با خودتون بيارين!
يه بار معلم ديني 374 بار روسريشو درست كرد!!!!!!
يه بار...
اوووووووووووه خيليه!!
معلم زيست به poroje ميگهperoje !!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ن
یه بار زمستون سال پیش خیابونا یخ زده بود منم داشتم با یکی از بچه ها مدرسه می رفتم ، داشتیم از جلوی یک گروه دختر رد می شدیم بر زبان آوردن که یهو پای من لیز خورد و منم دوستم رو گرفتم تا نخورم زمین ؛ اونم زیر پاش لیز بود و برای اینکه نیوفته یکی از دخترا رو گرفت و سه تایی افتادیم ؛ بعد یارو شروع کرد به فحش دادن ... خودتون بهتر می دونین چه فحش هایی
خيلي با مزه بود البته من اگر جاي شما بودم واي ميستادم جلوش دو برابر خودش بهش فحش مي دادم
 
Back
بالا